سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

به خرداد پر حادثه عادت نکنیم!

چکیده :این ثبات و بی‌ثباتی در اقتصاد ریشه در کجا دارد؟ از ثبات و بی ثباتی در عالم سیاست! جامعه ما امروز نمیداند بالاخره رابطه ما با دنیا چگونه میشود؟نمیداند سیاست‌مداران قرار است کشور را به انزوای کره‌شمالی بکشانند یا راه تنفس را باز کنند؟ نمیدانند سیاست‌ های پوپولیستی را به کار خواهند گرفت یا سیاست‌ های منطقی را.نمی‌دانند دولت واقعا میخواهد بخش خصوصی بزرگ در کشور شکل بگیرد یا نه؟دولت می‌خواهدباکشورهای همسایه به همزیستی مسالمت آمیز...


علی سرزعیم/ امیر ناظمی

همه سیاسیون و غیرسیاسیون در مورد لزوم بهبود معیشت و رونق کسب‌وکار صحبت می‌کنند و کسی تردیدی ندارد که وضع اقتصادی موجود نامطلوب است. از آن طرف بعید است کسی نداند بهبود وضعیت اقتصادی با افزایش سرمایه‌گذاری ممکن می‌‌شود.

سرمایه گذاری یعنی چه؟

امروز هزینه قطعی کنی به امید این که در آینده درآمدی کسب کنی که در نهایت برایت به‌صرفه باشد.پس تصمیم سرمایه گذاری به معنی انتخاب هزینه قطعی امروز به امید درآمد غیرقطعی فرداست. هرچه آینده غیرقطعی تر باشد سرمایه گذاران رغبت کمتری به سرمایه گذاری خواهند داشت و سوداگری جایگاه بهتری می‌یابد.اگر آینده نامشخص باشد شما ترجیح می‌دهید کارخانه تولید کنید یا سکه بخرید و در کنجی پنهان کنید؟ تشخیص آن سخت نیست که چرا سوداگری رفتار غالب مردم در شرایط عدم‌اطمینان است.چرا مردم دسته دسته به بازار ارز، سکه، سهام، رمزارز و..پناه می برند؟

چون اقتصاد ایران دچار عدم‌اطمینان است و هیچ چیزی قابل پیش‌بینی نیست. اگر شرایط باثبات شود بازی می‌تواند تغییر کند. در شرایط باثبات اگر سیاست های مداخله‌ای دولت اصلاح شود، افراد ممکن است سرمایه‌ گذاری و ایجاد کسب‌وکار و شغل را ترجیح دهند؛ خصوصا وقتی که بازده کارآفرینی و سرمایه گذاری بلندمدت بیشتر از بازده سوداگری شود.

این ثبات و بی‌ثباتی در اقتصاد ریشه در کجا دارد؟ از ثبات و بی ثباتی در عالم سیاست! جامعه ما امروز نمیداند بالاخره رابطه ما با دنیا چگونه میشود؟نمیداند سیاست‌مداران قرار است کشور را به انزوای کره‌شمالی بکشانند یا راه تنفس را باز کنند؟ نمیدانند سیاست‌ های پوپولیستی را به کار خواهند گرفت یا سیاست‌ های منطقی را.نمی‌دانند دولت واقعا میخواهد بخش خصوصی بزرگ در کشور شکل بگیرد یا نه؟دولت می‌خواهدباکشورهای همسایه به همزیستی مسالمت آمیز برسدیانه؟

کارکردنظام حکمرانی قاعده‌مند well functioningاین است که قواعدی در بازار سیاست ایجاد کند که ثبات بیشتری در عالم سیاست ایجاد کند ودنیای پرآشوب سیاست را تا جای ممکن پیش‌بینی پذیر کند. در چنین نظامی احزاب شناسنامه‌دار فعالند، ایده‌ها و راه‌حل‌ها سال‌هاست ارائه می‌شود، روسای حزب معلومند و تا حد خوبی مشخص است که اگر فلان حزب رای بیاورد چه کسی کابینه را تشکیل خواهد دادوچه سیاستی در عرصه اقتصادی، سیاست داخلی،رفاهی، تجاری و بین‌المللی خواهد داشت.

اما نظام حکمرانی بی‌قاعده و بیمار ill-functioning این است که سیاست شخصی شده وطبیعتا به کلی غیرقابل پیش‌بینی می‌شود و تصمیمات معطوف به احوالات شخصی،ترجیحات فردی، سفارش نزدیکان، تصمیمات دقیقه نودی، توصیه‌های ناگهانی و هیجانات شخصی…است.در چنین نظام سیاسی بیمار و بی‌قاعده‌ای است که پیوسته در انتخابات‌ها ناگهان افراد جدیدی بروز می‌کنند و اتفاقاً رای می‌آورند!و همه شگفت‌زده میشوند.متاسفانه ما از سال ۱۳۷۶ تا به امروز در همه دولت‌های اول شگفت زده شده‌ایم و بدتر آنکه از این شگفتی‌ها ذوق‌زده هستیم و تصور می‌کنیم این از مزیت نظام سیاسی ماست وبرایش شعر می‌سراییم که «ما به خرداد پرحادثه عادت داریم».

نشانه‌ های نظام حکمرانی بیمار و بی‌قاعده را با هم مرور کنیم:
حدود یک ماه به انتخابات ریاست جمهوری مانده وهنوز معلوم نیست که چه کسانی نهایتا نامزد هستند.هنوز معلوم نیست که چه کسانی تایید خواهند شد.هنوز معلوم نیست چه ائتلاف هایی در سطح نیروهای سیاسی برقرار خواهد شد. هنوز معلوم نیست که برنامه های رقیب کدامند.هنوز معلوم نیست که چه کسانی اعضای کابینه آینده خواهند بود. هنوز معلوم نیست آینده سیاسی ایران چطور خواهد بود…آیا با این حجم از عدم‌قطعیت رونق تولید دست یافتنی است؟تا زمانی که نظام حکمرانی بیمار وجود دارد،ایرانیان نیز پریشان رفتار خواهند بود! پریشان رفتاری اجتماعی ریشه در عدم قطعیت اقتصادی و عدم قطعیت اقتصادی،ریشه در نظام حکمرانی سراسر بیمار دارد!

پرسش راهبردی-از خود بپرسیم:
آیا بعد از سال ها سعی و خطا، نباید یک بار دیگر به جایگاه احزاب شناسنامه دار در نظام حکمرانی کشور فکر کنم؟آیا در آلمان هم به اندازه ایران عدم‌ قطعیت وجود دارد؟آن‌ها چگونه این عدم‌ قطعیت را مدیریت کرده‌اند؟چرا در برخی کشورها،کاندیداها از یک سال قبل معلومند و در ایران تا ظهر ثبت نام کاندیداها،در حال سورپرایز شدن هستیم؟چند کشور در دنیا هستند که تا ظهر روز ثبت نام،شگفتی سازها به عرصه انتخابات می‌آیند؟چرا معرفی افراد برای تصدی پست های حساس کشور بیشتر موردی-فردی است تا نهادی-قاعده‌ مند؟تا کی باید انتخابات شگفت انگیز را نقطه مثبت بدانیم و از نتایج تلخ آن برای اقتصاد و معیشت مردم بی‌خبر باشیم؟این عدم‌ قطعیت سازی های سیاسی است که آرامش و زندگی را از ماربوده است!


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.