سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

غیبت ده ساله چریک مدنی

چکیده :در نظر صابر حاکمیت ناتوان از حل مسائل عمومی است و این ما هستیم که باید آستین بالا زده و در " شناسایی"، " صورت بندی" " ارائه" راه حل و اقدام برای آن همت کنیم. در این فرآیند است که فردیت ما ارتقا پیدا میکند و ما در حالی که می سازیم ساخته هم میشویم." چه باید کرد" صابر مشخص است: ایجاد کانون مقاومت مدنی در برابر موج تخریب حاکمیت با آموزش و نهادسازی و...


مجتبی نجفی

غیبت هدی صابر ده ساله شد اما حضورش تا قبل از شهادتش بیشتر. چرا که تا قبل از جان دادنش در زندان جور بسیاری نمی دانستند او در سیستان و بلوچستان چه دستگیری ها با کارآفرینی و آموزش نکرده یا چه ساعتها و روزها را برای آموزاندن و کمک به دیگران صرف نکرده اما اکنون اگر چه نبودنش زخمی ماندگار بر قلب کسانی است که او را میشناختند و دوست داشتند اما کشته شدنش شده است ذکر یک فداکاری بی مزد و منت در راه ملت.

صابر در تفاوت با بسیاری از سیاسیون به امتحان راههای تکراری از پیش شکست خورده اعتقاد نداشت. آستین‌ بالا زد از تاریکی و سرگردانی پس از شکست اصلاحات راه ساخت. منتظر نماند تا دیگران ” چه باید کرد”برایش تعیین کنند با کنش و سماجت مثال زدنی اش گفت نقطه نقطه ایران میدان کنش ماست. گاه با آموزش و گاه با ساختن نهاد. کاستن از رنج دیگران، جمع کردن یاران همدل، شناخت نیروهای اجتماعی مساله حل کن بری از هر گونه رانت، نقد مستمر قدرت همه سویه هایی از اپوزیسیون محوری او بود که مطالبه گری متداوم و تفسیر پیوسته از محیط را با هدف ساختن لنگرگاه در عرصه عمومی به جای قدرت، با هدف نقد مداوم قدرت به جای تسخیر قدرت در دستور کار خود قرار داده بود. برای همین بود صابر نمونه عالی از یک اپوزیسیون مدنی و عرصه عمومی است که اهل کار کارشناسی، عدد و رقم، با روحیه امید و سازندگی به جای تخریب و ویرانگری است.

در نظر صابر حاکمیت ناتوان از حل مسائل عمومی است و این ما هستیم که باید آستین بالا زده و در ” شناسایی”، ” صورت بندی” ” ارائه” راه حل و اقدام برای آن همت کنیم. در این فرآیند است که فردیت ما ارتقا پیدا میکند و ما در حالی که می سازیم ساخته هم میشویم.” چه باید کرد” صابر مشخص است: ایجاد کانون مقاومت مدنی در برابر موج تخریب حاکمیت با آموزش و نهادسازی و خودسازی.

در این فرآیند صابر از هر گونه شیئی گشتگی آرمان به معنای اصلاح‌طلبی در مقام شغل، اپوزیسیون بودن در مقام فاند و ریخت وپاش های دولت های خارجی، فعالیت حقوق بشری با چشم انداز جایزه های رنگارنگ دوری میکرد چرا که به خوبی میدانست که دموکراسی و آزادی برای تحقق خود به شور جمعی نیاز دارد و کالا کردن آرمان و نگاه شغلی به مبارزه به معنای نابودی آن و بازتولید همان ضدارزشی است که علیه اش مبارزه میشود. پس به جای مصرف امکانات اهدایی، امکان آفرینی میکرد. از بیراهه راه میساخت و به ارتقای وضعیت نادیده شدگان، تحقیرشدگان و قربانیان فساد حاکم همت میگماشت. این داستان کنشگری مداوم در عرصه عمومی است. چریک مدنی که شبانه روز در سودای فداکاری برای دیگری بود.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.