سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

چرا رأی نمیدهم؟

چکیده :میثاق من با انقلاب اسلامی و نظام سیاسی آن با اتکاء به دیدگاههای رهبر فقید در حین انقلاب و خواست مردم (استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی) و جمهوریت آن در۱۲ فروردین ۵۸ بسته شد. دیگر بر آن میثاق نیستم چون نه نشانی از آنهاست و میثاق نامه (قانون اساسی) آن هم از سوی جناح انقلابی ضد جمهور کاملا پاره شده...


عبدالله ناصری

ابتدا تأکید می کنم فراخوانی تحریم انتخابات با اعلام موضع سلبی در مشارکت تفاوت دارد. فراخوان تحریم، مثل مهندسی انتخابات و مانند مشارکت اجباری تحت هر شرایط، تحمیل نظر بر مردم است و بی توجهی به ادراک و نظر آنها.

من تحریم گر نبوده و نیستم ولی معتقدم هر کنشگر سلیم و عقیل و دغدغه مند اصلاح طلب (واقعی) باید موضع ایجابی یا سلبی خود را شفاف اعلام کند و روشن و مستدل اکثریت مردم خاموش و هوشیار را با نظرش تدلیل کند. تصدیق و تبیین کند به چه دلایلی، مهندسان نصب و عزل از جنس خوارج بی ادراک نهروان اند و نه جباران هوشیار صفین و یا رئیس منتصب آینده ابتذال شر نیست و باید به عنوان شر کمتر در بزم نصبش حضور یافت.

من رأی نمی دهم زیرا :
۱- میثاق من با انقلاب اسلامی و نظام سیاسی آن با اتکاء به دیدگاههای رهبر فقید در حین انقلاب و خواست مردم (استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی) و جمهوریت آن در۱۲ فروردین ۵۸ بسته شد. دیگر بر آن میثاق نیستم چون نه نشانی از آنهاست و میثاق نامه (قانون اساسی) آن هم از سوی جناح انقلابی ضد جمهور کاملا پاره شده است.

۲- تغافل نمی کنم که “میزان رأی ملت” به “ترازوی ولی و شورا” بدل شده و صدای رسای “و علی الجمهور السلام” را اکنون می شنوم.

۳-قاطعانه به این باور عقلی و تجربی رسیده ام که حکومت دین/شریعت علاوه بر ناکارآمدی مطلق در اداره زندگی بشر موجب تخفیف و تحقیر اسلام معیار/ نبوی شده است. لذا با صراحت میگویم به عنوان یک اصلاحگر سکولار، طالب فروغ دین رحمانی و حکومت عرفی هستم.

۴- نظام جدید خلافت/ فقاهت از رأی مردم بی نیاز شده، لذا هیچ توجیه منطقی برای همراهی با فعل بیهوده را ندارم.

۵-از این پس بدون توجه به نظر رهبران “جنبش سبز” و زندانیان مظلوم آن، منویات بازماندگان حوادث دی ۹۶، آبان ۹۸، سقوط پرواز اوکراین، نگرانی های اقلیت های دینی و قومی، فساد روزافزون ساختارمند حکومت، رشد فقر، انسداد مطلق سیاسی و … هیچ کنش متعامل با عاملان این کژیها را عقلانی نمی دانم.

۶- دوره فعلی گفتمان اصلاحات سپری شده است. اصلاح طلبان واقعی باید با تأسی به تحول خواهان ایران دوست غیر انقلابی و غیر برانداز، با منشأ اصلی “انحراف از جمهوریت” سخن بگویند و به مطالبات اساسی و مشروع نخبگان مصلح و مردم مظلوم روی آورند.

۷- و در پایان به عنوان شاهد آسیب دیده کودتای انتخاباتی ۸۸ که با عهد شرعی و اخلاقی، از آن پس رأیی نداده بر عهدم باقی می مانم، تا قانون اساسی بنیادی تغییر کند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.