سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

جهل شما دلیلی بر ننوشتن ما نیست

چکیده :اگر شمایان نویسنده‌ی خود را نمی‌شناسید مقصرید و شرم بر شماست که حتا از آستانه‌ی یک کتاب‌فروشی داخل نرفته‌اید. نخواسته‌اید بدانید و بخوانید چون شجاعتِ خواندن و میل به روایت‌ها را درک کردن کار بسیار بزرگی‌ست که آگاهی، اندوه و تامل می‌آورد و خُب شما اهل هیچ‌کدام‌اش...


مهدی یزدانی خرم

سه شخص به نام‌های خداداد عزیزی، فیروز کریمی و رامبد جوان در برنامه‌ای نویسنده‌ی ایرانی را «بی‌کار» خطاب کرده و بعد خندیده‌اند و خوش بوده‌اند. قطعن عده‌ای خواهند گفت سخت نگیر، شوخی بوده و قس علی‌هذا. بله شوخیِ وقیحی بوده که دهه‌هاست در این کشور در حالِ اجراست. سفاهتی که سال‌هاست با آن ادبیاتِ تحتِ شلاقِ ایران باید بیش از پیش تحقیر شود. حضراتِ متوهم این عکس که می‌بینید دکتر رضا براهنی‌ست. یکی از نویسنده‌گانِ ایرانی که تقریبن در بیش‌تر عمرش به سختی روزگار گذراند ولی کمر تا نکرد و نوشت. جوری که جهانی که او ساخته بی‌انتها به نظر می‌رسد. کارش نوشتن و پاره‌کردنِ پرده‌های جهلی بود که امثال شمایان پشت‌اش به عیش و نوش و انواعِ بده‌بستان مشغول هستید.

نویسنده‌شدن آن هم در ایران از دریبل‌زدن صدباره‌ی تمام خطوطِ دفاعیِ تاریخ مشکل‌تر است. از کنار خط ایستادن، و البته تاسف عمیق من نه برای آن دو شخص که برای رامبد جوانی‌ست که از هر فرصتی برای سلفی‌گرفتن با کتابِ این بی‌کاران استفاده می‌کند و چنین به پهنایِ صورت به تُرهاتِ این دو شخص می‌خندد. بله از جهتی نویسنده‌ی ایرانی بی‌کار است، سال‌هاست نسل‌های مختلف این نویسنده‌گان جان می‌کنَند برای حفظ تاریخِ غیررسمی، راستی در این یک سال و نیم‌ کرونا چه قدر آثار این بی‌کارها را خواندید؟ چه‌قدر اخوان و نیما و فروغ در اینستاگرام‌هاتان گوش دادید؟ عکسِ براهنی بیان‌گر وضعیتِ نویسنده‌ی ایرانی‌ست و شمایان. شمایانی که غباری هستید منتها جای‌گاه‌تان را نمی‌دانید. نویسنده و کلمات‌اش حافظه‌ی یک ملت‌اند که اتفاقن شمایان نیز از آن‌ها هستید. خیلی‌هاشان عاشق فوتبال‌اند و اتفاقن درباره‌ی آن نوشته‌اند چون فوتبال هم بخشی از تاریخِ یک ملت است.

اگر شمایان نویسنده‌ی خود را نمی‌شناسید مقصرید و شرم بر شماست که حتا از آستانه‌ی یک کتاب‌فروشی داخل نرفته‌اید. نخواسته‌اید بدانید و بخوانید چون شجاعتِ خواندن و میل به روایت‌ها را درک کردن کار بسیار بزرگی‌ست که آگاهی، اندوه و تامل می‌آورد و خُب شما اهل هیچ‌کدام‌اش نیستید. جسارت به خواندن است که روحِ انسان را دچار انواع پرسش‌ها و شک‌ها می‌کند و شمایان آدم‌های این میدان نیستید… پوستری بودید چند سال روی دیوار که بعد با پوستری دیگر عوض می‌شود یا خاطره‌ای که کم‌کم باید مدام یادش آورد با انواعِ روایت‌ها و البته همین روایت‌ها هم اغلب کار نویسنده‌گانی‌ست که کنار مردم‌شان خندیده و گریسته‌اند. می‌دانم چیزی از این کلمات نخواهید فهمید اما جهل شما دلیلی بر ننوشتنِ ما نیست. شما در نهایت سوژه‌ای فرعی باشید برای یک داستان کوتاه بد.

*تیتر انتخاب کلمه است


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.