سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

دسته چاقو!

چکیده :چرا این اصرارها باور نمیشود و چرا سیستمیک یا نظامداربودن وخصلت مافیایی اینقدر محکم به قبای حکومت و نظام چسبیده است؟ علت را نمیتوان به شیوه تبلیغاتچی‌های حکومت در کمبود ترس‌از خدا ، فقدان قوانین‌ناظر ، دردسترس بودن آسان منابع عمومی ویا "عملکرد اون جناح" دانست . علت ، امری ماهوی است: از این کوزه ، متاسفانه بیشتر آب زهرآلود تراوش میکند...


فساد سیستمیک مافیایی، تا عمق جان. این کوتاهترین توصیفی است که میتوان از زبان بسیاری اشخاص درباره جمهوری چهل ساله ما شنید. این نظر عمومی را کیفیات اکتسابی نظام در طول این دوره شکل داده است و تلاش دغدغه داران حیثیت نظام در تکذیب سیستمیک بودن این فساد به جایی نمیرسد.

چرا این اصرارها باور نمیشود و چرا سیستمیک یا نظامداربودن وخصلت مافیایی اینقدر محکم به قبای حکومت و نظام چسبیده است؟ علت را نمیتوان به شیوه تبلیغاتچی‌های حکومت در کمبود ترس‌از خدا ، فقدان قوانین‌ناظر ، دردسترس بودن آسان منابع عمومی ویا “عملکرد اون جناح” دانست . علت ، امری ماهوی است: از این کوزه ، متاسفانه بیشتر آب زهرآلود تراوش میکند .

ریشه ضخیم فساد در جمهوری به روزهای اول پیروزی انقلاب میرسد : مردم ساده و بیخبر از دنیا، استدلال حکومت تازه تاسیس را پذیرفتند که هرکس‌ثروتمند غیر نمازخوان است و کارخانه و تجارتخانه و زمین‌ دارد شریک جنایات پهلوی است و احتمالا مهدورالدم ، اما مالش قطعا حرام است و باید مصادره شود. مقاومت امثال مهندس بازرگان در شورای انقلاب در مقابل گرایش عوامانه به جایی نرسید و یک قانون”همینطوری” برای ملی کردن صنایع و مصادره هزاران واحدبه تصویب رسید. بازرگان فقط توانست هنگام اعلام خبر مصادره های انقلابی در رادیو به مردم تحریک شده برای مصادره جمعی بگوید “اینها کارخانه هایشان مصادره و ملی‌شده است نه خانه و زندگی‌شان. یک‌وقت نروید بریزید سر زن و بچه شان !”

باید عمری به اندازه جمهوری اسلامی داشت تا به خوبی درک کرد پس از آنروز خیل جوانان ساده و بی‌تجربه گمارده شده به مدیریت کارخانه‌های مصادره شده چگونه اول به عامل ورشکستگی واحدها تبدیل شدند ، سپس بسیاریشان به دله دزدهایی درجستجوی منافع حقیر شخصی ارتقاء یافتند و درسیر تکاملی خود درنهایت با ایجاد شبکه‌ای وسیع و تودرتو مافیای تبهکاری را شکل دادند که کل اقتصاد را به ورشکستگی کشاند ؛ سیرتکاملی یک طبقه نوکیسه که‌از کیف کردن با امتیازات مدیریت واحدهای اقتصادی ودست بردن به منابع آنها شروع کردو سپس به سراغ منابع ملی در ارقام چند هزار میلیارد تومانی رفت : “تکامل سوء مدیریت به سوءاستفاده”. این خلاصه ترین توصیف از کلیت حکومت و از جمله مدیران منصوب آن است.

اماساده لوحانه خواهد بودماجرا را به سادگی و بدون نقش حکومت ببینیم. بستر رویش این مافیا در سطوح بالا گسترده شد. روزی که جنگ تمام شد، هاشمی رفسنجانی گفت رزمندگانی که از جنگ برمیگردند باید به جبهه اقتصاد بروند و شرکت تاسیس کنند. اهل شک،هدف این دعوت را دادن چرب و شیرین به از جبهه برگشته‌ها باهدف کشیدن فیوز آنهامیدانستند. استدلالی نداشتند، اما به هر حال روزی که در اثر بیرون زدن گند این سیاست فرمان انحلال شرکتهای تجاری تاسیس شده توسط عوامل دستگاه اطلاعات صادر شد، به دورانی رسیده بودیم که فساد و تبهکاری اقتصادی و دزدیدن منابع ملی شیوعی تام یافته بود . اگر کسی حوصله تحقیق داشته باشد، در نهایت خواهد گفت قریب به تمام فاسدان تبهکار این مافیا از نسلی بوده اند که در دامان سیستم به عنوان اشخاص متعهد معتمد پرورده شدند. به آسانی میتوان نشان داد بین لشگریان این جبهه تماما تبهکار ، به ندرت یک بازرگان یا تولید کننده غیرمتعهد به حکومت(حکومت آنها را “کراواتی” میخواند) میتوان یافت. درست است که بخشی وسیع از سرمایه‌داری صنعتی – تجاری ملی به علل عقیدتی ازحکومت حمایت میکند، اما این نزدیکی عقیدتی و آیینی ، مشارکت در غارت مافیایی‌ نیست. درفهرست بدهکاران کوچک بانکی شاید، اما در فهرست سوءاستفاده‌کنندگان نظام بانکی نمیتوان نام تجار و تولیدکنندگان قدیمی و خوشنام را یافت. آنها رفتار غارتی ندارند وخودشان قربانی این مافیای دولتی‌اند.تبهکاران اقتصادی شناخته شده همگی نوکیسه‌اند: یا ششلول‌بند خیابانی سال ۸۸هستند ،یا تازه دامادهای وزیر و وکیل ، وآقازاده ها و شرکا و همسران آنها و…

بنابر این، برای درک ماهیت فسادی که کشور را در برگرفته ، بهتر است نگاهی به ژنتیک عاملان آن بیندازیم. درست است که ریشه آن را انتصاب افراد بی‌تجربه در واحدهای مصادره شده میدانیم، ولی وقتی آنها خطا کردند و سوء مدیریت‌شان به سوء استفاده تبدیل شد حکومت مثل این روزها نهضت و کارناوال مبارزه با فساد راه نینداخت. علت ساده‌ای داردکه حاصل تجربه های جهانی است: حکومتها ، وقتی گرایش وکیفیات وخصائل استبدادی پیدا میکنند به وفاداری قشرهای خاصی از جامعه (مثلا نیروهای نظامی و امنیتی) نیاز حیاتی میابند و وفاداری به خود رابا دادن امتیاز اقتصادی و فرصت غارت به حامیان پاداش میدهند. برسردمداران خودی پنداشته‌فساد چشم میبندند ،چون آنهاتا قبل از آنکه بزنند به چاک(معمولا سرمایه‌ای میاندوزند و میخواهند آنرا ببرند) ابراز ارادت وبرای حفظ حکومت هر کاری میکنند.
ریشه فساد سیستمیک و مافیایی، پدرخواندگی است.

منبع: جامعه نو


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.