سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » تنور این انتخابات تنوره می کشد!؛ “دلقک آخوندها”، گاندو، چین، برجام، انتخابات...

تنور این انتخابات تنوره می کشد!؛ “دلقک آخوندها”، گاندو، چین، برجام، انتخابات، آخوند پرسنل و نوزاد سخن گو و جعبه سیاه جنگ

چکیده :آخوند پرسنل ها و مسلمان پرسنل ها که از جیره و مواجب مکفی برخوردارند ابزار و آلت دست دلال و قوادهای قدرت هستند. چه زمانی که مصیبت روایت می کنند و یا زمانی که برای ایجاد فضای ترس و رعب و وحشت نعره می کشند و فحاشی می کنند و چه آن موقع که دلقک می شوند و هرزه گویی می...


میراصغر موسوی

دلال ها و قوادهای قدرت و دلقک های محفلی آنان در طرح مسائل سیاسی به حد ” جوک پردازان ” لومپن بی شان و شخصیت نزول کرده اند. طلایه دار چنین جریان پست و مشمئز کننده ای ” آخونددلقک “ها هستند. آخوندهایی که ” مسلمان پرسنل ” محسوب می شوند و از حقوق و مزایای خوب بهره می برند و در شرایطی از این نوع که اوضاعِ مضحکه و جوک و فحاشی داغ است آنان از مزایای اضافه کاری و شرایط ویژه نیز بهره می برند. وقتی چنین می شود، پُلوی آخونددلقک ها چرب تر و نان شان سکه می شود. و این امر باعث شده پدیدهِ آخونددلقکی با سرعت و شتاب رشد یابد و گسترش پیدا کند.

این که این پدیده پست چگونه و چطور به وجود می آید و سامان می یابد و جان می گیرد و فعال می شود مسئله ای جامعه شناختی و در وهله دوم دین شناختی و اقتصادی-معیشتی است. اما در هر صورت چنین پدیده هایی خیلی زود در روند خود به ابزار سرکوب و هجمه و مردم هراسی تبدیل می شود. زمانی که چهره قدرت عریان می گردد و دندان و چنگال خونینش از پرده بیرون می افتد و به چشم می آید، میدان داری به عهده جریان های این چنینی گذاشته می شود. زبان قدرتِ عریان وقیح، پست، کثیف و هرزه است. آنچه در سال ۱۳۸۸ و ۸۹ در ایران شاهد بودیم و بر سر ملت آمد. یا همانی که مردم ایتالیا و آلمان… در دهه سی میلادی قرن بیستم شاهد و اسیر دست آن بودند. قصد ندارم به بدیل های دیگر چنین گروه هایی که ابزار قدرت عریان است اشاره کنم، اما به آن چه در دهه اخیر بر ایران گذشت و یا جنایاتی که در سال ۱۳۳۲ در ایران رخ داد باید مورد اشاره، تکرار و تاکید قرار گیرد تا از فراموشی در امان ماند.

آخوند پرسنل ها و مسلمان پرسنل ها که از جیره و مواجب مکفی برخوردارند ابزار و آلت دست دلال و قوادهای قدرت هستند. چه زمانی که مصیبت روایت می کنند و یا زمانی که برای ایجاد فضای ترس و رعب و وحشت نعره می کشند و فحاشی می کنند و چه آن موقع که دلقک می شوند و هرزه گویی می کنند: وقوع زلزله و قتل عام مردم را به قِر کمر دختری و پسری ربط می دهند و خشک سالی و قحطی و فقر را نتیجه رفتار گناه آلود ما مردم بیان می کنند و در کسوت آخونددلقک به باور و اعتقادات و مقدسات ملتی، کشوری، مذهبی و دینی توهین می کنند، همه در راستای طرح و برنامه های دلالان قدرت است. دلالانی که در بستری که قوادهای قدرت فراهم می کنند نوزاد سخنگو به دنیا می آورند و احمدی نژاد و هم پالگی هایش را رفیقان گرمابه و گلستان امام زمان معرفی می کنند و سرنوشت یک کشور و ملت را به درون تاریک و تهیِ چاهی گره می زنند.

چرت و مزخرف گفتن نقل و نبات برای دهان این جماعت است. دروغ می گویند و یاوه می بافند تا دیگران را تحریک کنند. همین اوخر محسن رضایی در تایید و تمجید از حکومت نظامیان گفت:
نظامیان قاطع هستند و چیزی را اگر بگویند به آن عمل می کنند. نظامیان گفتند: خرمشهر باید آزاد شود و آن را آزاد کردند…
قصد این آدم از این حرف بی ربط چی هست و چه می تواند باشد جز این که می خواهد ذهن ما را سرگرم مواردی از این نوع بکند؟ و ما بگوییم و بپرسیم و سرگرم سرلشگر بشویم که:
پهلوان پس چرا نتوانستی حصر آبادان را بشکنی؟ با اینکه سخن رهبر انقلاب و جمهوری اسلامی: ” حصر آبادان باید شکسته شود ” شعار مردم شده بود، چرا نشکستی؟ تو به آبادان اصلا سر زدی؟ من که ندیدم و نشنیدم.
سرلشگر چرا اصلا خرمشهر را از دست دادی؟ راستی آن روزها کجا بودی تو برادر فرمانده نظامی. چه کاره بودی؟ یک بار با رییس جمهوری ( بنی صدر ) برای مناظره با چریک های فدایی در تلوزیون حاضر شدی و برای همه فقط شرمندگی آوردی.

تو می خواهی باز هم من بگویم؟ مانند آن بی شانِ بی پرنسیب بگم بگم بگم بگویم؟ تو می خواهی مرا سرگرم کنی تا پرونده هشت ساله همچنان بسته بماند. مگر چند سال قبل نگفتی: جعبه سیاه جنگ را به زودی باز می کنم. چی شد، چرا باز نکردی؟ قصد داری ما را سرگرم کنی؟

آنان برای سرگرم و سردر گم کردن ما با طرح و برنامه عمل می کنند. لازم که بشود بر کوچه و خیابان می ریزند. رنگ به سر و صورت بانوان می پاشند، گیس می برند و صورت گل انداخته نوجوانی را تیغ می کشند. کتابفروشی آتش زده و سینما ویران می کنند. بنابه امر شکم می درند و تیرمستقیم می زنند و سر و جمجمه می ترکانند. اگر ضرورت ایجاب کند فعال فرهنگی می شوند! لاطائلات می بافند، قلاده طلا برگردن می کنند و سریال تلوزیونی می سازند. “هویت ” تولید و پخش می کنند. ” گاندو “می سازند تا فضای فرهنگی- سیاسی- اجتماعی را ملتهب سازند فرصت کافی برای روزنامه نگار و فعال رسانه ای نماند تا چیزی ننویسد و از انتخابات آزاد و از آزادی انتخاب نپرسد. کسی از ۸۸ نگوید و کسی از رییس جمهور منتخب سال ۸۸ میرحسین موسوی و معترض به کودتای انتخاباتی ۸۸ مهدی کروبی چیزی نگوید و نپرسد.

پناهیان پای امام زمان را به وسط کشیده تا عده ای را تحریک کند و بعضی ها نیز از گاندو می گویند و کارشان تا آستانه دوئل جلو رفته است. کارگردان و سناریست و منتقدفیلم و بازیگر و سیاه لشکرها و وزیر خارجه …همه کت از تن درآورده و مشت گره کرده اند و چنان بر هم می پرند که انگار ناهار را دور هم نبودند و جدا جدا میل کردند. بازتاب این زدو خورد هنری بیشتر فضای رسانه ای این وری ها را گرفته است. از آن طرفی ها باز عده ای رفته اند چین تا اینبار به جای هند از آنجا رمال و دعا نویس و جنگیر بیاورند تا باشد که افاقه کند و چون سال ۸۸ به افتضاح و رسوایی نکشد. بهر حال همه شان در تلاطم هستند و تلاش می کنند همه به عرصه بیایند تا ازدحام شود و افراد بر پَر و پای هم گیر کنند، زمین بخورند و بمیرند و عده ای شهید انتخابات شوند تا این تنور انتخابات تنوره بکشد.

آن چه از آنان سر می زند درست و در راستای طرح و برنامه شان است. در هر جا و وقتی چنین جریانی قدرت گرفته کار خود را با همین شیوه ها پیش برده است. اما تعجب آور است که در ایران جریان منتقد و مخالف، آن هم مدعی ترینشان در تور چنین جریانی افتاده و می افتد و بازی می خورد. همین الان یک سایت خبری معتبر یک استوری را نقل کرده و در پایین آن نوشته: ” مدیر مسئول سابق کیهان ” و یکی دیگر چیزی را از” روزنامه نگار اصول گرای سابق” نقل کرده است. جواب به پناهیان هم که برعهده عباس آقاست که همه نشرش می دهند. هر چه بفرماید و اضهار نظر نماید و لب بجنباند رفقایش نشرش می دهند. این وضعیت رو به شدت گرفتن است. آن ها یک جوک نقل می کنند و یا در یک مهمانی خودمانی شان نیشگون ملایمی از روحانی می گیرند، این طرفی ها گرد و خاک به پا می کنند و آن ها باز ادامه می دهند و برای این وری ها کار تولید می کنند. به نظر موفقیت این شیوه و روش باعث شده است که اکنون انواع موجودات سابق داریم و من همیشه منتظرم در رسانه های اصلاح طلب و منتقد و تند و تیز مواقع به اصطلاح انتخابات به عناوینی چون: ” اصلاح طلب قبلا آدم کُش “، ” زرد قناری سابق با رنگ سبز متالیک ” برخورد کنم؟!

باز جنگ تمام عیار انتخابات و امام زمان چند روزی است کلید خورده و در این بازی بیشتر روزنامه نگاران و مطبوعات و رسانه ای های این طرفی وارد میدان بازی شده اند. و گروهی هم به سریالی که تلویزیون علی لاریجانی – ضرغامی و …پخش می کند، پیله کرده اند. چنان جلز و ولز می کنند که انگار قرار بوده تلویزیون لاریجانی به جای ” هویت ” و ” فانوس ” درسگفتارهایی در باره تسامح و تساهل در فلسفه جان لاک پخش کند؟! یا ضرغامی قرار بوده از حقوق مردم و حق الناس دفاع کند اما به اشتباه از کودتا علیه انتخابات و کودتاچیان حمایت کرده و بعد هم رفته خانه احمدی نژاد با هم آب دوغ خیار خوردند. گاندو هم که کاری به کار کسی ندارد.

کلام آخر:
آخوند دلقک ها بازی را از مدعیان فعال سیاسی – اجتماعی و روزنامه نگاران کهنه کار و قهرمانان پرش از مانع و استراتژیست های دانای کل که هر روز یک نظریه صادر می کنند و فلاسفه علوم سیاسی رنگارنگ و از همه رنگ برده اند. و مشغول تولید و بازتولید ابزار و امکانات قدرت هستند و این وری ها سرگرم انتشار و بازپخش نوشته و خاطره و پست و استوری” مدافع حقوق بشر قبلا شکنچه گر “! و مسئول فیلم برداری و جلوه های ویژه” گاندو ” هستند.

سیزدهم فروردین هزاروچهارصد


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.