سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

استکبار دینی

چکیده :آنچه در این‌ میان، تأسف و شگفتی را برمی‌انگیزد، بی‌توجهی بسیاری از فقها به تأکید قرآن دربارهٔ نفی سبیل مسلمانان بر کافرانِ مسالمت‌جو و استناد آنها به آیهٔ ۱۴۱ سورهٔ نساء برای ساختن قاعدهٔ «نفی سبیل بر مؤمنان» است که بهانهٔ نقض حقوق دگراندیشان را فراهم می‌آورد و کار استکبار دینی را به ستمکاری دینی...


سید حمید حسینی

اگرچه یکی از اهداف دین مبارزه با کبر و خودبرتربینی و فلسفهٔ بسیاری از مناسک آن، تمرین فروتنی است، اما بی‌توجهی به آسیب‌های دینداری کار را به‌ جایی می‌رساند که آنچه برای درمان استکبار آمده بود، تشدیدکنندهٔ این درد می‌شود.

از نگاه قرآن، ریشهٔ نخستین کفر، خودبرتربینی است (بقره، ۳۴) و لجاجت و عداوت دشمنان انبیا نیز از همین سرچشمه می‌جوشد. (اعراف، ۷۶ و ۸۸) لذا خدا از مستکبران بیزاری می‌جوید (نحل، ۲۳) و ضمن سفارش به افتادگی در برخورد با دیگران، از هر گونه تکبر و فخرفروشی ابراز تنفر می‌کند. (لقمان، ۱۸)

اهمیت فروتنی و نقش ویرانگر خودبزرگ‌بینی به‌حدی است که خداوند متعال همهٔ متکبران را از حقیقت محروم می‌داند (اعراف، ۱۴۶) و دگراندیشانی را که اهل تکبر نیستند نزدیک‌ترین افراد به مودت مؤمنان به‌شمار می‌آورد (مائده، ۸۲) و کسانی که اهل افتادگی باشند را عباد الرحمن می‌خواند. (فرقان، ۶۳)

خطر بزرگی که در این زمینه وجود دارد این است که نفس آدمی دین را نیز بهانه‌ای برای تکبر قرار می‌دهد. لذا قرآن ضمن هشدار در این‌باره، ادعای برخی دینداران که خود را تافتهٔ جدابافته (مائده، ۱۸)، مصون از عذاب (آل‌عمران، ۲۴) و تنها نجات‌یافتگان می‌دانند (بقره، ۱۱۱) به‌عنوان نمونه‌هایی از خودبرتربینی دینی مذمت می‌کند.

اما قرآن از خطر بزرگ‌تری نیز سخن گفته که کمتر به آن توجه شده و آن این است که گروهی از دینداران از فرط خودبرتربینی برای جان و مال دگراندیشان احترامی قائل نیستند؛ لذا با استناد به اینکه آنها نباید بر مؤمنان «سبیل» داشته باشند، حقوقشان را نقض و اموالشان را تصاحب می‌کنند. (آل‌عمران، ۷۵)

طرفه اینکه قرآن نه‌تنها باور را در برخورداری از حقوق طبیعی تأثیر نداده، بلکه دربارهٔ نیکی به دگراندیشانی که جنگ‌افروزی نمی‌کنند و رفتار عادلانه با آنها سفارش نموده (ممتحنه، ۸) و تنها جایی که از «نفی سبیل» بر دیگران سخن گفته در آزار نرساندن به کافرانی است که به صلح رو آورده‌اند. (نساء، ۹۰)

آنچه در این‌ میان، تأسف و شگفتی را برمی‌انگیزد، بی‌توجهی بسیاری از فقها به تأکید قرآن دربارهٔ نفی سبیل مسلمانان بر کافرانِ مسالمت‌جو و استناد آنها به آیهٔ ۱۴۱ سورهٔ نساء برای ساختن قاعدهٔ «نفی سبیل بر مؤمنان» است که بهانهٔ نقض حقوق دگراندیشان را فراهم می‌آورد و کار استکبار دینی را به ستمکاری دینی می‌رساند.

این در حالی است که هم سیاق آیه و هم روایات اهل بیت‌ (علیهم‌السلام) در تفسیر آن به‌روشنی نشان می‌دهد که این نفی سبیل مربوط به قیامت است و با توصیف شرایط داوری نهایی میان انسان‌ها می‌گوید: روزی که حقایق آشکار شود، کافران هیچ حجت و دلیلی در برابر مؤمنان نخواهند داشت.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.