شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» بازی باخت باختِ دولت و ملت

چهارشنبه, ۱۸ فروردین, ۱۴۰۰

چکیده : نه فقط وزیر بهداشت که بسیاری از اعضاء هیات دولت همواره به اثبات رسانده اند که جان مردم ؛ آینده و حقوق ملت برایشان هیچ اهمیتی ندارد و هر هنگام که پای منفعت و مصلحت شخصی اعضا حکومت و بازیگران دولت به میان آید ؛ به راحتی از شنیدن صدای رنج و درهای عمیق مردم طفره می روند و به راحتی سر بر بالین بی اعتنایی خود گذاشته و به فردای بی محتوای دیگری می اندیشند


ناصر مهدوی

در حالیکه کشورهای جهان با اهمیت دادن به جان مردم تجربه واکسینسیون عمومی را پشت سر می گذارند ؛ کرونا در ایران باز هم دهان آتشین خود را گشوده و هر روز نسبت به روزهای قبل زندگی های بسیاری را می سوزاند و خاکستر می کند و طبل اندوه و نا امیدی را به صدا در می آورد

از دولت تماشاچی حسن روحانی و چهره های ارشد حکومت توقعی نیست زیرا بارها عدم شایستگی خود را در صیانت از امنیت و سلامت مردم نشان داده اند

نه فقط وزیر بهداشت که بسیاری از اعضاء هیات دولت همواره به اثبات رسانده اند که جان مردم ؛ آینده و حقوق ملت برایشان هیچ اهمیتی ندارد و هر هنگام که پای منفعت و مصلحت شخصی اعضا حکومت و بازیگران دولت به میان آید ؛ به راحتی از شنیدن صدای رنج و درهای عمیق مردم طفره می روند و به راحتی سر بر بالین بی اعتنایی خود گذاشته و به فردای بی محتوای دیگری می اندیشند

اگر از دولت توقعی نیست ؛ دریغ و تعجب ما از مردم است که چرا به این راحتی به استقبال مرگ می شتابند و با کمال خونسردی ؛ دردسر های عظیمی برای خودشان فراهم می آورند

علیرغم جدی و خطرناک بودن کرونا ؛ جاده ها پر از ماشین ؛ رستورانها شلوغ و پر هیاهو ؛ فروشگاهها پر رفت و آمد و مجالس گرامی داشت ها با حضور برخی هنرمندانی مانند سالار عقیلی که برای پول حاضر است در هر مجلسی روضه خوانی کند ؛ مملو از جمعیت می شود و این یعنی دولت و حکومت علیرغم شکاف عمیقی که با یکدیگر دارند در یک امر مشترک و همکارند آن موضوع به بازی گرفتن زندگی و به رسمیت شمردن بازی باخت باخت است

امید به زندگی آنقدر در میان ما کاهش پیدا کرده که دولت به سلامتی مردم اهمیت نمی دهد و مردم نیز به سلامتی خودشان بی توجهی نشان می دهند و همین سبب شده تا روند زندگی به سوی آینده ای خطرناک پیش برود

آیا مردم نمی دانند که جز خودشان هیچکس هوادار و دلسوز آنان نیست ؟ چرا مردم باور ندارند که اگر خدایی نکرده گرفتار بیماری سخت شوند و سلامتی و کسب و کارشان به خطر افتند ؛ کسی به در خانه آنها نمی کوبد و دستشان را نمی گیرد!

پس چرا چوب حراج بر زندگی خودمان می زنیم و بجای کاستن از بحرانها و نقصانها ؛ جاده زندگی را ناهموار تر کرده و در کوره راهی تاریک و خطرناک به پیش می رویم ؟

وزارت بهداشت همانند گزارشگران ورزشی فقط میزان مرگ و میرمان را هر روز گزارش می دهد

پس از آن سو امیدی نیست
اگر قرار است کمتر اشک بریزیم و کمتر در فقداان عزیزانمان اندوهناک باشیم ؛ تو را بخدا مراعات کنیم و تن به شکست و
درماندگی ندهیم.