سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » از همت بلند به دولت توان رسید (یادی از اکبر ترکان)...

از همت بلند به دولت توان رسید (یادی از اکبر ترکان)

چکیده :جهانی شدن به معنای انتقال کالا، داده و خدمات در حال انجام است و کرونا نیروی مقابل آن است. برخی از کشورها و شرکت ها مانند چین به این مسئله پی برده اند که باید برای انتقال داده و کالا به کریدورهای جدید-چه در فضای حمل و نقل و چه در فضای مجازی-دست پیدا...


عباس ملکی

پدرم برای مناسبت های مذهبی از سخنوران و مبلغان دعوت می کرد. اصرار داشت که آنها که جوانتر هستند را جذب کند. برای آنها برنامه می گذاشت. مثلا مراسم ولادت حضرت علی علیه السلام با سخنرانی واعظی جوان. بعد در مسجد همت پای وعظ گوینده که تا بحال کمتر کسی او را در خطه شمیران می شناخت، می نشست. از ابتدای جلسه به دهان واعظ چشم می دوخت. شاید پلک هم نمی زد. گویی که بار اول است که این سخنان را می شنود. گوینده در مورد جاذبه و دافعه حضرت علی سخن می گفت و پدرم با چنان دقتی گوش می داد که انگار تاکنون چنین مطالبی به این ارزندگی به گوش او نخورده است. برخی اوقات نیز از زیر عبای خویش تکه کاغذی به همراه مدادی بیرون می آورد و مطلبی را یادداشت می کرد. تا انتهای سخنرانی بر همگان ثابت می شد که آیت الله ملکی چنین موضوعاتی را اصلا نمی دانسته است. بعد از پایان مراسم پدرم عموما واعظ را به خانه دعوت می کرد به شام. پس از صرف شام در هنگام نوشیدن چای، آن تکه کاغذ و مداد دوباره پیدایشان می شد. پدرم با روحیه عجیبی یک به یک اشکالات سخنران را برایش می گفت. آن هم بصورت استفهامی. مثلا می گفت تا آن جا که من بیاد دارم حدیث امام صادق در مورد این که “با رفتارتان زینت ما باشید و نه باعث ملامت و سرزنش ما” در این جا مقصود حضرت از ما شیعیان است؟ این طور نیست؟ واعظ جوان متوجه می شد که در نقل این حدیث بر مبنر اشتباهی صورت داده است و یا در قرائت آیات قرآنی، کسره ای نابجا، و یا حذف تنوینی. خیلی دقیق.

مدتها بود که این روش پدرم را از یاد برده بودم. تا سال قبل با چند تا از دانشجویان دوره دکترای سیاست گذاری انرژی به دیدن اکبر ترکان رفتم. کرونا شیوع بیشتری یافته بود. قبل از هر چیز یک دسته حدود ۲۰ تایی کاغذ سفید برداشت و یک خودکار و آمد نشست. من و بچه ها صحبت کردیم. ما بیشتر بدنبال آن بودیم که در چارچوب آینده پژوهی بدانیم که برای کشور در بخش انرژی چه اهدافی را در نظر بگیریم و از چه مسیری به آن هدفها رسیده و برای رسیدن به آن ها چه سیاست هایی مسیر را تسهیل می کند. هر حرفی را که ما زدیم یادداشت کرد. صفحه پشت صفحه پر می شد. پس از آن نفس بلندی کشید و در پاسخ هر یک از حرف های ما توضیحاتی داد. هم بلحاظ فنی و مهندسی، و هم بلحاظ اقتصادی و هم بلحاظ حکمرانی. زمانی که ما فکر کردیم که حرفهایش تمام شده، گفت حالا من از شما سئوال دارم. رابطه کرونا و جهانی شدن را برای من توضیح دهید. حرفهایی ما زدیم و او نوشت. سپس گفت که به نظر من انقلاب صنعتی و کرونا دو حادثه مهم در تاریخ بشریست. انقلاب صنعتی حرکت را جایگزین سکون نمود و عواملی همچون نیروهای اصطکاکی نتوانستند آن را متوقف سازند. جهانی شدن به معنای انتقال کالا، داده و خدمات در حال انجام است و کرونا نیروی مقابل آن است. برخی از کشورها و شرکت ها مانند چین به این مسئله پی برده اند که باید برای انتقال داده و کالا به کریدورهای جدید-چه در فضای حمل و نقل و چه در فضای مجازی-دست پیدا کرد.

ما در ایران به چنین شخصیتی – با سابقه تحصیلی، رفتار و تجربه خاص- نیاز داریم. آدم هایی در تراز ترکان. او در دانشگاه صنعتی شریف در رشته مهندسی مکانیک تحصیل کرده بود. به امور فنی و راه حل های مهندسی هم آشنا بود و هم عقیده داشت. پس از انقلاب اسلامی انگار برای حل مسئله ساخته شده بود. مدتها استاندار ایلام و سپس هرمزگان بود. در میانه جنگ او برای حل مسائل مردم این دو استان روش های جدید در مسئله راه، آبرسانی و بهداشت ارائه داد. او در سازمان صنایع دفاع نیز کارنامه درخشانی از خود بجای گذاشت. و سپس در لباس وزیری در وزارت خانه های مختلف. و در بخش های نفت و گاز، جهاد سازندگی، سازمان گسترش، مناطق آزاد، مرکز تحقیقات استراتژیک، و ده ها منصب دیگر. ترکان ذهنی منظم داشت، توان حل مسئله را داشت و عموما دنبال حل مسئله می گشت. به همین جهت هم به کاغذ و قلم علاقه داشت. زمانی که در جلسه در مورد یک مشکل صحبت می شد، در ذهن خود بلافاصله آسیب شناسی می کرد و با روش خاصی عوامل به وجود آوردنده مشکل را دسته بندی می کرد و در جای خاصی از ورقه می نوشت. از میان صحبت های افراد جرقه هایی در ذهنش به وجود می آمد. آنها را جای دیگری می نوشت. مدتها صبر می کرد. یعنی با این که رئیس جلسه بود، باز هم کمتر قبل از دیگران صحبت می کرد. زمانی که بقیه مطالب خودشان را می گفتند، آن گاه او نظر می داد. عموما نظراتش معطوف به راه حل بود. بجای گلایه گذاری در جستجوی گذار از بحران بود. در پایان جلسه مشخص بود که افراد چه باید بکنند و چه بخشی از راه حل یکپارچه به عهده چه فرد و یا نهادی است. علاوه بر امور اجرایی داخلی، او از نظر سیاست خارجی نیز همان تیزبینی را داشت. در دوره ای با وزارت امور خارجه برای انتقال فنآوری های مورد نیاز، و در دوره ای دیگر به بهانه عضویت در هیئت مدیره بانک ایران و مصر همکاری می کرد. مثل دیگر نهادها و مراکز، در این جا هم مشحون از پیشنهادهای ساده اجرایی معطوف به آینده بود. برای دانشگاه شریف از جان و دل مایه گذاشت. ساختمان دانشکده مدیریت و اقتصاد و ساختمان موسوم به خودرو از یادگارهای اوست.

از ابتدای آشنایی با او – از ۴۰ سال قبل تا امروز – همیشه از او آموخته ام. چند روز قبل فرزند عزیزش آقا مسعود تلفن کرد و گفت که پدر می خواهد عید را تبریک بگوید. من متوجه شدم که مهندس ترکان منتظر بوده تا من عید را تبریک بگویم. همان روش بزرگان برای متنبه کردن دیگران. مدتی با هم صحبت کردیم. بیشتر راجع به آینده و این که چگونه می توانیم با هم در بخش انرژی فکر و بحث داشته یاشیم. مثل همیشه برای صحبت با دانشجویان انرژی از او دعوت کردم و گفت که حتما به دانشکده انرژی می آید. من نمی توانم از او یاد کنم و از این نوشته او – در زمانی که از او خواستیم تا از زندگی خودش برای ثبت در تاریخ دانشگاه صنعتی شریف بنویسد- در گذرم:

“نگاه من به کار برای من نگاه اعتقادی و متکی به جمهوری اسلامی بوده است. با فرض انجام کار برای تقویت جمهوری اسلامی زندگی کردم و همه ظرفیت خودم را در این راه صرف کردم. توصیه ای که پشیمانی نداشته باشد، معامله کردن با خداست. عمر بر همه ما می گذرد و وقتی به مراحل پایانی رسیدیم، به پشت سرمان که نگاه می کنیم یک کارنامه می ماند. خوب است از گذران عمر سخت پشیمان نباشیم ودست خالی نمانیم”.

اکبر ترکان برای من مظهر همت عالی و بلند است و به قول صائب تبریزی:

از همت بلند به دولت توان رسید.
/شرق


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.