سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » رهبری کارگزاران خود را تحقیر میکند...

رهبری کارگزاران خود را تحقیر میکند

چکیده :تناقض آیت الله خامنه ای اینجاست که هم می خواهد رهبری یک جناح سیاسی را در دست داشته باشد و هم رهبری یک مملکت را. این دو نقش را یکجا نمی شود ایفا کرد. پس کارگزارانش را در افکار عمومی له می کند و خود را علیه همان مناسباتی نشان می دهد که خو از بنیانگذارانش...


مجتبی نجفی

لحن رهبر جمهوری اسلامی نسبت به عملکرد شورای نگهبان در ارتباط با شیوه احراز و رد صلاحیت ها و برخی گزارشهای نادرست تند است، به نظر می رسد اشاره او به اقامت فرزند علی لاریجانی درآمریکاست که شایع شده بود بهانه رد صلاحیتش شده. خبرگزاری امنیتی فارس و مسئولان رسانه ای رهبری مدعی اند آن گزارش مبنای رد نبوده هر چند که اشتباه بوده. انتشار این استوری بازگشت لاریجانی را اندک می کند. اگر لاریجانی بازنگردد انگیزه رهبری از این سخنان تند چیست؟

فرض اول دعوای قدرت در خود ساختار است. اعتراضها به رد صلاحیتهای کلنگی شورای نگهبان افزایش یافته در نتیجه جناح مخالف رئیسی زمینه ابراز نارضایتی رهبری از عمکرد شورای نگهبان را فراهم کرده. نتیجه این اعتراض به بازگشت لاریجانی منجر می شود ؟ بعید می دانم. پاسخ درست این پرسش تا ساعاتی دیگر مشخص خواهد شد.

اما انگیزه مهمتر رهبر که پیش فرضی قوی تر دارد به روحیه او بر می گردد. آقای خامنه ای به مرور زمان میل وافرتری به قدرت مطلقه پیدا کرده. او تمام تلاش خود را به کار بسته تا تمام بازیگران مخالف را کنترل کند. با این وجود نظام او ملوک الطوایفی است، گاهی بازی از دستانش خارج می شود. لابی بازیگران در تصمیم گیری هایش مهم هستند. گاهی در اتخاذ تصمیم درست به خاطر حفظ توازن قوا در ساختار دچار تردید می شود و زمانی اعتماد به نفسش را از دست می دهد. با پیری و فرتوتی قوه ادارک رهبری آسیب بیشتری دیده. قطعا گزارش های قلع و قمع کاندیداهای ریاست جمهوری به دستش رسیده فضای اعتراض را سنجیده و در مقام ” من نبودم” به میدان وارد شده و همان بازی تکراری اش را تداوم بخشیده: خراب کردن آوار مصیبت بر سر کارگزاران نظامش و خروج از فشار اعتراضی در افکار عمومی تا همه تقصیرها را متوجه شخص اول مملکت نبینند.

این رفتار او سابقه دارد. بعد از خروج ترامپ از برجام و ناامیدی از تاثیر فواید آن بر معیشت مردم مذاکره کنندگان را شماتت کرد که بی دقتی کرده اند. در حالی که معمار نخست برجام خودش بود همچنامه مدافع اصلی احیای برجام اینروزها هم خود اوست. وقتی که روایت دیدار حسن خمینی و رهبری منتشر شد و مشخص شد نوه آیت الله خمینی به توصیه رهبری از حضور در انتخابات ریاست جمهوری منع شده به میدان آمد و گفت هیچ توصیه سلبی ایجابی به کسی نکرده. در حالی که روند وقایع نشان می دهد او خود یکی از مهندسان اصلی این انتخابات است همچنانکه در دورهای قبلی “اینم پشت بلندگوی” او در منع احمدی نژاد از یاد نرفته.

تناقض آیت الله خامنه ای اینجاست که هم می خواهد رهبری یک جناح سیاسی را در دست داشته باشد و هم رهبری یک مملکت را. این دو نقش را یکجا نمی شود ایفا کرد. پس کارگزارانش را در افکار عمومی له می کند و خود را علیه همان مناسباتی نشان می دهد که خو از بنیانگذارانش بوده. او هم می خواهد بگوید نسبت به دولتها بی طرف است و هم نهادهای تحت امرش امکانات خود در اختیار کاندیدای مورد نظرش بگذارند. هم می خواهد وانمود کند در انتخاب کابینه نقش ندارد و هعم در انتخاب وزاری کلیدی نظر بدهد. به نظر می رسد تحلیل این رفتارهای متناقض را باید در روحیه دیکتاتورهایی جستجو کرد که میل به تقسیم قدرت ندارند اما می خواهند نقش پدر بی طرف را هم ایفا کنند. پیروزی ها را به نام خود می خواهند و شکستها را به نام کارگزاران خود. و الا رهبری به خوبی می داند شورای نگهبان انتصابی اش بر پایه بسیار گزارش های غلط، هزاران ایرانی را در طول چند دهه اخیر از حق انتخاب کردن و انتخاب شدن محروم کرده و رویکرد این شورا مملو از جفا و ظلم به بسیار کسانی است که خواسته اند شهروند مستقل و منتقد باشند نه مطیع و زبان بسته.

امروز می بینم شخصیتهایی به زبان آمده اند و “آی شورای نگهبان” راه انداخته اند بدون اینکه به سازکارهایش انتقاد کنند.. اینها روح خود را به دیکتاتوری فروخته اند. به فرمان زبان بسته می شوند و به فرمان منتقد. حد انتقادشان را هم دیکتاتوری تعیین می کند. انتظار بیشتر از حد از اظهارات اخیر رهبری به این معناست که هنوز ماهیت مناسبات نظام دیکتاتوری به درستی شناخته نشده.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.