سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

تأملی در اقتصاد توهمی!

چکیده :با صدای بلند می‌گویم و امیدوارم مردم محروم و نیازمند که کمرشان در زیر بار مشکلات معیشتی خم شده، فریب این حرف‌ها را نخورند که این پیشنهادات غیر عملی، توهمی و خانمان برانداز...


محمدجواد مظفر

در مراسم تشییع پیکر مرحوم شهید بهشتی و همراهان او، مردم در یک شعار عکس العملی، شعار می‌دادند: «دشمن در چه فکریه؟ ایران پر از بهشتیه!» که البته با شناختی که از نزدیک از او داشتم، در میان روحانیون جایگاهی داشت که آن شعار شاید آرزویی بیش نبود.

سال‌ها بعد با ظهور پدیده هزاره سوم! دانستم که به راحتی می‌توان شعار داد که «دشمن در چه فکریه؟ ایران پر از …» بخوانید «پر از آدم متوهم است!»

آن که با هاله‌ی نور خود می‌خواست نفت را بر سر سفره مردم بیاورد، با طرح شعارهای پوپولیستی و غیر علمی مانند اعطای یارانه بی‌حساب و کتاب (و نه لزوماً به اقشار واقعاً نیازمند و تهیدست)، شرایطی را رقم زد که در مقابل با افزایش نقدینگی و ایجاد تورم افسار گسیخته، چندین برابر آن از جیب همان محرومان برداشت شد.

و در این روزهای تماشایی مبارزات انتخاباتی شاهد حضور نابغه‌ی دیگری هستیم که می‌خواهد ماهیانه ۴۵۰ هزار تومان به ۴۰ میلیون ایرانی بدهد و وقتی با حیرت پرسشگر مواجه می‌شود مدام تکرار می‌کند که من اقتصاددان هستم، من استاد تمام دانشگاه هستم.

با صدای بلند می‌گویم و امیدوارم مردم محروم و نیازمند که کمرشان در زیر بار مشکلات معیشتی خم شده، فریب این حرف‌ها را نخورند که این پیشنهادات غیر عملی، توهمی و خانمان برانداز است.

جد بزرگوارم مرحوم مظفر شیرازی، شاعر عهد مشروطه، نزدیک به یک قرن پیش در بیتی از یک غزل سرود که:

«هر که به نوعی فریب‌مان دهد و ما
کار به جز خوردن فریب نداریم»

آیا جامعه ما آنقدر رشد نیافته که شعر بالا دیگر درباره‌اش صدق نکند؟ یا سرنوشت ما باز هم فریب خوردن است؟


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.