سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » بنیان‌های یائسه این جمهوری؛ انتخابات پارتی(۳)...

بنیان‌های یائسه این جمهوری؛ انتخابات پارتی(۳)

چکیده :فارغ از این که حاکمان و افراد صاحب نفوذ در ساختار نظام با جمهوریت مشکل دارند، اگر فرض را بر این بگیریم که در میان افراد حاکمیت اراده و یا کسانی وجود داشته باشد که بر وجه جمهوریت تاکید کند و، نسبت به آن چه به عنوان مصادیق جمهوریت در قانون اساسی آمده، مقید و ملتزم باشد، متاسفانه باز نتیجه قابل توجه و قبولی حاصل نمی...


میراصغر موسوی

در ایران جمهوریت به طور کامل موضوعیت خود را از دست داده است. جمهوری اِعمال اراده مردم توسط نمایندگانشان با اتکا بر قانون است که در آن چشم انداز تغییر وجود دارد و به صورت جدی و قطعی پذیرفته شده است. جمهوریت رو به آینده است و پیوسته به جلو می رود. اگر در شکل ساکن و منقبض شود به مرور زمان از موضوعیت می افتد. جمهوریت تند و تند انتخابات برگذار کردن نیست، بل، قانون حکومت اکثریت مردم است که در آن مکانیزم تغییر و تحول و دگرگونی الویت اول را دارد. در نظام جمهوری قدرت در گردش و تغییر و جابجایی است. و نهادهایی مانند پارلمان برای تغییر قوانین در هر سطحی اختیار دارد. در این ساختار دموکراتیک هیچ قانونی موضوعیت دایمی ندارد و بنا به ضررورت همه چیز قابل تغییر است. و جوهر جمهوریت همین تغییر و تحول است. نه صرفاداشتن مقامی به عنوان ” رییس جمهور ” و ” محلی به نام مجلس ” که اعضایش تحت فرمان باشد. صرفا نمایش امور ظاهری و عرضه پوسته ای برای نمایش محتوایی که نیست.

حالا بیش از یک دهه است که همه این امور ظاهری را نیز تعطیل کرده اند. برای دور انداختن این پوسته همانطور که حسن روحانی احزاب – همین چند جمع کوچک شبه احزاب – را مرخص کرد و فرستاد سفر قندهار و خواست تا اطلاع ثانوی همانجا بمانند و خوش باشند. حاکمیت نیز با بکار گیری تمام ابزار و امکانات، همان بخش نحیف و زرد روی جمهوریت را برای همیشه مرخص کرد و فرستاد به سواحل دریای سیاه و کریمه تا آب و هوای روسی میل کند. بدون لکنت باید گفت: در هیئت حاکمه ایران هیچ میل و علاقه، باور و اعتقاد بر جمهوریت آن وجود ندارد.

اما فارغ از این که حاکمان و افراد صاحب نفوذ در ساختار نظام با جمهوریت مشکل دارند، اگر فرض را بر این بگیریم که در میان افراد حاکمیت اراده و یا کسانی وجود داشته باشد که بر وجه جمهوریت تاکید کند و، نسبت به آن چه به عنوان مصادیق جمهوریت در قانون اساسی آمده، مقید و ملتزم باشد، متاسفانه باز نتیجه قابل توجه و قبولی حاصل نمی شود. این ها که بنیان های جمهوریت محسوب می شود و مستمسک دایمی در دست رقبا و منتقدین جریان تمامیت خواه است، یک مجموعه ناهمگن سترون است. مثل ابر یائسه است که آسمان را تیره کرده و ضمن این که نمی بارد، بل، در یک تعلیق تاریخی همه فرصت ها را هدر داده است.

استناد به همین موارد، توسط کسانی که به دنبال گره گشایی و نجات کشور هستند، وضعیت تعلیق را بسیار طولانی تر کرده و باعث وارد آمدن ضربات مهلک بر پیکره جامعه و فرهنگ، هنر، ادبیات، اخلاق اجتماعی، ساختارهای خود بسنده اداره امور مردم، اقتصاد و کار و معیشت و سیاست، حتی باور و اعتقادات دینی و مذهبی شده است. این حداقل موارد بنیادین که، گویا از جهت تعارف و برای دل خوش کردن ثبت و ضبط شده، ضمن این که بارور نشد و نبارید. بل، چون دردِ کبود بالای سرمان خیمه زد و چشم ها به امید باران به آن خیره ماند و، این انتظار چنان فرصت ها را ربود و با خود برد که، ما از انجام حداقل امور بازدارنده برای جلوگیری از ویرانی بیشتر زیست اقتصادی و سیاسی و… بازماندیم.

باید چشم از این آسمان پوشیده از ابر یائسه برکند و چاره ای اندیشید.

جمعه هفدهم اردیبهشت هزار و چهارصد


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.