شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» مریم با شرف حبس می‌کشد نه از سر ناچاری

شنبه, ۲۱ فروردین, ۱۴۰۰

چکیده : حالا تبعیدش کرده‌اند سمنان. همسر مهربان و مرد صبور و پشتیبانش، دختران را پیش از دمیدن صبح از تهران به سمنان می‌برد تا دیدار تازه کنند و مردان حکومت گمان می‌کنند اینگونه مریم را به زانو درخواهند آورد.


نرگس محمدی

۱۲ سال زندان بدون یک ‌روز مرخصی!
از هم‌بندی نوشتن سخت است؛ به خصوص هم‌بندی که در بند بماند و تو برهی.

مریم اکبری منفرد ۱۲ سال است که در زندان‌های ایران، بدون یک روز مرخصی سر کرده است. سه دختر نازنینش بزرگ شدند و مریم قد کشیدن‌شان را ندید. مدرسه رفتند، دانشگاه رفتند و سر کار و مادر هیچ ندید. روز ملاقات، مریم سر از پا نمی‌شناخت.

حالا تبعیدش کرده‌اند سمنان. همسر مهربان و مرد صبور و پشتیبانش، دختران را پیش از دمیدن صبح از تهران به سمنان می‌برد تا دیدار تازه کنند و مردان حکومت گمان می‌کنند اینگونه مریم را به زانو درخواهند آورد.

من با مریم حبس کشیدم، مریم با شرف حبس می‌کشد نه از سر ناچاری؛

مریم استوارتر و مقاوم‌تر بیرون خواهد آمد. به امید آن روز؛

مریم عزیز تو‌‌ را چشم در راهیم.