سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

انتخابات هیچ

چکیده : دلمان می‌خواهد مثل کشورهای پیشرفته برنامه‌ها را ببینیم، سیاست‌های کاملا متفاوت را ببینیم، شخصیت‌های صاحب اندیشه و فکر را ببینیم، احزاب مستقل و مقتدر را ببینیم، چشم انداز را ببینیم و آن وقت رای بدهیم، اما مگر الان...


رحیم قمیشی

شنیدم آقای سید حسن خمینی عزیز برای کانیداتوری داشته سبک و سنگین می‌کرده که با نهی رهبری پشیمان شده.
چه نهی حکیمانه‌ای.
شنیدم آقای سید مصطفی تاج‌زاده در حال سبک و سنگین کردن داوطلب شدن یا نشدن برای ریاست جمهوری هستند.
و البته صف درازی از همه طیف‌ها، بخصوص آنها که آزمایش ناکارآمدی خود را بارها داده‌اند و ناگهان می‌خواهند ناجی ایران شوند.
نمی‌گویند مگر نظام در حال غرق شدن است که می‌خواهند ناجی آن شوند!
دقیقا از چه چیزی می‌خواهند نجاتش دهند؟!
ما می‌خواهیم از دست آنها نجات پیدا کنیم، بعد آنها می‌خواهید بیایید و به‌زور ما را بگیرید و نجات دهند!!
خودشان را نجات دهند از گرداب فساد و آلودگی و توهم و دنیاطلبی، هنر کرده‌اند!

اما استاد عزیزم تاج‌زاده سختی کشیده
برادر گرامی‌ام ما که می‌دانیم شما تایید نمی‌شوید، اما کاندیدا شدن شما در باور ما نمی‌گنجد. ریاست جمهوری با دایره کوچک خودی‌هایش، با دخالت فقها در تایید صلاحیت آنها، با اختیارات بسیار بسیار اندکش در تعیین سیاست‌های مهم و واقعی، اصلا در شأن انسان‌های فرهیخته نیست.
ما اگر می‌گوییم احتمال شرکت‌مان بسیار کم است قهر ما با صندوق رأی نیست، ما با سیستمی که انتخاب خودش را بخواهد به نام ما تمام کند قهریم.
شوخی هم نداریم.
ما بازیچه نمی‌خواهیم بشویم.
دلمان می‌خواهد مثل کشورهای پیشرفته برنامه‌ها را ببینیم، سیاست‌های کاملا متفاوت را ببینیم، شخصیت‌های صاحب اندیشه و فکر را ببینیم، احزاب مستقل و مقتدر را ببینیم، چشم انداز را ببینیم و آن وقت رای بدهیم، اما مگر الان می‌شود؟!

من تنها توصیه‌ام به استاد تاج‌زاده عزیزم اینست. یک روز را در خیابان‌ها ناشناس قدم بزنند در مراکز درمانی، در داروخانه‌ها در میان مردم عادی و بعد تصمیم نهایی‌شان را بگیرند.
در ایران تئوری‌های سیاسی جواب نمی‌دهند. می‌دانم ما ناگزیر از انتخاب‌های بد در عالم سیاستیم.
اما ایران امروز در این تئوری‌ها نمی‌گنجد.
ایران یک بشکه باروت شده، بدون راه تنفس…

گیرم شورای نگهبان فرد سلیم‌ و دلسوز و زندان کشیده‌ای مثل شما را تایید کرد.
گیرم اکثر مردم به شما رای دادند.
شما می‌توانید قانون انتخابات را تغییر دهید؟
می‌توانید نظارت استصوابی را بردارید؟
نیروهای نظامی را به پادگان‌‌ها برگردانید؟
با جهان رابطه مسالمت‌آمیز برقرار کنید؟
اختیارات قوه مجریه را به خودش برگردانید؟
وزرای خودتان را از این مجلس عبور دهید؟

اگر کاندید شدن شما و علی مطهری و سید حسن خمینی اینست که بگویید “ببینید ما خواستیم کشور را بسازیم و شما نگذاشتید، بدانید چرا در انتخابات نیستیم و از تصمیمات غلط شما حمایت نمی‌کنیم”
بگویم همه اینها را مردم خوب می‌دانند.
نیاز به سند نیست.
بگذارید انتخابات ریاست جمهوری هم مثل انتخابات مجلس‌شان برگزار شود.
سپس آنچه کاشته‌اند را درو خواهند کرد!
مصلحت در همین است.
سرنوشت هیچ سیستمی را نمی‌شود با دخالت‌های نابجا و از اساس تغییر داد.

به نظرم بهتر است خودتان را آلوده این بازی حقیرانه نکنید.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.