سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

مرخصی با طعم انتظار

چکیده :تمام انرژیم گرفته شد؛ هر تلفنی زنگ می‌زد می‌گفتم: علی می‌خواد بگه که برم دنبالش ولی خبری نشد.علی هم در این چند روز لباس پوشیده منتظر بود که از بلندگو اسمش را بخوانند و نخواندند.توصیف این لحظات ممکن...


فاطمه ملکی (همسر محمد نوری زاد)

یکشنبه قبل علی خبر داد به مرخصی می‌آید، روز دوشنبه تمام کارهای لازم را انجام دادم؛ گفتند: نیازی نیست شما به زندان تهران بزرگ مراجعه کنید، نامه را فرستادیم آن‌ها خودشان اقدام خواهند کرد. از روز دوشنبه چشم انتظار بودم تا شب عید فطر که علی زنگ زد و گفت: مامان موند برای شنبه، خودت باید بیایی.

تمام انرژیم گرفته شد؛ هر تلفنی زنگ می‌زد می‌گفتم: علی می‌خواد بگه که برم دنبالش ولی خبری نشد.
علی هم در این چند روز لباس پوشیده منتظر بود که از بلندگو اسمش را بخوانند و نخواندند.
توصیف این لحظات ممکن نیست.
یادمان می‌ماند که با مردمان سرزمینمان چه کردید.
زندانیان سیاسی را آزاد کنید.
علی نوری زاد را آزاد کنید.
محمد نوری زاد را آزاد کنید.
زندانیان بیگناه را آزاد کنید.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.