سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » هیچ چیز به قبل از آبان ۹۸ برنخواهد گشت/ نه جامعه، نه حکومت و نه انتخابات!...

هیچ چیز به قبل از آبان ۹۸ برنخواهد گشت/ نه جامعه، نه حکومت و نه انتخابات!

چکیده :ملتی که سالها خودی نبود، محرم نبود، بالغ نبود این بار رسما به سخره و تحقیر هم گرفته شد. ملت حتی لایق آمادگی برای تحمل فشار بیشتر شمرده نشد. شوکه شدن مردم و بی خبری از چنین خبری که کاملا زندگی و اقتصاد شکننده بخشی از آنها را تهدید می کرد و داستان مسخره شب جمعه رییس جمهور یک تحقیر آشکار بود. پس طبیعتا جامعه سر به اعتراض برداشت و انتظار داشت نهایتا پاسخی در حد اعتراض خویش...


محمد کوراوند

طرح نظریه ی بزنگاه

اگر بخواهم برای نقطه اوج در منحنی یک معادل در علوم انسانی در نظر بگیرم آن معادل بزنگاه است.
“زمان آغاز تغییر مسیر یک حرکت”

بزنگاه، تنش زاترین و برانگیزاننده ترین و مهم ترین لحظه ایست که طی آن بحران به نهایت تعارض خود می رسد و در آنجا اتفاقی رخ می دهد که روند حرکت عوض می شود.

در جامعه شناسی سیاست در نقطه بزنگاه تاریخی، وقتی تعارض به اوج می رسد در آوردگاه جامعه و حکومت دو راه وجود دارد، عقلانیت (گره گشایی) یا زور (خشونت).
بسته به راهی که حکومت بر می گزیند جهت حرکت یک سیستم اجتماعی تغییر می کند به نحوی که حتی سرنوشت سیستم را پس از آن می توان پیش بینی کرد. از آنجا که گره گشایی از عقلانیت و خرد ریشه می گیرد ادامه روند در آن سیستم بر مبنای عقلانیت و کاهش تعارض پیش می رود و در افق به ثبات می رسد و از آنجایی که خشونت از عدم خرد و زور ریشه می گیرد ادامه روند در آن سیستم با سرکوب بیشتر پیش می رود و در افق در موقعیت خلا قدرت به شکست خواهد انجامید…
بنا بر این طرح نظری امکان ندارد در یک بزنگاه تاریخی تصمیم غیرعقلانی گرفته شود اما در ادامه شاهد روند عقلانی، رخدادهای نرمال و پایداری سیستم باشیم.

چرا آبان ۹۸ بزنگاه بود
در آبان ۹۸ حرمت یک جامعه شکسته شد و پیرو آن تمام مناسبات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی به مرور فرو ریخت. روح جامعه ایران بعد از آبان ۹۸ افسرده شد.

حرمت شکنی به سه شکل بروز کرد
۱) ملتی که سالها خودی نبود، محرم نبود، بالغ نبود این بار رسما به سخره و تحقیر هم گرفته شد. ملت حتی لایق آمادگی برای تحمل فشار بیشتر شمرده نشد. شوکه شدن مردم و بی خبری از چنین خبری که کاملا زندگی و اقتصاد شکننده بخشی از آنها را تهدید می کرد و داستان مسخره شب جمعه رییس جمهور یک تحقیر آشکار بود. پس طبیعتا جامعه سر به اعتراض برداشت و انتظار داشت نهایتا پاسخی در حد اعتراض خویش ببیند.

۲) در آبان ۹۸ سیستم قواعد بازی را بهم زد و بزرگترین سرکوب خیابانی عصر جدید را رقم زد. میزان و گستره ی سرکوب و آمادگی در قطع همه ارتباطات گویی نشان از یک اقدام هدفمند و یک پیام داشت. پیام این سرکوب بزرگ و بی منطق( تنها یک روز پس از اعتراضات و بدون تلاش برای آرام کردن التهاب جامعه) این بود که بدانید و آگاه باشید زین پس اولین پاسخ ما آخرین پاسخ و تمام کننده خواهد بود و هیچ عقلانیت و مدارایی هم در کار نیست. بزرگترین اشتباه و حرمت شکنی حاکمیت استفاده از “آخرین راه” در پاسخ به یک اعتراض عمومی بود. چیزیکه متاسفانه تخم انفعال و خشونت را در بطن جامعه کاشت و تاسف بار ثمر دادن زودهنگام بذر انفعال در توده هاست.

۳) هماهنگی و همراهی کامل دولت منتخب ملت در چنین بحرانی با جریان سرکوبگر به یکباره مفهوم انتخابات حداقلی، کنش معطوف به صندوق رای، دولت میانه رو و در کل امکان حرکت به سمت توسعه سیاسی با این روش را بی معنا کرد. به راستی که دولت ابتذال پایانی بر شبه دموکراسی انتخاباتی در ایران بود. چرا که تنها دوسال پس از بسیج یک ملت در انتخابات برای جلوگیری از پیروزی تندروها، جامعه از میانه روها چنین زخم عمیقی خورد!
کمترین کار یک دولت مسئول و منتخب در کنترل چنین بحرانی اول لغو فوری تصمیم بحران ساز دوم جلوگیری از سرکوب گسترده به هر وسیله ای و سوم استعفای اعتراضی در چند سطح به منظور اعلام نارضایتی بود. اما ضعیف ترین دولت تاریخ معاصر چه کرد؟ دلقک بازی بی خبری، لبخندهای تاریخی پس از کشتار و قطع سریع اینترنت کشور و تهدید به دستگیری و حتی تکذیب اساس و آمار ماجرا.

*پس از بزنگاه روند غیرعقلانیت تداوم می یابد. سناریوی هواپیمای اوکراین، ماجرای مشکوک ورود کرونا با پروازهای چینی ، فروپاشی اقتصاد و دزدی از ملت در بورس و صدها دروغ بی پایان دیگر.

*پس از آبان گویی قبح همه چیز شکسته شد. روح جامعه ایران افسرده شد. وقتی این همه نوجوان و جوان و زن و مرد در تنها و تنها دریک اعتراض کوتاه کشته می شوند چرا سقوط چندصد درصدی ریال، انتخابات بیست درصدی مجلس، مرگ چندصد هزار هموطن، جولان چین و روس، خودکشی ها و خودسوزی ها و تن فروشی ها و زباله گردی ها عجیب بنماید؟

* پس از آبان در مدت کوتاهی تمام مناسبات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی جامعه در حال فرو ریختن است. توده ها و فرودستان که در هجوم اقتصادی کمر خود را شکسته دیده اند در میدان اعتراض هم پاسخ سختی دریافت کرده اند نومیدانه به آینده می نگرند.

طبقه متوسط که پس از بازی تکراری انتخاب دولت همسو و خیال خوش شبه دموکراسی در میانه بحران های بزرگ خود را هیچ کاره یافته و فعلا در ابرتورم با خرده دلالی روزگار می گذراند، به ورطه انفعال اجتماعی افتاده است و جریانات پیشرو که گویی هر چه رشته ی اصلاح و تحول بود در خواب بافتند و به یکباره با دیدن چهره واقعی منازعات قدرت و صورت بندی جدید اجتماعی دچار بحران در اندیشه سیاسی شده اند.
جریانات پیشرو و حتی نخبگان جامعه مدنی به یکباره عاملیت اجتماعی خود را از دست دادند و به نحوی که بسیاری از آنها در طی همین دو سال مجبور به بازنگری یا کناره گیری شدند

در یک نگاه پرسپکتیو و واقع نگر فراتر از بازی های ظاهری و مسایل سطحی و روزمره ی سیاست صورت مساله مطرح چنین است:

“در ایران عقب ماندگی سیستم سیاسی در پاسخ به مطالبات انباشته معیشتی، اجتماعی، فرهنگی و نسلی(مطالبات موج نو) و مقاومت ایدئولوژیک سیستم در مقابل هرگونه تحول ساختاری، در مراحل اوج تعارضات اجتماعی(دوگانه عقلانیت-سرکوب) منجر به سرکوب جنبش ها و کنش ها و مطالبات برحق اجتماعی شده است چیزی که نهایتا در بزنگاهی چون آبان ماه فاجعه آفرید و روند حرکت سیستم اجتماعی را تغییر داد.”

در نتیجه این تغییر روند اجتماعی در ایران دیگر هیچ چیز به قبل از آبان ۹۸ برنخواهد گشت. نه جامعه، نه حکومت، نه انتخابات!
از تبعات مشخص تغییر روند اجتماعی پس از آبان بلاموضوع شدن انتخابات است. چرا که در این بحران اندیشه و سیاست، نیروهای پیشرو دیگر توجیهی در باب امکان و ارزش مشارکت سیاسی و اصلاحات واقعی نخواهند داشت. همین فقدان ارزش مشارکت سیاسی به مرور باعث دور شدن هر چه بیشتر از راه حل های سیاسی خواهد شد. در تداوم چنین روندی بعد از طی دوره انفعال در سمت اجتماع و حتی جریانات سیاسی” تغییر طلبی” به دال مرکزی گفتمان سیاسی جدید بدل خواهد شد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.