سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » تقسیم قدرت در دولت اسلامی؛ چیزهایی را که خورده و نوشیده اید، مقابل مردم بالا نیاوی...

تقسیم قدرت در دولت اسلامی؛ چیزهایی را که خورده و نوشیده اید، مقابل مردم بالا نیاوید!

چکیده :طبیعی است فریادی که از همه بلندتر است، فقط شنیده می شود. و این تک گویی سال ها است در ایران جریان دارد و همه حرف ها و داد و بیدادها و جیغ زدن ها ذیل همین تک گویی صورت می گیرد و، نپذیرفتن و تن ندادن به این بازی به اخراج از جغرافیای قدرت و حاکمیت منتهی و در ادامه کار به حصر و حبس و بیکاری و باز ماندن از تحصیل.. می کشد. آنهایی که در درون این جغرافیا قرار دارند باید سرسپرده و مطیع...


میراصغر موسوی

ایران در وضعیت” بحران ” بسر می برد و انکار آن از طرف مقامات حاکمیت باعث هر چه بیشتر بی اعتبار شدن اعتماد ملی شده است. کسی به صدای کسی گوش نمی دهد. دولت برای خودش حرف می زند، نهاد اصلی حاکمیت برای خودش، رادیو و تلویزیون و امام جماعت ها و امام جمعه ها و اطلاعاتی ها و نظامی ها و حوزوی های این طرفی و حوزوی های آن طرفی، همه با هم و هم زمان حرف می زنند، داد می کشند و قیل و قال راه انداخته اند. این فریادها و دادها و صداها در هم می شود و آوایی شبیه ” خرناس خرس ” و گاهی هم چون فریاد” فیل خشمگین “، در زیر سقف آسمان کشور طنین می اندازد و از این همه جیغ و داد کردن و فریاد زدن و سخن گفتن به ندرت _ آن هم گاهی _ چیزهایی از این قبیل:

“…دشمن، این دشمن، دشمنان ملت ها، دشمنان مقاومت! خود دشمن و عاملان داخلی دشمن و عاملان خارجی دشمن با همدستی اجنبی و اَجنهِ ی در خدمت دشمن و نوکران منطقه ای دشمن که در همآهنگی با دشمن اصلی مقاومت و ملت لبنان و ملت سوریه و ملت عراق و ملت یمن و مردم بخش شرقی ترکیه و، مردم قسمت هایی از پاکستان و برادران مان در چاد و مالدیو و، همه ملت های مسلمان، یعنی این صهیونیزم غاصبِ جنایتکار ِ و خوناشام ِبزدل با هم دستی دیگر دشمنان با ما دشمنی می ورزد. اما زهی خیال باطل، بدانند که هیچ غلطی نمی توانند بکنند. این دشمنان ما برای پوشاندن دست های خونین خود و پنهان کردن جنایتی که با به شهادت رساندن این جوان رشید سیاهپوست مرتکب شدند، حالا مسئله جعلی مسلمان ایغور در کشور چین را در بلندگوهاشان می دمند. دشمن بداند مشت عوامل نفوذی و داخلی اش باز و رسوا شده و به هول قوه الهی…بله ، بله، خواهران و برادران می گویند: ایران هم ملت دارد. بله، خوب این هم ممکن است و بنده در جایگاهی نیستم که الان تکذیب کنم…

…شنیده می شود و قابل تشخیص است. همه با هم و هم زمان حرف زدن چیزی مانند انجام مسابقه ” پررویی “، ” زورگویی ” و ” وقاحت “است. در این نوع مسابقه، افراد وقیح که گردن کلفت و گلوی پهن ، تارهای صوتی قوی و دهان گشادتر و از وقاحت بیشتر برخوردار باشد، برنده می شود.

طبیعی است فریادی که از همه بلندتر است، فقط شنیده می شود. و این تک گویی سال ها است در ایران جریان دارد و همه حرف ها و داد و بیدادها و جیغ زدن ها ذیل همین تک گویی صورت می گیرد و، نپذیرفتن و تن ندادن به این بازی به اخراج از جغرافیای قدرت و حاکمیت منتهی و در ادامه کار به حصر و حبس و بیکاری و باز ماندن از تحصیل.. می کشد. آنهایی که در درون این جغرافیا قرار دارند باید سرسپرده و مطیع باشند. همه متغیرات و ضرورت های تعیین خودی و غیرخودی، تغییر ناگهانی اولویت ها در مبارزه با دشمن و دشمنان، به هم خوردن پی در پی تناسبات در داخل و خارج و جابه جا شدن نیروها برای ایجاد دسته بندی های جدید در راستای منویات و طرح ها و برنامه ها و تصمیمات و بیانات و فرمایشات او را بپذیرند و، در همه حال در وضعیت آماده قرار داشته باشد. آمادگی و ممارست در پشتک وارو زدن و نرم و منعطف و همیشه آماده بودن باعث می شود: سرعت در تصمیم گیری، عمل و به خصوص افشاگری ما را از خود اتفاق که قرار است واقع شود و رخ دهد، جلوتر ببرد. بارها شاهد بودیم که ” روزنامه کیهان ” با همین مکانیزم از جنگجویان یمنی که قرار است موشک پرتاب کنند، زودتر می فهمد که موشک کی شلیک می شود و به کجا می خورد؟

جیغ و داد و قیل و قال و افشای دشمن و مزدوران داخلی اش و گرفتن انتقام سخت پی در پی از آنان، همه فضای کشور را پر و دست اندکاران حاکمیت را نیز سرگرم و مشغول کرده است. هیچ کارگزار دولت اسلامی نمی تواند از این معادله خارج باشد. هر که اینجا نباشد، با دولت اسلامی نیست. و هر که با دولت اسلامی نباشد در هیچ جای این مملکت جا ندارد و نباید دری بر رویش گشوده شود.

اساس تقسیم قدرت، واگذاری امکانات و تعیین موقعیت در دولت اسلامی بر مبنای همان تقسیم بندی خودی و غیرخودی است. بحث و جدل و های وهوی، قهر و آشتی، یا دعوا و تهدیدی هم اگر باشد، در همان چهارچوب قرار دارد و به هر گونه و هر میزان پس و پیش روی، و همچنین جلو بودن و یا عقب ماندن ، همه با اندازه و میزان خودی بودن در تناسب است. از آقای جنتی تا قالیباف، از روحانی تا رییسی و سردار سرلشکر پاسدار دکتر محسن رضایی و دکتر محمد جواد ظریف و دیگران، همه و همه مشمول این اصل هستند. و در این مورد ویژه، هیچ زمان و در هیچ شرایط استثناء وجود نداشته است.

دولت _ هیئت دولت: شامل رییس جمهور، وزرا و بقیه جمعی آن – اختیارات و امکانات بسیار اندکی دارند که در امور سیاست خارجی این اندک نیز نادیده گرفته می شود. سیاست گذاری و اداره امور سیاسی مربوط به اسراییل و تمامی موارد مرتبط با آن : لبنان، فلسطین، سوریه، یمن و نیروهای موسوم به مقاومت، صلح خاورمیانه و… به طور مطلق در اختیار رهبری است و، وزارت خارجه در این امور کارگذار دسته سوم است. همچنین در مسائل مربوط به غرب و به خصوص آمریکا نیز نقش اصلی با رهبری است. چنانچه در اشاره ظریف به سفر احمدی نژاد و تمایلش به دیدار با سناتورهای آمریکایی مشخص است: رییس جمهور مورد تائید و مطمئن از نظر رهبری حتی، اجازه چنین کار سطح پایین را ندارد. به معنی دیگر دولت و رییس دولت مجری امر هستند. یعنی آقای ظریف هر کاری که انجام داده است با اجازه و زیر نظر رهبر کشور بوده است. همچنین هرکاری که مرحوم سپهبد سلیمانی انجام داده نیز شامل همین موضوع می شود. آقای ظریف وظایف خود را کامل و به نحو احسن انجام داده و خود را موفق می داند. بی شک سردار سلیمانی نیز در کارهایی که برعهده داشته بسیار موفق عمل کرده و نتیجه خوب گرفته شده است.

به رغم آن همهمه و داد و بیدادها و بی نظمی، بلبشو و بی پرنسیپی کارگزاران امور در رقابت ها و تقسیم سهم و تعیین موقعیت…در آن حوزه که مورد اشاره قرار گرفت، کارها و امور حساب و کتاب دقیق دارد و سیاست گذاری و فرماندهی با رهبری است و همه چیز در کنترل است. و اگر دست روسیه در امور مربوط به ما باز است، اجازه دارند. و اگر با چین عقد برادری بسته ایم نیز همینطور. اصولا این گونه موارد مهم به رییس جمهور و وزیرخارجه به خصوص به ملت ارتباطی ندارد. مگر وقتی حافظ اسد به تهران آمد مهمان دولت بود و اصلا آیا دولت خبر داشت؟ برای مذاکرات” غذا در برابر نفت ” چه کسی به مسکو رفت؟ آیا دولت از موضوع مطلع بود و یا زمانی که ولایتی از مسکو برگشت، دولت خبردار شد؟ کارتن خوابی رییس مجلس_ قالیباف پشت دروازه کاخ کرملین جهت زیارت پوتین برنامه دولت بود؟ قالیباف حامل نامه و پیام مقام رهبری به پوتین بود، نه دولت و یا نهاد قانون گذار .

این هوچی گری ها همه بندهای اعتماد اجتماعی را از هم گسسته و بنیان اخلاق ملی را متزلزل کرده است. و در چنین فضای آشفته و بی سرو سامان چه اهمیتی دارد که آیا ظریف و کری در دوستی و رفاقتشان حسن نیت دارند و یا، آیا پوتین بهتر است و یا کتانی چینی؟

آنچه مشخص و روشن است، حسن روحانی، محمدجواد ظریف و سپهبد سلیمانی و یاران دیگرشان همه ضمن این که از موقعیت و جایگاه خود مطلع بودند و چگونگی شرایط و اوضاع را خبر داشتند، با اعتقاد و باور و ایمان کامل کار کردند و در طی هشت سال هیچ وقت کار را زمین نگذاشتند. حالا که به انتها رسیده اند، بهتر است چیزهایی را که با میل و رغبت و اشتها خورده و نوشیده اند، جلوی مردم بالا نیاورند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.