سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » از آمریکا ستیزی تا چین ستیزی: فراموشی ایران...

از آمریکا ستیزی تا چین ستیزی: فراموشی ایران

چکیده :مجتبی نجفی توافقنامه با چین و دعواهای پیرامونش من را یاد یکی از دیالوگهای معروف آثار حاتمی می اندازد که در بحبوحه تلاش کارگزاران حکومتی برای تامین منافع قدرتهای خارجی و دعوت نمایندگانشان به دربار یکی آهی کشید و گفت بیچاره ایران. حالا در این دعواها آنچه که فراموش میشود ایران و منافع ملی اش...


مجتبی نجفی

توافقنامه با چین و دعواهای پیرامونش من را یاد یکی از دیالوگهای معروف آثار حاتمی می اندازد که در بحبوحه تلاش کارگزاران حکومتی برای تامین منافع قدرتهای خارجی و دعوت نمایندگانشان به دربار یکی آهی کشید و گفت بیچاره ایران. حالا در این دعواها آنچه که فراموش میشود ایران و منافع ملی اش است.

جمهوری اسلامی مردم را حذف کرده‌. مفاد توافقنامه بیست و پنج ساله با چین مشخص نیست اما از منظر حکمرانی مطلوب جای کارشناسان، اندیشکده های منتقد،رسانه های آزاد برای بررسی این قرارداد خالی است و مردم هم در جریان چرایی این اقدام نیستند. به نظر من این مهم ترین ایراد است: حذف مردم از سیاست‌.

ایراد دوم سیاست خارجی جمهوری اسلامی است که از اصل موازنه قوا همان ماههای نخست انقلاب خارج شد. به جای بی طرفی در جنگ سرد، با طرف غربی درگیر شدیم. اشغال سفارت آمریکا بیش از یک سال طول کشید و از منبرها شعار مرگ بر آمریکا سر داده شد. آمریکا که یک عذرخوهی بزرگ به خاطر سرنگونی دولت مصدق به ملت ایران بدهکار است هم هر چه توان داشت علیه ایران به کار برد از تحریک صدام به جنگ و حمایت تسلیحاتی و شیمیایی تا تحریم های کمرشکن ضد توسعه. با شاخ به شاخ شدن با یک غول، منابع ملی مان هدر رفت. تاثیرات مخرب تحریمها بر توسعه ایران برای عقب نگاه داشتن یک ملت از قطار توسعه کافی است چه برسد که به اینکه در بحران حکمرانی هم به سرببریم.

در سالهای هشتاد آمریکا شیطنت کرد و پاسخ همکاری جمهوری اسلامی در جنگ علیه صدام و افغانستان را با قرار دادن ایران در محور شرارت داد. سیاست نئومحافظه کاران دولت بوش به سود محافظه کاران ایرانی تمام شد.شیطنت بزرگ دیگر آمریکا خروج از برجام در زمان ترامپ بود،سیاستی که تهران را به دامن چین هل داد. حالا ترامپیست ها اشک و زاری میکنند اما فراموش کرده اند تحریمهای ترامپ و خروج از برجام چگونه تهران را به چین تحویل داد.
خروج از اصل موازنه منفی گونه هایی از آمریکاستیزی_پرستی، چین ستیزی_پرستی و روس ستیزی-پرستی را در هیات حاکمه و افکار عمومی شکل داده که همه نشانه ای از عدم تعادل تاریخی ماست. حذف مردم از سیاست یعنی قدرت مطلقه در تمام شئون حق سلطه دارد‌. بدون پاسخگویی تشخیص میدهد لاریجانی به جای ظریف مذاکره کند و سردار ها عنان کار را به جای دیپلماتها در منطقه بگیرند. نه خبری از بحثهای عمومی است نه اندیشکده های منتقد و مستقل نه رسانه های آزاد.

همه تصمیمها پشت دیوارهای بیت اتخاذ میشود، جایی که صاحبش تا کنون یک بار با خبرنگاری به بحث آزاد ننشسته است. فرمان میدهد و ستایش میخواهد. خوانش او از امنیت عقب مانده است چون ایران را با جمهوری اسلامی تعریف کرده نه کشور ایران. مگر میشود مولفه امنیت را بدون انسجام ملی و مردم تعریف کرد؟
تضمین کننده منافع ملی ما دولت ملی دموکراتیک برآمده از جامعه مدنی قوی است که اصل اساسی را بر اساس موازنه منفی و منافع ملی قرار دهد. نه آمریکا ستیز باشد نه چین ستیز نه روس ستیز و گونه های پرستش را کنار بگذارد و منفعت ملی حرف اول و آخر در رابطه با کشورها باشد. مسیری دشوار دراز و دست یافتنی‌.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.