سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » تقوای یک بام دو هوا!؛ سخنرانی ۱۲ اردیبهشت رهبری از نگاهی دیگر...

تقوای یک بام دو هوا!؛ سخنرانی ۱۲ اردیبهشت رهبری از نگاهی دیگر

چکیده :ایشان عاجلاً به میدان آمد و در سخنرانی ۱۴ خرداد حرم امام در حالیکه کارزار رقابتهای انتخاباتی ادامه داشت و موضعگیری ایشان له یا علیه هر یک از کاندیداها معنای خاص خودش را القاء میکرد، واکنش بسیار تندی نشان داد و آن جمله تاریخی مهندس موسوی که بعداً نیز مرور زمان درستی آنرا برای همگان اثبات کرد را غیرقابل تحمّل خواند و گفت این وقاحت است که رئیس‌جمهورِ مستقر را متهم به دروغگویی و رمالی میکنند (نقل به مضمون)...


اکبر دانش سرارودی

ایشان در این سخنرانی ضمن اینکه وزارت خارجه و سپاه قدس را دو بال مکمّل برای پیشبرد دیپلماسی می شمارد اما تمام قد به بال انتخابی می تازد و از بال انتصابی بنحو حیرت انگیزی حمایت می‌کند!

و این در حالی است که همین «بال دیپلماتیک» به تصدیق خودِ ایشان تنها مجری اوامر و مصوّبات نهاد بالادستی است و علیرغم تعهد و تلاشِ در خور تحسین اش جهت به ثمر رساندن سیاست‌گذاری‌های ایشان، دائماً توسط حامیان و سمپات های رهبری فحش می خورد و حتی توسط صدا و سیمای تحت اختیار ایشان مرتباً اهانت میشود و با فیلم‌هایی چون گاندو، پایان بازی، فروشنده، داستان اتم و امثالهم متهم به هزار و یک خیانت میگردد و از این رهبر، نه تنها صدایی در حمایت از این کارگزاران مظلومِ صدیق، در نمی آید و حرفی در ضرورت قطع اینگونه حملات ظالمانه شنیده نمی‌شود! که به محض انتشار مصاحبه ای از وزیر خارجه در اعلان برخی از حقایقی که خود رهبری هم روی آن صحه گذاشته در اولین فرصت ممکن، شخصاً بمیدان می‌آید تا بال دیپلماسی برآمده از انتخاب مردم را بکوبد و بال میدان که نمادی از وجود خویش است را بیش از پیش تقویت و شیر نماید!

این نوع موضعگیری سریعِ جناحی مرا یاد عصبانیت ایشان از مهندس موسوی می‌اندازد، زمانی که میرحسین در مناظره با احمدی نژاد گفت متاسفم که توی دوربین زُل میزنی و دروغ می‌گویی، مگر با دروغ و رمّالی میشود کشور را اداره کرد؟

ایشان عاجلاً به میدان آمد و در سخنرانی ۱۴ خرداد حرم امام در حالیکه کارزار رقابتهای انتخاباتی ادامه داشت و موضعگیری ایشان له یا علیه هر یک از کاندیداها معنای خاص خودش را القاء میکرد، واکنش بسیار تندی نشان داد و آن جمله تاریخی مهندس موسوی که بعداً نیز مرور زمان درستی آنرا برای همگان اثبات کرد را غیرقابل تحمّل خواند و گفت این وقاحت است که رئیس‌جمهورِ مستقر را متهم به دروغگویی و رمالی میکنند (نقل به مضمون)
بدون اینکه کوچکترین توجهی در تقبیح تهمت ها و بداخلاقی‌های همین رئیس جمهورِ مستقر در مناظرات مذکور، در بازی با آبروی سایرین داشته باشد!

و جالب‌تر اینکه اگر کسی مثل ظریف که جز در خلوت محرمانه برای ثبت در تاریخ، بدون ذره ای اهانت و زشتگویی به گوشه ای از حقایق جاری در علل ناکامی ها اشاره کرده در یک عقب نشینی اقدام به عذرخواهی های مکرر از عالَم و آدم می کند!
اما باز هم چراغ سبزی که رهبری روشن نموده کافی است تا گروههای فشار و آتش به اختیارانی چون انقلابیون استصوابی! منصوبان، و لشکر مدّاحان گوش به فرمانش با انبوهی از تهمت ها، اهانت‌ها و هجمه های حساب شده کاری کنند که کسی جرأت حقگویی، حق طلبی و ایستادگی در مقابل انحرافات وحشتناک موجود را نداشته باشد:
«سرِنیزه که رحل قرآن شد
وقت تضعیف مرد میدان شد
آخرین ضربه‌های مالک بود
اشعری شیر شد، رجزخوان شد
شَر شد، فتنه شد، تلاطم شد
امر مولا در این میان گم شد
رشته افتاد دست جاسوسان
اشعری انتخاب مردم شد»

پس اینکه کیهانیان و صدا و سیمایی ها، و امثالهم در یک مصونیت فولادین می‌توانند بدون ذره‌ای واهمه هرآنچه می‌خواهند را بر سر مخالفان و منتقدین بیاورند و آب از آب تکان نخورد، و اینکه شما به صورت یکطرفه با در اختیار داشتن مطلق امکانات کشور به صورت کشدار، طی سالیان متمادی میوانید هزاران بار فتنه فتنه کنید و تحلیل‌های یکطرفه تان را القاء نمائید و طرف‌های مقابل، نه تنها کمترین امکان، که حتی اجازه حداقل دفاع را نداشته باشند! یعنی تبلور همان «عدالت و تقوای فقیهانه»ای که طرفداران ولایت فقیه به عنوان عدالت و تقوای فقهاء بر سر إن قلت کنندگان می‌کوبند.

مانده ام که نام این سیاست یک بام دو هوایی که سیاهه ای به بلندای مثنوی هفتاد من کاغذ دارد را چه بنامم؟
زیرا از یکطرف ادعای علوی بودن و تدیّن دارند و از طرف دیگر اینگونه مواضع کاملا جناحی و حق بجانب در تعارض با وصیت آقا امیرالمؤمنین به حضرت مجتبی را می بینیم که:
«پسرم خود را میزان میان خود و دیگران قرار بده، آنچه را برای خود می‌پسندی برای دیگران نیز بپسند و آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران نیز نپسند، همانگونه که نمی‌خواهی بر تو ستم شود تو نیز به دیگران ستم نکن، و همانگونه که می خواهی به تو نیکی شود تو نیز به دیگران نیکی کن، کاری که از دیگران زشت می شماری از خودت نیز زشت شمار…» (نامه۳۱ نهج البلاغه)


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.