سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » تاجزاده و مردمی که قانع نمی شوند …...

تاجزاده و مردمی که قانع نمی شوند …

چکیده :تاجزاده در صحبت هایش بر دو نکته به عنوان کلید گشایش قفل های بسته مشکلات تاکید میکند: یکی اینکه «شخص رئیس جمهور باید بر روی مواضعش استوار باشد و هر جا که هر کدام از رئیسان جمهور بر مواضعشان استوار بوده اند، حتما نتیجه گرفته اند» و دوم «اتکاء به مردم». اما به نظر می رسد به هر دلیلی که کشف آن در تخصص نگارنده نیست، این دو کلید در نظر مخاطب ها با قفل های موجود جور...


محمد علوی

دیشب دومین جلسه گفتگوی مصطفی تاجزاده در مقام نامزد ریاست جمهوری در کلاب هاوس بود. احتمالا هیچ کس در میان سیاستمداران ایرانی به اندازه تاجزاده در موقعیت مناظره و گفتگو با مخاطبان متنوع و خصوصا مخالفان از جنس های مختلف نبوده است. همین ویژگی تاجزاده یکی از مهم ترین نکاتی است که خود را در هر دو گفتگو آشکار می کند. تاجزاده می تواند خوب به حرف مخاطبش گوش دهد، نکات مهم حرفش را فهم کند و در حالی که اصول کلی گفتگو را رعایت می‎کند به او جواب می‎دهد. اما چیزی که تا آخرین دقایق جلسه دیشب به چشم می خورد، این بود که پرسندگان یک سوال را به شکلی تکراری روبروی تاجزاده قرار می دادند: «تو چه طور می‎خواهی این حرف هایی که می زنی را عملی کنی، در حالی که …؟»

من اینجا قصد ندارم که بگویم که وضعیت دچار انسداد شده است یا نه. قصد من در اینجا آشکار کردن این نکته است که به نظر می رسد برآیند دو جلسه‎ی در مجموع ۱۱ ساعته گفتگوی مردم و فعالان اجتماعی با تاجزاده این است که «او نتوانسته مخاطبش را قانع کند که میتواند کارهایی که میگوید را انجام دهد.» اگر این فرض درست باشد که :«کسانی که در این دو اتاق گفتگو حاضر شده اند در مجموع نماینده گروهی هستند که نسبت به موقعیت انتخابات موضعی فعال تر دارند»، پس باید گفت که اگر این مخاطبان قانع نمی شوند که برنامه های تاجزاده شدنی هستند، پس حتما آنهایی که بیرون هستند هم قانع نخواهند شد.

تاجزاده در صحبت هایش بر دو نکته به عنوان کلید گشایش قفل های بسته مشکلات تاکید میکند: یکی اینکه «شخص رئیس جمهور باید بر روی مواضعش استوار باشد و هر جا که هر کدام از رئیسان جمهور بر مواضعشان استوار بوده اند، حتما نتیجه گرفته اند» و دوم «اتکاء به مردم». اما به نظر می رسد به هر دلیلی که کشف آن در تخصص نگارنده نیست، این دو کلید در نظر مخاطب ها با قفل های موجود جور نمی‎شوند.

نکته مهم این است که اگر تاجزاده با این میزان از سابقه و تسلط در گفتگو نتواند مخاطبش را متقاعد کند، احتمالا باقی گزینه های اصلاح طلبان نیز نخواهند توانست.

اگر آنچه در بالا آمده، درست باشد، حال چه باید کرد؟ مهم ترین گام این است که هم شخص مصطفی تاجزاده و تیم او و هم باقی بزرگان اصلاحات این مساله را جدی بگیرند و پیش از اینکه شکستی از پیش معلوم را به خود و جامعه تحمیل کنند، فکری بیاندیشند.
اما پیشنهادی کلی که میتوان اینجا مطرح کرد این است که تاجزاده و تیم همراهش بر روی «نمونه» برنامه هایی «مشخص»، «سنجش پذیر»، «زمان مند» و «دارای آغاز و پایان معلوم» تمرکز کنند و همین «نمونه» برنامه ها را به مردم هم اعلام کنند. این کار می‎تواند جایگزین وعده هایی کلی بشود که «هیچ کدام از اجزای آن معلوم نیست»، «ضمانت اجرایی ندارد» و «بیشتر در نظر مخاطب صرفا رفتاری انقلابی جلوه میکند». به عنوان مثال ایشان در جلسه دیشب می گوید که در اولین روز ریاست جمهوری خود بودجه خبرگزاری های وابسته به سپاه را قطع خواهد کرد. سوای پرسش هایی از این دست که: «مگر سپاه با این میزان از قدرت سیاسی و اقتصادی، گروهک جیش العدل است که بشود با یک فرمان از صحنه رسانه خارجش کرد؟»، اما مساله ای در این حد ساده نیز در حرف تاجزاده لحاظ نشده است: «این خبرگزاری ها، کارمندانی دارند که درآمد روزانه شان را از این کار به دست می آورند. آیا شما با این فرمان میخواهید آنها را بیکار کنید؟» منظور نگارنده این است که همه مسایل حوزه سیاست چند وجهی و پیچیده هستند و اگر مخاطب قانع نمی شود، یکی از مهم ترین دلایلش این است که در «خود آگاه» و یا «ناخودآگاهش»، راه حل ها را مناسب مساله نمی یابد.

شرایط فروبسته مطمئنا نیازمند آرمان گرایی و آرمان خواهی است. نزول سطح کنش سیاسی به «استمرار خواهی» به قطع نه مورد پسند است و نه پاسخگو. اما آرمان خواهی باید به شکل مثال های عینی، گام به گام، عقلانی و سنجش پذیر ترجمه شود، در غیر این صورت نه مخاطب خواهد داشت و نه انجام شدنی خواهد بود.

این را نیز نباید از یاد برد که بر خلاف آنچه تاجزاده می گوید تایید صلاحیت او صرفا معلول تصمیم رهبری نیست. بر عکس تاجزاده تنها در حالتی تایید صلاحیت خواهد شد که او بتواند در فرصت محدود باقیمانده تا اعلام نظر شورای نگهبان، موجی به نفع خود در جامعه ایجاد کند. به شکلی که نهاد تصمیم گیر، هزینه رد صلاحیت او را بیش از تایید صلاحیت اش برای خود ببیند و این کاری است که در مرحله اول دست خود او و تیم همراهش را می بوسد، مگر اینکه او کلا قصدی برای تایید صلاحیت شدن نداشته باشد که این حرفی دیگر است…


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.