سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

حصار امن!

چکیده :تاریخ ملتها ممکن است چنین پدیده‌ای رابه تکرار درخود ببیند. برخی نشانه های امروز شباهتهایی تاریخی رابه مایادآور میشود. در حالی که درحال حاضر آکندگی حکومت از نوکرصفتان و ارادت‌پیشگان به اندازه انباشتگی بله‌قربان‌گوهای دوران سلطنت نیست، اما روندهای جاری انتخاباتی نشانه‌های بارزی از پایانی همسان میدهند : منتقدان مخالف اوضاع کنونی به صورت مداوم و هردم موثرتری از عرصه حذف میشوند، تضعیف میشوند، وحتی درتله‌های حکومت خنثی...


درنخستین روزمهر ماه ۱۳۵۷وحدود یک هفته بعد اززلزله مهیب‌طبس ،احمدبنی‌احمد نماینده تبریز دردوره بیست وچهارمجلس شورای‌ملی پشت تریبون رفت وبه بهانه کم کاری دررسیدگی به بازماندگان زلزله،به انتقادهای مستقیم و تند از حکومت شاه پرداخت.رسانه‌های حکومت حرفهای او رابا آب وتاب منتشر وبرجسته کردند. اتفاق نایاب وغیر منتظره ای بود پس ازچنددهه خفقان وعوض شدن نسلها. محمدرضاشاه‌ تسمه از گرده ملت کشیده ، همه ساختارهای کشوری رااز بله‌قربان‌گوها آکنده وسالهای طولانی بود جز سخن تملق آمیز درباره میزان درایت وشجاعت و کشورداری خودنشنیده بود. اساس استبدادش راپس از بتون خارجی، رسوب چسبنده انبوهی از اشخاص کم‌مایه بی‌وطن گردآمده به دور دربارمحکم کرده بود وسخنان جسارت‌آمیز نماینده مجلس چیزی بود که کسی تا کنون نشنیده و تصورچنین کاری رانکرده بود.

بدیهی است حکومت متعرض این نماینده دست‌نشانده نشد والبته این اقدام ظاهرا شجاعانه، همچون قطره آبی که به زمین نرسیده بخار شود، هیچ تاثیری نبخشید وعطش انقلاب را کم نکرد. جامعه‌ سرکوب شده و باورمند به اینکه محمدرضا همه چیز را در ید خود و اطرافیان محدودش گرفته ، نمیتوانست بپذیرد بنی‌احمد، منتخب درسازوکار استصوابی خاص حکومت شاه دلسوز مردم باشد. جماعتی که پس از شورشهای اواخر۵۶ و ماههای اول سال ۵۷ درحالت کمین برای پنجه کشیدن به صورت محمدرضا قرارداشت، برای تعیین گام بعدی خود روبه بیرون داشت ونه منتقد از آستین درآمده‌ی دستگاه سلطنت. میدانست انتقادی که دستگاه رابکوبد امابه شاه اشاره مستقیم نداشته باشد، طرح شده توسط همان دستگاه ، خدعه آمیز وبرای بیرون بردن شاه ازتیررس حمله مستقیم است.

امروزه پدیده بنی‌احمد و علت ناتوانی آن درتغییر روندشورش برای ماآشکار است: شاه جامعه و مجامع منتقدسیاسی و نهادهای کشوری رادرچنان حدی تسویه وتصفیه و سرکوب کرده بود که‌کسی باورنمیکرد فردسالم، مردم دوست،طرفدار ملت و ناپلیدی وجود داشته باشد. کاربه جایی رسید که وقتی محمد‌رضا دررویارویی باموج انقلابی به مخالفان مسلم خود روآورد تا دولت را تحویل بگیرند و اگر ممکن است اورا درببرند، موج انقلابی امثال بختیار را هم روفت وبرد. دیکتاتورتپه‌ای برای گریختن از موج باقی نگذاشته بود.

تاریخ ملتها ممکن است چنین پدیده‌ای رابه تکرار درخود ببیند. برخی نشانه های امروز شباهتهایی تاریخی رابه مایادآور میشود. در حالی که درحال حاضر آکندگی حکومت از نوکرصفتان و ارادت‌پیشگان به اندازه انباشتگی بله‌قربان‌گوهای دوران سلطنت نیست، اما روندهای جاری انتخاباتی نشانه‌های بارزی از پایانی همسان میدهند : منتقدان مخالف اوضاع کنونی به صورت مداوم و هردم موثرتری از عرصه حذف میشوند، تضعیف میشوند، وحتی درتله‌های حکومت خنثی میشوند. اینکه اصلاح طلبان موافق با تداوم نظام به نقطه‌ای رسیده اند که برای یافتن نامزد انتخابات بین عارف ولاریجانی یا جهانگیری و خرازی گیر میافتند حاصل همین روند است. تازه این وضعیت کسانی است که درابراز وفاداری به قانون اساسی و مصادیق نهادهای قدرت در آن کم نمیگذارند و درنیتشان برای تحکیم نظام هیچ شکی نیست. حکومت آنها را گیر انداخته: انتخاب بین تن‌دادن به راهزن ویا پریدن از صخره! داستان به کنار راندن خرده‌منتقدان باورمند به نظام مشروطه شاهنشاهی در دوران محمدرضا، موبه‌مو درحال تکرار است.

اما مساله اصلی جای دیگر است: مشکل حکومت مردم هستند و نه منتقدان‌‌واهل سیاست! بخشهای وسیعی از جامعه از تصوراصلاح کارکرد این سیستم عبور کرده است : اعتقاد قابل توجهی هم به توانایی‌ودلسوزی وسلامت منتقد حاضری که بتواند از قیفها و صافیهای حکومت عبور کند باقی‌نمانده است. هنوز موسم ابراز عقیده و موضع مردم نرسیده است اما فرصتی نمانده وآشکار است‌این انتخابات پرده نمایش پایان دوران اتکای حکومت به مشروعیت حاصل از رای است و از این بابت نگرانی زیادی هم ندارد. میشود روندی را پیش بینی کرد که از یکسو حکومت منتقدان خواهان اصلاحات بنیادین و درشت‌گو را به طریقی ساکت میکند، منتقدان گردآمده زیر علم استراتژی “همکاری انتقادی”(جبهه اصلاحات) را عضله کشی و بی‌زور وثمر میسازد و با تصور کارایی‌خندقی که حفر کرده آرامش خاطر ظاهری بیشتری پشت درهای ارگ‌قدرت پدید می آورد.

اما یک نتیجه محتوم دیگر هم از روند کنونی حاصل می آید: تهیدستی حکومت به روز واقعه! آنقدر تهیدست، که آنسوی دروازه دژ و قلعه‌ای که در آن جای گرفته، جز امثال بنی‌احمدهای بی خاصیت، کسی پیدا نخواهد شد تا روند ناگزیرتغییر را به مسالمت و مصالحه ختم کند. در پیمایش این مسیر ، حکومت کنونی متاسفانه هیچ تفاوتی با حکومت پیشین ندارد.

منبع: جامعه نو


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.