سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

اصلاح طلب تمام عیار

چکیده :سیدعلی میرموسوی مهندس مهدی بازرگان (۱۲۸۶-۱۳۷۳) از روشنفکران دینی برجسته و موثر چهاردهمین قرن هجری بود که اندیشه و عمل را به هم آمیخت و به تعبیر ماکس وبر رسالت دانشمند و سیاستمدار را ترکیب کرد. چهره­ای پرکار و خستگی ناپذیر با کارنامه ای درخشان که در هر دو عرصه از خویش برجای نهاد. کارنامه...


سیدعلی میرموسوی

مهندس مهدی بازرگان (۱۲۸۶-۱۳۷۳) از روشنفکران دینی برجسته و موثر چهاردهمین قرن هجری بود که اندیشه و عمل را به هم آمیخت و به تعبیر ماکس وبر رسالت دانشمند و سیاستمدار را ترکیب کرد. چهره­ای پرکار و خستگی ناپذیر با کارنامه ای درخشان که در هر دو عرصه از خویش برجای نهاد. کارنامه ای که بیش از ۸۰ اثر شامل کتاب، مقاله و جزوه در موضوع های گوناگون اجتماعی، مذهبی، سیاسی و علمی تنها بخشی از آن است. مشخصه اصلی و مشترک این آثار پردازش به مسائل و دشواری های فراروی جامعه ایران و کوشش برای ارائه راهی برای برون رفت از آن ها بود. اندیشمندی از نسل تجدد خواهان مذهبی که اصلاح اندیشه دینی و پیرایش آن از خرافات و ارائه تفسیری سازگار با تجدد و دموکراتیک از اسلام را هدف قرار داد و با مقاومت در برابر استبداد و اقتدار گرایی و مبارزه با آن، در راه برقراری دمکراسی کوشید. در این راه هرگز از انگ و اتهام نهراسید و زندان و محرومیت از قدرت و دیگر امتیازات اجتماعی را به جان خرید.

بازرگان در فضای مشروطیت، در خانواده­ای مذهبی چشم به جهان گشود؛ در زمانه ای که بذر حاکمیت قانون به ثمر نشسته، نهال تجدد ایرانی رو به رویش گذارده و رابطه آن با سنت و مذهب موضوع داغ بحث و مشاجره محافل فکری بود. تحصیل در نظام آموزشی جدید و پرورش نزد ابوالحسن خان فروغی وتشکیل محفل نواندیشانه در منزل پدر، گرایش به تجدد خواهی دینی را در وی پدید آورد. این گرایش با سفر به اروپا در وی تقویت شد و او را با «علل و عوامل ترقی و تفوق آن­ها و عقب ماندگی های خودمان» آشنا کرد. «ارمغان فرنگ» برای او تقلید صوری از ظاهر اروپای متمدن نبود و« از افکار سطحی و تقلیدگری» وحشت داشت و این ادعا که «ایرانی باید از سرتا پا فرنگی شود» را پنداری «مبهم و فکری خطرناک» می دانست. او چاره را در بهره بردن از دستاوردهای مثبت تمدن جدید با حفظ اصول ایرانیت می دید و معتقد بود یکی از این اصول که «ارکان ملیت یا لااقل وسیله علاقه مندی جامعه است، «سنت» و یا به قول خودمان حفظ آداب و آثار اجدادی است.» بنابراین در میانه دو جریان محافظه کار مذهبی و تجدد گرایی غیرمذهبی، او نواندیشی دینی را برگزید و احیاگری دینی را پیشه کرد.

نواندیشی دینی بازرگان با چند ویژگی برجسته مشخص می شد: نخست قرآن گرایی، که به تعبیر خودش ریشه در درس تفسیر قرآن ابولحسن خان فروغی در دوران دبیرستان داشت. قرآن گرایی نزد او به معنای اولویت بخشیدن به قرآن در فهم دین بود و با نگاهی انتقادی به برداشت رسمی و رایج از دین همراه بود. دومین ویژگی آن بهره بردن از یافته های علمی جدید در تفسیر تعالیم و آموزه های دینی و توجیه و پشتیبانی از آن بود. سومین ویژگی پرهیز از التقاط آموزه ها و مفاهیم دینی با مفاهیم مارکسیستی بود که نیروهای چپ در ترویج آن می کوشیدند. در نهایت این که هرچند او از ایدئولوژی اسلامی سخن می گفت، ولی با ایدئولوژیک شدن اندیشه دینی به معنای بسته و غیر قابل نقد بودن آن نیز مخالف بود.

باری بازرگان پس از بازگشت از فرانسه به اولویت فرهنگ نسبت به سیاست باور داشت، از این رو به فعالیت سیاسی نپرداخت و همراه با تدریس در دانشگاه، اصلاح فکر دینی را پروژه خویش قرار داد. او سنتی نوین در تفسیر مذهب در ایران بنیان نهاد، که بر بنیاد آموزش های مرسوم حوزوی استوار نبود و از روحانیت استقلال داشت؛ سنتی که از سوی شریعتی و دیگران تداوم یافت. در این راه او می کوشید با تاکید بر یافته های علمی و به تفسیر و توجیه آموزه های دینی بپردازد. پیوستن به «کانون اسلام» زمینه آشنایی و دوستی با هم فکرانی همچون آیت لله سید محمود طالقانی و دکتر یدالله سحابی را برای وی فراهم ساخت. همچنین در انجمن اسلامی دانشجویان حضور یافت؛ انجمنی تشکیل شده از سوی دانشجویان پزشکی به سخنرانی های طالقانی می رفتند. در این دوره(۱۳۲۰-۱۳۳۲) نخستین آثار تجدد خواهانه مذهبی اش را با تاکید بر «مسئله کار و وجدان حرفه ای» در مرز بندی با محافظه کاری دینی و تجدد خواهان غیر مذهبی و مارکسیست ها نگاشت.

شرایط و اوضاع سیاسی این دوره اندک اندک بازرگان را به سیاست کشاند. البته ورود رسمی او به عرصه سیاست، پس از کودتای ۲۸ مرداد ودر جریان تشکیل نهضت مقاومت ملی رخ داد؛ نهضتی که در پی احیای مشروطیت بود. پیش از این تجربه عضویت در هیئت خلع ید و مدیریت شرکت نفت که با استعفاء به پایان رسید، زمینه را برای این ورود فراهم کرده بود. در این مرحله مسئله استبداد و رفتار مستبدانه دولت با مردم توجه بازرگان را بیشتر به خود جلب کرد. دبیری شورای مرکزی نهضت مقاومت ملی، دو بار بازداشت و زندان وی در سال های ۱۳۳۴ و ۱۳۳۶ را در پی داشت. این فعالیت در نهایت به تاسیس نهضت آزادی ایران با همکاری و همفکری یاردیرینه اش دکتر یدالله سحابی انجامید. ایدئولوژی نهضت آزادی، که ترکیبی از نیروهای طبقه متوسط جدید و سنتی را دربر می گرفت، بر دو اصل تقدم هویت اسلامی بر ایرانی و مشروطه خواهی یا حکومت مبتنی بر قانون استوار بود.

بازداشت و زندان اعضای برجسته نهضت درسال ۱۳۴۲، نقطه عطفی در فعالیت فکری و سیاسی بازرگان بود. دفاعیات وی در دادگاه که پس از آن با عنوان مدافعات به چاپ رسید را می توان برجسته ترین اثر سیاسی او در این مرحله دانست. او نخست استبداد را به حکومتی که بر حسب تشخیص و تصمیم یک فرد بدون رضایت حکومت شوندگان اداره شود، تعریف و سپس در سه محور به بیان پیامدها و نقد آن می پردازد: ۱٫ استبداد بی ثباتی اجتماعی و عدم استمرارتاریخی را در پی دارد۲٫ استبداد عامل فساد اخلاقی و تضعیف ایمان فردی است ۳٫ استبداد علت اصلی عقب ماندگی اقتصادی و اجتماعی است. بازرگان به ده سال زندان محکوم شد، ولی پس از سه سال آزاد شد. پس از آزادی از زندان مرحله دیگری از فعالیت او آغاز شد؛ مرحله ای که در اندیشه او در چارچوب گفتمان اسلام سیاسی تعریف می شود.

اسلام سیاسی بر باور به جامعیت دین و پیوند دین و سیاست استوار بود. بازرگان نیز در سخنرانی خود در سال۴۱ با عنوان «مرز دین و سیاست»، ایده «جامعیت اسلام و عنایت خاصی که از نظر عقیده ای و عملی از ابتدای ظهور اسلام به مسایل زندگی و امور اجتماعی شده است » را طرح کرد. او با استناد به قرآن و روایات بر پیوند دین و سیاست استدلال کرد و نتیجه گرفت که «دین و سیاست مرز مشترک وسیع با هم دارند». از دیدگاه آسیب شناسانه نیز ادعا داشت «اگر دین، سیاست را در اختیار خود نگیرد، سیاست دین را مضمحل خواهد کرد یا در سلطه و اختیار خود خواهد گرفت». با وجود این معتقد بود «دین اصول سیاست و هدف حکومت را تعیین می کند، ولی وارد جزئیات نمی شود». بنابر این او با نفی « افراط و تفریط»‌ کوشید تا موضعی میانه در باره رابطه دین و سیاست اتخاذ کند. این برداشت چرخشی به سوی اسلام سیاسی بود که زمینه ساز ائتلاف وی با روحانیت در جریان انقلاب شد.

بازرگان در کتاب «بعثت و ایدئولوژی» گرایشی میانه یا لیبرال در اسلام سیاسی را صورت بندی کرد، که قانون طبیعی، آزادی، دموکراسی و نافرمانی اجتماعی اصول بنیادین آن را تشکیل می داد. او که در «راه طی شده» همسویی هدف پیامبران و جهان طبیعت را بر پایه نظریه تکامل طرح کرده بود، اینک با قانون طبیعی به نفی استبداد و حکومت مطلقه می اندیشید. همچنین بر پایه اصل آزادی، که با استناد به آیاتی از قرآن آن را توجیه می کرد، به دفاع از دموکراسی پرداخت. در این راستا تفسیری دموکراتیک از تاریخ اسلام و حکومت پیامبر(ص) و علی(ع) نیز ارائه کرد. برداشت وی از دموکراسی در چارچوب سنت مشروطه خواهان مذهبی بود که قانون الهی و شریعت را بر قانون بشری مقدم می دانستند. از نظر او دولت «ولایت و سرپرستی و تولیت در اداره امور» است که «مردم به صورت امانت» در اختیار حاکم نهاده اند. بر این اساس او در هنگامی که بر سر تفسیر قانون الهی اختلاف باشد، رای اکثریت را راه حل می داند. افزون بر این بر پایه اصل به معروف و نهی از منکر از حق مقاومت مردم در برابر حکومت دفاع می کند. با وجود این هنگامی که در بحث اقتصاد اسلامی از اختیارات حکومت اسلامی سخن به میان می آید، قلمرو اقتدار رهبر منتخب را به گونه ای تعریف می کند که قوای سه گانه به شکلی درون آن قرار می گیرند.

اندیشه بازرگان با اسلام انقلابی مرزهای روشنی داشت و با بسیاری از رفتارها و اقدامات جنبش انقلابی مخالف بود. با وجود این پس پیروزی انقلاب او تنها گزینه ای بود که همه نیروها بر سر نخست وزیری وی اجماع داشتند. نیروهای انقلابی دلایل خود را داشتند، ولی مهندس بازرگان با وجود مخالفت افرادی همچون طالقانی، به دلایلی متفاوت این پیشنهاد را پذیرفت. پذیرش این سمت، با وجود آگاهی از اوضاع و نیروهای سیاسی و انتظارات نیروهای انقلابی و احتمال شکست، بیشتر به دلیل مسئولیتی بود که وی برای تاثیر گذاری در روند امور پس از پیروزی انقلاب بر دوش خویش احساس می کرد. او با نگاهی وظیفه گرایانه لازم می دانست که برای کاهش ویرانی های بر آمده از تحول انقلابی و پیشبرد آرمان های آزادی خواهانه و دموکراتیک این مسئولیت را بپذیرد.

در دوران کوتاه نخست وزیری، او مشی میانه روانه را در پیش گرفت و به اصلاح ساختار دولت و قانون مند و محدود سازی آن می اندیشید. او نگران تندروی و انتقام جویی بود و بر تساهل و مدارا با مخالفان تاکید می کرد. با وجود این موج انتظارات انقلابی و نیروهایی که از چند جبهه به مخالفت وی برخاسته بودند، فرصت هر کاری را از دولت موقت گرفتند و حتی آن را وادار به کارهایی کردند که با ایده ها و آرمان های وی تناقض داشت. تصرف بانک های خصوصی و شرکت های بزرگ بیمه و بسیاری از واحدهای کوچک و بزرگ صنعتی از سوی دولت و محدود کردن مطبوعات نمونه ای از این نوع اقدام ها بود. در نهایت اقدام نیروهای انقلابی به تسخیر سفارت آمریکا، که به بهانه دیدار بازرگان با برژینسکی مشاور امنیت ملی آمریکا صورت گرفت، کاسه صبر وی را لبریز کرد. این دیدار در هنگام سفر وی به الجزایر به مناسبت جشن استقلال این کشور انجام شده بود. او که دیگر تاب تحمل این اقدام را نداشت، استعفای خود را به رهبر انقلاب تقدیم کرد و عطای دولت را به لقایش بخشید.

با استعفای بازرگان به گفته برینتون عصر حاکمیت میانه روها به پایان رسید و راه تصرف دیگر نهادهای قدرت از سوی تندروهای انقلابی باز و دوره ترور و وحشت آغاز شد. او اما همچنان به حفظ جریان مخالفِ میانه رو در کوران حوادث می اندیشید، از این رو به مقاومت غیر خشن و مسالمت آمیز پایبند ماند و به گفتگو با دیگر جریان ها و انتقاد از هسته سخت قدرت پرداخت. در این مرحله نگرانی اصلی بازرگان بازگشت به وضع پیش از انقلاب و احیای استبداد در شکل دینی آن بود و در این راستا وضع موجود را مورد انتقاد قرار داد. اینک او نتایج پیوند دین و دولت و ائتلاف با روحانیت را به روشنی دریافته بود و به ایستادگی دربرابر آن احساس مسئولیت می کرد.

در «انقلاب ایران در دو حرکت» با استعاره دو مفهوم «تمرکز» و «گریز از مرکز»، به تحلیل انقلاب پرداخت. از نظر وی در جریان انقلاب با شعار « همه با هم» حرکت در جهت وحدت و تمرکز بود، ولی پس از پیروزی گریز از مرکز غلبه یافت و با شعار« همه با من» جدایی وحذف نیروها آغاز شد. او با بررسی سیر تحولات پس از پیروزی انقلاب و چگونگی برتری روحانیت به عنوان حاکمان اصلی، ماهیت نظام سیاسی حاکم را مورد پرسش قرار داد. با مقایسه آن با دیگر نظام های سیاسی دموکراتیک و غیر دموکراتیک، بازرگان به این جمع بندی رسید که زیبنده ترین نام برای این نظام که با ترکیبی عناصری موجود در دیگر نظام ها شکل گرفته همان «ولایت فقیه» است؛ « فقه به معنای روحانیت ممتاز مجری اسلام فقاهتی و ولایت به مفهومی که امام خود سرپرستی و قیمومت صغار و مهجورها تشبیه کرده اند.»

این دیدگاه بازرگان را به فاصله گرفتن از اسلام سیاسی و تحلیل نقادانه رابطه دین و دولت سوق داد. او  درسخنرانی معروف « آخرت ، خدا هدف بعثت انبیاء»، که به مقاله تبدیل شد، با توجه به رسالت اصلی دین، به بازنگری در رابطه دین و سیاست پرداخت. در این جا همچون گذشته می پذیرد « شرایع الهی و به خصوص اسلام در مجموعه تعلیمات و احکام خود صراحتا یا تلویحا وارد همه قضایای زندگی این مردم شده است. از خوردن و خوابیدن و پوشیدن و از ازدواج و خانواده تشکیل دادن گرفته تا بهداشت واقتصاد و اخلاق و جنگ و حکومت». اما پردازش به این امور هدف و کارکرد اصلی دین نیست، زیرا « آموختن چیزهایی که بشر دارای امکان کافی یا استعداد لازم برای دریافت آن هست» ضرورت و تناسبی با آن ندارد. رسالت اصلی دین «در دو چیز خلاصه می شود»: نخست «انقلاب عظیم و فراگیر علیه خود محوری انسان ها برای سوق دادن آن ها به سوی آفریدگار جهان و دوم، اعلام سرای ابدی و جهان «جاودان بی نهایت بزرگتر از دنیای فعلی».

بازرگانِ پیر، در برداشت اخیر، از بازرگانِ جوان چندان فاصله نمی­گیرد، بلکه با تفکیک اهداف اصلی و  فرعی دین، توحید و آخرت را در ترازی بالاتر قرار می دهد. از دیدگاه وی تاسیس حکومت ماموریتی اصیل برای پیامبران و ائمه نبوده است و کتاب آسمانی برای این فرستاده نشده است که «درس حکومت و اقتصاد و مدیریت یا اصلاح امور زندگانی دنیا و اجتماع را بدهد». این البته به معنای بی توجهی دین به دنیا نیست و دستورهای فراوان دین، که «با زندگی روز مره افراد و اجتماعات و مصالح امور دنیایی بشری سر و کار دارد»، را نفی نمی-کند. دستورهای عملی و اجتماعی که در قرآن و نصوص دینی آمده و حوزه های گوناگون زندگی دنیوی را دربر می­گیرند، با وجود نتایج و پیامد های بسیار خوبی که در بردارند، با هدف اصلاح امور دنیوی بیان نشده اند، بلکه از این نظر که « وسیله ساز آخرت و تقرب ما به خدا» هستند مورد توجه قرار گرفته اند. بازرگان از این مقدمات به جدایی دین و دولت می رسد و حکومت و سیاست را از امورعرفی قلمداد می کند که «به عهده خودمان است.»

زندگی و اندیشه سیاسی مهندس بازرگان وجهی از کارنامه روشنفکری دینی در ایران را به نمایش می گذارد و نقاط قوت و ضعف آن را به خوبی نشان می دهد. در آیینه بازرگان از یک سو می­توان نمونه ای از یک اصلاح طلب تمام عیار را دید که با دریافتی نواندیشانه از دین، صادقانه در برابر استبداد ایستاد و هرگز حقیقت را فدای مصلحت نکرد. از سوی دیگر می­توان تحول و چرخشی تدریجی را دید که در سایه تجربه موقعیت ها و شرایط گوناگون در دیدگاه و راهبرد وی رخ داد. میراث فکری و عملی بازرگان همچنان می تواند الهام بخش نیروهایی باشد که دگرگونی در ایران از راه مسالمت آمیز و اصلاح طلبانه دنبال می کنند. در قرن چهاردهم او الگویی اخلاق مدار و حقیقت جو از خویش برجای نهاد، که در راه دشوار مقاومت غیر خشونت آمیز همواره درخشان خواهد ماند.

منبع: ماهنامه اندیشه پویا


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.