شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» چگونه می‎شود یک کسی مرجع تقلید باشد اما از حوادث روزگار خود آگاه نباشد؟

دوشنبه, ۱۶ فروردین, ۱۴۰۰

چکیده : به نظر من اگر صاحبان جراید و روزنامه نگاران در جایی که فشارهایی بر برخی روزنامه ها وارد می‎شود اتفاق و همبستگی داشته باشند و به طور هماهنگ آنچه را که حق می‎دانند بیان کنند، هیچ دستگاهی توان برخورد یکجا با انبوهی از جراید را ندارد. این گونه نباشد که اگر با مدیر مسئول یا روزنامه نگار یا خبرنگاری برخورد نامناسب شد بقیه ترسیده و صحنه را ترک کنند.


بخشی از بیانات آیت الله منتظری در دیدار انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ایران

در برخی کشورها چون کشور ما که رسانه های مهم چون رادیو و تلویزیون در انحصار حاکمیت است می‎بایستی جراید به عنوان رسانه هایی مستقل از حاکمیت، در راه احقاق حقوق مردم و نشر حقایق و انتقادهای سازنده همراه با تحلیل هایی منطقی و روشنگرانه بکوشند؛ و این انتظار نابجایی است که دولت و حکومت بخواهند با در دست داشتن رادیو و تلویزیون، جراید هم فقط آنچه را آنان می‎خواهند و مورد پسند آنهاست منعکس کرده و آنچه را آنان می‎خواهند تکرار و به جامعه دیکته کنند.

هنگامی که به سیره امام علی (ع) نگاه کنید خواهید یافت که آن حضرت چگونه آزادی بیان مخالفان را به رسمیت می‎شناخت، چگونگی برخورد آن حضرت با خوارج نهروان تا زمانی که دست به شمشیر نبرده بودند یکی از مصادیق آزادیهای زمان حاکمیت امام علی است.
همان گونه که در تاریخ بیان شده خریت بن راشد که یکی از سران خوارج بود گروهی را در مخالفت با حکومت علی (ع) تشکیل داده بود، اطرافیان به حضرت فشار می‎آوردند که چرا آنها را دستگیر نمی کنید؟
حضرت فرمودند: “اذن ملانا السجون منهم” در این صورت زندانها پر خواهد شد؛ و عبدالله بن کواء در نماز جماعت امیرالمؤمنین (ع) علیه آن حضرت شعار می‎داد و هرگز مزاحم او نشدند.
مع الاسف امروزه روشهای اتخاذ شده در زندانی کردن نخبگان جامعه و محاکمات آنان به گونه ای است که جامعه را فلج کرده و فاصله بین نخبگان و حاکمیت را نیز عمیق کرده است، و این کارها با اخلاق نبوی و سیره علوی سازگار نیست.
این گونه برخوردها بخصوص با صاحبان و دست اندرکاران جراید، گذشته از این که رشد جامعه را از نظر فرهنگی مختل خواهد نمود، چون به نام دین و اسلام و حفظ ارزشها صورت می‎گیرد بازتاب ناخوشایندی در دنیا و مردم خودمان بخصوص نسل جوان خواهد داشت و موجب بدبینی آنان به اسلام و دین خواهد شد.

برخوردهای یکسویه و فشارها نباید موجب ترس و دلهره صاحبان جراید شده و آنان خودسانسوری را پیشه کنند.
در حفظ منافع ملی و احقاق حقوق ملت نباید از کسی یا چیزی ترسید.
به نظر من اگر صاحبان جراید و روزنامه نگاران در جایی که فشارهایی بر برخی روزنامه ها وارد می‎شود اتفاق و همبستگی داشته باشند و به طور هماهنگ آنچه را که حق می‎دانند بیان کنند، هیچ دستگاهی توان برخورد یکجا با انبوهی از جراید را ندارد.
این گونه نباشد که اگر با مدیر مسئول یا روزنامه نگار یا خبرنگاری برخورد نامناسب شد بقیه ترسیده و صحنه را ترک کنند.

مطالعه و بررسی روزنامه ها و پیگیری اخبار از ضروریات است مخصوصا برای علما و مراجع، ولی برخی از آقایان حتی کمترین فرصت خود را به مطالعه روزنامه ها و استفاده از رادیو و تلویزیون و مطلع شدن از اخبار و جریانات روز اختصاص نمی دهند؛ در صورتی که امام صادق (ع) بر حسب روایتی فرمودند:
“العالم بزمانه لایهجم علیه اللوابس”.
چگونه می‎شود یک کسی مرجع تقلید باشد اما از حوادث روزگار خود آگاه نباشد؟
در این زمان که مردم سیاسی شده اند و با مسائل سیاسی و اجتماعی سر و کار دارند، نمی توان گفت من فقط به چند کتاب علمی بسنده کرده و مرجعی هستم که در امور سیاسی، اقتصادی، جزایی و جهات دیگر دخالت نخواهم کرد.

حاکمیت جو اختناق و خفقان در جامعه بر خلاف مسیر طبیعت است و در فلسفه گفته شده: “القسر لا یدوم” یعنی حرکت بر خلاف طبیعت دوام ندارد.
آنچه می‎ماند بی آبرویی برای خودمان در داخل و خارج است، و ایجاد چنین وضعیتی به ضرر و زیان حتی صاحبان قدرتی خواهد بود که این جو را ایجاد می‎کنند، حال آن که آنان باید از ارزشی چون انتقاد سازنده استقبال کرده و در حکومتداری هیچ گاه از آن غافل نباشند؛ گویا ما خود را در جهان پانصدسال پیش می‎پنداریم و توجه نداریم که در شرایط جهان امروز کوچکترین مسائل کشور – بخواهیم یا نخواهیم – در دنیا منعکس می‎شود.

اگر رضایت اکثریت مردم نباشد حکومت هر چقدر هم از جهات نظامی و اقتصادی قوی باشد دوام نخواهد آورد.
و حتی پیامبراکرم (ص) که خداوند در قرآن کریم در رابطه با ایشان فرموده است: (النبی اولی بالمؤمنین من أنفسهم) نگفت من با مردم کاری ندارم و حکومت من از ناحیه خداست؛ بلکه با بیعت، مشروعیت مردمی حکومت خویش را کسب کردند؛ چون بیعت در آن زمان به گونه ای بود که رؤسای قبایل و عشایر به نمایندگی از افراد قبیله با پیامبر بیعت می‎کردند.
یا حضرت امیر(ع) پس از قتل عثمان و روی آوری مردم به ایشان، قبل از جلب رضایت اکثریت، حکومت را نپذیرفتند تا به ما بیاموزند اسلام بنایش بر دموکراسی و حکومت مردمی است.

دیدگاه‌ها جلد دوم صفحه ۹۳

منبع: کانال فقیه دور اندیش