سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » در باب نامزدی تاجزاده در انتخابات ۱۴۰۰...

در باب نامزدی تاجزاده در انتخابات ۱۴۰۰

چکیده :سوال این است که تحول‌خواهان در مقابل چنین امتیازی که به نظام می‌دهند(یعنی هم خودشان رای می‌دهند و هم تلاش می‌کنند مردم ناامید و خسته را مجاب به رای دادن کنند) چه امتیازی می‌گیرند یا باید بگیرند؟ آیا همچنان باید سرگردان میان بد و بدتر...


مجید مسعودی

سیدمصطفی تاجزاده چند روز پیش با انتشار بیانیه‌ای اعلام کاندیداتوری کرد. کسانی با اشاره به رد صلاحیت احتمالی‌اش گفتند حضورش موجب می‌شود دموکراسی‌خواهانی که از اصلاح‌طلبان بریده و دچار بحران هویت شده‌اند نماینده‌ای در کوران مبارزات انتخاباتی داشته باشند و ای‌بسا که وجود چنین نماینده‌ای بتواند به ایجادی تشکیلاتی جدید کمک رساند. یکی با اشاره به مدل سندرز-بایدن نوشته است که گرچه تاجزاده رد صلاحیت می‌شود اما حضورش موجب می‌شود هم بتوان طرفدارانش را به سمت لاریجانی سوق داد و هم گفتمان لاریجانی را پیشروتر کرد.

گرچه بودن تاجزاده احتمالا این کارکردها را دارد اما تمرکز بر آن‌ها ما را از اصل داستان غافل می‌کند. اصل داستان این است که حضور در هر انتخاباتی – شما بگو حتی با حضور میرحسین موسوی – تایید نظام است؛ نظامی که ناکارآمد است و مقبولیت حداقلی دارد.

سوال این است که تحول‌خواهان در مقابل چنین امتیازی که به نظام می‌دهند(یعنی هم خودشان رای می‌دهند و هم تلاش می‌کنند مردم ناامید و خسته را مجاب به رای دادن کنند) چه امتیازی می‌گیرند یا باید بگیرند؟ آیا همچنان باید سرگردان میان بد و بدتر باشند؟

آیا همچنان باید مخیر میان امثال روحانی، رئیسی، قالیباف، جلیلی و رضایی باشند؟ یا لازم است بالاخره روزی این چرخه شکسته شود و فردی پیشرو را تا پایان کورس مسابقه در میدان داشته باشند؟

سری به گذشته بزنیم. سال ۹۲ به روحانی رای دادیم چون دلخوش بودیم که نه خواهیم گفت به ردصلاحیت‌کنندگان هاشمی. موفق شدیم اما روحانی نامزد پیشرویی نبود. در مقابلِ امتیاز تایید نظام(یعنی همان رای دادن)، چیز زیادی به‌دست نیاوردیم؛ تنها روحانی را به قالیباف ترجیح دادیم.

دو سال بعدش، یعنی سال ۹۴ که افتضاح‌تر بود. با تایید و پشتیبانی هاشمی و «تَکرار می‌کنم» خاتمی امثال دری نجف‌آبادی و ری شهری وارد مجلس خبرگان شدند چون می‌خواستیم مثلث جیم(جنتی، یزدی، مصباح) انتخاب نشود.

هیچ‌وقت تصویر بزرگتر را ندیدیم. همیشه با گفتارهایی نظیر «سیاست عرصه انتخاب میان امکان‌هاست و نه ایده‌آل‌ها» تصویر بزرگتر را به‌حاشیه بردیم. تصویر بزرگتر این است: رای دادن به هر کس – مطلقا به هر کس – تایید نظام است؛ نظامی که حالا دچار بحران مشروعیت و کارآمدی مفرط هم هست. در مقابل این امتیاز با ارزش باید چیز ارزشمندی ستاند. ارزشمندترین امتیاز هم این است که شما نماینده گفتمان خودت را داشته باشی و مخیر نباشی میان بد و بدتر.

همیشه چون این تصویر بزرگتر را ندیدیم در جزئیات گم شدیم و امتیاز بزرگی هم نگرفتیم. زمانی دلخوش بودیم به ترجیح روحانی بر قالیباف؛ روز دیگر دلخوش به ترجیح دری نجف‌آبادی و ری شهری بر مثلث جیم؛ حالا هم دلخوش به «پیشروتر کردن گفتمان لاریجانی» و «کمک تاجزاده به نامزد اصلی اصلاح‌طلبان»!

حرف این است که حضور تاجزاده گرچه مزایایی دارد اما اگر الان تمهیداتی اتخاذ نشود، در صورت رد صلاحیتش باز همان می‌رود که در گذشته بر ما رفته است. این وقت‌ها زیاد می‌شنویم که «ما استراتژی داریم». اما راست این است که این «استراتژی» همان بازی در زمین نظام است: رای‌ها ستانده شده بی‌آنکه امتیاز ارزشمندی نصیب شود.

در واقع نگرانی اصلی بسیاری از حامیان نامزدی تاجزاده این است که پس از رد صلاحیت احتمالی‌اش و بعد از آن که کمپین انتخاباتی‌اش در حد بضاعت خود فضا را انتخاباتی کرد محافظه‌کاران اصلاح‌طلب به او فشار آورده تا از یک نامزد محافظه‌کار حمایت کند و او به این کار تن دهد.

چنین رخدادی چرخیدن در بر همان پاشنه است: تحول‌خواهان هم چوب را خورده‌اند و هم پیاز را. شوخی نکنید؛ اینجا آمریکا نیست که نامزدها به قول و قرارهایشان پایبند باشند تا پس از آن بتوان مثلا با گرفتن چند وزیر یا قول تصویب چند قانون پایگاه رای تاجزاده را به‌سوی نامزد دیگری هدایت کرد. اینجا طرف با حمایت علنی شخص اول ممکلت رئیس‌جمهور می‌شود اما می‌گوید اگر او از من حمایت نمی‌کرد رای بیشتری می‌آوردم! ️

️هاشمی رفسنجانی: آقای حجازی بعد از سال ۸۸ و قبل از این ماجراها به من گفت آقای احمدی‌نژاد در مجلسی گفته اگر آقا از من حمایت نکرده بود من ۳۰ میلیون رای می‌آوردم.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.