سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

نقطه پایان

چکیده :اتهامات پیشین رئیس مجلس رسیدگی نمی شود و جری تر شده ردیفهای بودجه را نیز دستکاری می کند، شورای نگهبان، قانون را پاسداری نمی کند و بر خلاف قانون، قانون می نویسد.....آیا این موارد موجب نمی شود که متولیان امر از سوی رهبری مورد عتاب قرار گیرند؟ آیا کسانی و گرههایی، میدان! را برای حزب پادگانی و اهالی میدان باز گذاشته اند؟...


علیرضا کفایی

پس از سخنان عتاب آلود رهبری پیرامون فایل صوتی؛ آقای ظریف در نوشته کوتاهی اشاره کردند “…ختم کلام و نقطه پایانی برای بحثهای کارشناسی است”

اینکه آقای ظریف بسرعت کارشناسی را مستحیل در عتاب رهبر نمودند و اعلام ختم کلام کردند باید تاسف خورد ولی تاسف بیشتر از این است که جاری شدن این رویه در سایر امور کشور به استخفاف ملی و بی اعتباری نظرات کارشناسی در امور داخلی و خارجی و لاجرم استبداد خطرناکی خواهد انجامید که هم انقلاب و نظام و هم دین و میهن را در خطر قرار خواهد داد.

گویا قرار نیست خردمندی حاکم شود و نوعی از زمامداری مبتنی بر زور و مشت آهنین و سرانجام دیکتاتوری خود را نشان می دهد، چنانکه اخیراً در بخشهایی از حاکمیت اتفاقاتی رخ می دهد که دور از شأنیت انسانی و دینی و به صراحت بر خلاف قانون است، علاوه بر انفعال و عملکرد چاپلوسانه وزیر بهداشت، برنامه های نابخردانه تلویزیون که دربست در اختیار تندروهای جاهل است و افتضاحات مجلس اقلی و بی خاصیت بودن برخی از نمایندگان و بگیر و ببندهای دستگاههای امنیتی و سیطره آنها بر دستگاه قضایی، اقدام اخیر شورای نگهبان در قانونگذاری و گسترش نظارت ناصواب برای پیش از ثبت نام نامزدهای انتخابات؛ معنایی جز هموار کردن دیکتاتوری تمام عیار ندارد و متاسفانه همه اینها به نام دین خواهد بود.

اتهامات پیشین رئیس مجلس رسیدگی نمی شود و جری تر شده ردیفهای بودجه را نیز دستکاری می کند، شورای نگهبان، قانون را پاسداری نمی کند و بر خلاف قانون، قانون می نویسد…..آیا این موارد موجب نمی شود که متولیان امر از سوی رهبری مورد عتاب قرار گیرند؟ آیا کسانی و گرههایی، میدان! را برای حزب پادگانی و اهالی میدان باز گذاشته اند؟

در واقع سخن آقای ظریف در رابطه با “نقطه پایان بحثهای کارشناسی” را باید تسری داد به سایر امور، زیرا بدین صورت “نقطه پایانی” بر همه چیز خواهد بود، آنها می خواهند فقط امر کنند و از مردم فقط اطاعت می خواهند، احدی هم حق ندارد اعتراض و یا انتقادی کند، خطای مهلکی که به خودکامگی و فرعونیت می انجامد که این نوع حکومت بر اساس استخفاف و تحقیر مردم است ” استخف قومه فأطاعوه!”

فرعونیت و استخفاف مردم و اطاعت بی چون و چرا خواستن یعنی ارادتی نمانده و ترس از طغیان توده ها دارند لذا محور را بر آمریت و تحکم قرار داده اند و با قدرت! می تازند و اتکای به میدان دارند؛ یعنی “نقطه پایان”

خلق چون دریا و دریا تندخوست
خشمِ پنهان‌‌جوشِ توفان‌ها در اوست
گفتمت، اما چه حاصل؟ نشنوی!
باد می‌کاری که توفان بدروی


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.