سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نفت و دلار و کاخ های لرزان و دولت اسلامی؛ طواف صندوق رای (انتخابات‌پارتی۶)...

نفت و دلار و کاخ های لرزان و دولت اسلامی؛ طواف صندوق رای (انتخابات‌پارتی۶)

چکیده :عاشقان سینه چاک، گام جای معشوق را بوسه می زدند که، آن‌که می رسید دلارهایی بود با عطر خوش نفت و آلوده به خون سرخ که قادر بود کاخ ‌های لرزان را حفظ کند و همچنان سر پا نگه دارد. و دلقکی که علمدار و پیشتاز پیشواز روندگان بودِ لغز می خواند و مردمان غیور و با فرهنگ ایران را خس و خاشاک می...


میراصغر موسوی

من رای نخواهم داد. هر چند کار مهمی نیست و چه بسا کاملا بی ثمر باشد. دولت اسلامی به آرای مردم نیاز ندارد‌، اطاعت، سکوت، تایید و تمجید و داد و فریاد کردن و، مشت گره کردن و ناسزا، و فحش ناموس به آمریکا حواله کردن را بر همه چیز این دنیای بزرگ ترجیح می دهد. دولت اسلامی، دولت با تعریف متعارف آن نیست. دولت اسلامی یک فرقه است. فرقه اقتصادی – سیاسی‌ای که جمعی از سران تراست ها و کارتل ها و قاچاقچی ها و دلال های دلارهای سیاه که تاثیرگذارترین در همه چیز هستند، بیشتر امور را در دست دارند.

آن‌هایی که در سال ۸۸ بر روی مردم رای دهنده‌ی معترض اسلحه کشیدند و آتش کردند به خاطر آن یک تکه کاغذ که به عنوان رای در صندوق ها انداخته شده بود، نبود. آنان در حال انجام بزرگترین عملیات قاچاق نفت و دلار بودند و مشغول رد کردن آن میزان حیرت آور نفت به صورت قاچاق و وارد کردن دلارهای سیاه حاصل از آن بودند و به همین دلیل ناگزیر شدند بی ملاحظه و سریع بکشند! و کشتند و،بعد حسن رعیت ها را در معرض دید قرار دادند. چون آن معامله ننگین که یک لکه سیاه به اندازه همه جغرافیای ایران است، در معرض خطر قرار گرفته بود. حاکمیت اگر نتیجه انتخابات را می پذیرفت، به آن دلارهای افسانه ای نمی رسید. و آن همه کیسه به دست و جیب گشاد و حریص و پرولع را نمی توانستند کنترل کنند. آن‌ها پول و زور و اسلحه و فتوا را با هم در اختیار داشتند، اما مردم فقط رای داشتند و آرزو و اراده معطوف به عمل در جهت تغییر و اصلاح. و بر رای و نظر و برنامه خود تاکید و اصرار داشتند. به همین گناه حضرات زدند و کشتند و سرکوب کردند، و در آنی دارها را برچیدند و خون‌ها را شستند و همه شهر را گل باران کردند که یار شان در حال آمدن بود!

عاشقان سینه چاک، گام جای معشوق را بوسه می زدند که، آن‌که می رسید دلارهایی بود با عطر خوش نفت و آلوده به خون سرخ که قادر بود کاخ ‌های لرزان را حفظ کند و همچنان سر پا نگه دارد. و دلقکی که علمدار و پیشتاز پیشواز روندگان بودِ لغز می خواند و مردمان غیور و با فرهنگ ایران را خس و خاشاک می خواند.
سعدی گفته بود: چه غریب است اینجا که، سنگ ها را بسته اند و سگ ها را رها کرده اند. این سگ‌های هار هر که را که پیش روی شان بود، تکه پاره کردند.

هر که رای داده بود تاوانش را نیز داد. زیرا دولت اسلامی نیاز به رای ندارد. فقط تایید و تکرار نمایش بیعت را می خواهد. اما زمانی که وا می ماند و در خطر باشد، رو سوی مردم می آورد و حقه و کلک ساز می کند. زبان تند و بی پروا و فحاشش نرم می شود، همه را فرا می خواند، و منتقدین و مخالفین را نیز به مشارکت دعوت می کند. نمایش فریب را چنان ماهرانه و با استادی اجرا می کند که ناگهان در بهتی ناباورانه می شنوی، میرحسین و کروبی اعلام کرده اند:
به روحانی رای می دهیم.
( در این مورد خاص به تفصیل خواهم نوشت ).

در بهت می مانی که آن کف خواسته ـ لغو نظارت استصوابی، برگزاری انتخابات آزاد، اجرای بدون تنازل قانون اساسی …- چرا به اندازه قد و قواره حسن روحانی درآمد؟ و حالا باید خانواده کشته شده گان و مفقودین و محبوسین و محصورین، و سرکوب شده گان و تبعیدیان و آواره شده و زندانیان باز بروند و رای در صندوق بیاندازند تا دلال های نفت و قاچاق چیان و دزدها و اختلاس گرها و سرکوب گران امکان نمایش مشروعیت به دست آورند و راه کسب امکانات و ثروت مسدود نشود.

…هی می چرخیم و می چرخیم. آخر چرا باید این قدر به دور خود بچرخیم.؟ چرا هیچ چیز تداوم نمی یاید؟
نه، نه…

یک توضیح لازم
و
در باره پرویز خرسند و آن سلطان خراسانی

پی نوشت یادداشت « نفت و دلار و…» از قلم افتاده است. پی نوشت اشاره دارد: بر دو کلمه « گام » و «جا» که به صورت یک ترکیب « گام جا » استفاده شده است. این ترکیب و معنای مترتب بر این از عزیز نازنین« پرویز خرسند » است:
گام بر گام جای او می گذاشت.

خرسند در اوج قله نثر نویسی فارسی قرار دارد و نوشته های دوران نوجوانی اش هنوز بی نظیر است. اما آن نوشته دوران جوانی اش که شصت سال قبل، به احترام و خواست و اصرار شریعتی در شب عاشورای سال ۱۳۵۰ نوشت تا فردا ظهر در صحن « حسینیه ارشاد» قرائت کند، اوج نثر فارسی مدرن است. متنی که احمد شاملو آن‌را ستود. شریعتی این متن چند صفحه ای را تاج سر آن چند اثرش در باره عاشورا و کربلا و حسین و زینب کرد. « شهید همه اعصار» که به « هابیل و قابیل » معروف است یک بار با صدای جادویی خرسند به صورت دکلمه خوانده شده است. این نوار به صورت مخفیانه در مشهد در یکی از استودیوهای رادیو طی چند جلسه شبانه اجرا و ضبط شده است. برادر جوانمرگ شده پرویز خرسند آن را کارگردانی و تنظیم کرده است. او که در رادیو تلوزیون کار می کرد و اهل هنر و نظر و ادب بود، تکه هایی از موسیقی متن فیلم « اتلو » را نیز در این کار استفاده کرده است.

این نوار چند بار در طی چند روز به صورت روزانه از رادیوی انقلاب ایران در روزهای ۲۲ و…بهمن ۵۷ پخش شد. در آن روزگار برادر جوانمرگ پرویز زنده بود، هنوز اعدام نشده بود.

گام جا را خرسند برای استفاده در متن ترجمه ای از نهج البلاغه ساخته بود. و این نیز چون خود خرسند ویران شد. او که جادوی صدایش همه صداها را جادو می کند و سحر قلمش از استاد محمدتقی شریعتی و علی شریعتی تا اخوان و شاملو را مسحور می کرد، در خوان طلسمی گیر کرد که چهل سال است او را در کنج اتاق بسیار کوچکی در خانه همسرش منتظر مرگ نگه داشته است.
پا در جا پای او گذاشت.

در خراسان سلطانی خون علی ابن موسی الرضا را ریخت. و یک سلطان خراسانی دیگر که خاک زندگی اخوان را بر توبره کشید، خون خرسند را بر شیشه کرده است.
پا در جا پای سلطان قبلی گذاشت.

وای بر من که آرزوی مرگ برای خرسند دارم. و ناسزا و توهین و تحقیر و ننگ بر خودم.
ای نسل درمانده و در خود شکسته، شناسنامه هایتان را آماده داشته باشید تا مهر بخورد:
مهر انتخابات، مهر یارانه، و یا مهر ابطال. و سینه مهربان خاک…

بیست و هفتم و اردیبهشت هزار و چهارصد


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.