شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» قصه شهروندان دنیای آزاد و حکایت دولت های دروغگو

سه شنبه, ۱۷ فروردین, ۱۴۰۰

چکیده : یکی از پایه‌های نظریه دولت رفاه، دمکراسی است و دمکراسی مادر انتخاب است. شهروندان کشورهای آزاد زدن واکسن یا نزدن آن را انتخاب می‌کنند، هردو انتخاب هم برپایه حس قدرتمند "صیانت ذات"، یکی واکسن می‌زند که بماند دیگری هم نمی‌زند تا بماند


رضا بهشتی معز

سرانجامِ قطعی کرونا با همه تلاش دولت‌های مسئول ناپیداست. زندگی شکننده شده، کمر اقتصاد خمیده، مردم خسته، کیفیت زندگی رو به کاهش، فاصله طبقاتی رو به افزایش و دهها شاخص و هشدار که چشم‌انداز خوبی در زیست‌بوم تنگ ما ندارد.

نظریه “دولت رفاه یا Welfare state یا État-providence” که تاکنون (صدسالی است کمابیش) بکار حمایت و تضمین بهزیستی شهروندان جهان آمده، امروز خود رنجور است و دولت‌ها از سویی نگران حسن اجرای وظایف دولت رفاهی و از سویی نگران کاستی‌های ناشی از کم‌توانی و ناتوانی و درنتیجه نارضایتی شهروندان و شورش و بی‌ثباتی هستند. “پیتر سینگر” فیلسوف شریف و نامدار زمانه ما امیدوار بود این پاندمی شوم به حس همدردی و همبستگی و شفقت بیشتر میان ما آدمها منجر شود، که گویا برابر داده‌های جهانی چندان نشده !

یکی از پایه‌های نظریه دولت رفاه، دمکراسی است و دمکراسی مادر انتخاب است. شهروندان کشورهای آزاد زدن واکسن یا نزدن آن را انتخاب می‌کنند، هردو انتخاب هم برپایه حس قدرتمند “صیانت ذات”، یکی واکسن می‌زند که بماند دیگری هم نمی‌زند تا بماند (فی‌الجمله). اما همین انتخاب خطرناک دولت حمایت‌گر را با مشکل مواجه می‌کند، چرا: چون او که نمی‌زند از حق انتخاب آزاد خود بهره می‌برد اما زندگی دیگری را به خطر می‌اندازد، و دولت نه می‌تواند این را مکلف کند و نه حمایت از آن دیگری را رها !

من اینجا قصد ورود به دقایق بحث فلسفی و جامعه‌شناختی سیاسی دولت رفاه را ندارم که مفصل است اما اجمالا اینکه دولت در این دوراهه منزل زیاد هم نمی‌تواند دست دست کند. دولت باید اینجا در برخی پایه‌های نظری “دولت رفاه” مثل اصل مساوات یا Égalitarisme یک مهندسی جزیی صورت دهد (Égalitarisme در فرهنگ‌ فلسفه سیاسی اجمالا به مساوات‌طلبی و حذف جمله نابرابری‌ها تعبیر شده) که کار ظریفی است و بحث تفصیلی دارد اما مختصر آنکه کمی از مسئولیت حمایتی دولت بکاهد و با کاهش ضمنی حق اختیارِ شهروندان به مسئولیت آنها بیفزاید تا هم مراقب جان خود باشند و هم به بقای دیگران فکر کنند.

این خلاصه داستانی است که امروز با مشارکت دولت‌های اروپایی در پارلمان اروپا دنبال می‌شود و البته هر کشور مختصات ملی خود را هم دارد. نتیجه آنکه امروز صحبت از صدور “پاسپورت سلامت” برای شهروندانی می‌شود که می‌توانند میان حس صیانت از خویش و دیگری تعادل برقرار کنند، اگر دیگری را بر خویش مقدم نمی‌کنند. پاسپورتِ سلامت چاره‌اندیشی برای تابستان دومی است که از راه می‌رسد (مسافرتها) و شهروندان جهان همچنان با تهدید ویروس روبرو هستند. پاسپورت سلامت برای کسانی صادر می‌شود که نسبت به دیگران احساس مسئولیت بیشتری می‌کنند و در برابر پیامدهای رفتار خود آگاهی بیشتری دارند. یعنی جهان، شهروندان آگاه‌تر و مسئول‌تری می‌خواهد و دولت بخشی از وظایف حمایتی “دولت رفاه” را به خود شهروندان واگذار می‌کند.

این البته قصه شهروندان دنیای آزاد است که دولت با انتخاب موثر آنها بر سر کار آمده و نسبت به آنها موظف و پاسخگوست، حکایت دولت‌های توتالیتر، غیرمسئول، دروغگو و شارلاتان که با حبس امکانات مردم، از زیر بار وظایف اصلی خود شانه خالی می‌کنند یا برای خام کردن شهروندان، خطرات جانی را ناچیز نشان می‌دهند، حکایت دیگری است.

*تیتر انتخاب کلمه است

منبع: فیسبوک نگارنده