سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » آقای خاتمی! دیر شده است، طفل انتظار پیر شده است!...

آقای خاتمی! دیر شده است، طفل انتظار پیر شده است!

چکیده :اندیشه سیاسی می بایست بر اساس واقعیتهای موجود تسری یابد و روشنفکر حتماً باید از مجرای واقعیات به نظرگاهی برسد تا رسالت خود را به درستی ایفا نماید، اصلاحطلبان در درون نظام خود را تعریف می کنند و تلاش اصلاحی آنان معطوف به قبول نظام در وهله اول و بعد اصلاح در درون...


علیرضا کفایی

نامه حضرت خاتمی به مقام رهبری حرف و حدیث و گمانه زنی هایی را در پی داشت، از محتوای نامه خبری منتشر نشده است ولی نفس این نامه نگاری خودبخود مشکل ایجاد کرده زیرا آقای خاتمی را نمادی از یک جریان سیاسی مدعی می دانند که مورد اجحاف قرار گرفته و در مدت کمی مانده به انتخابات تصویر روشنی برای حضور خود در انتخابات نمی بیند و بطور چشمگیری به تبلیغ سوء رقیب و عملکرد گذشته اش و نیز عملکرد نهادهای ذیربط و بی ربط و همچنین عدم هماهنگی در مجموعه احزاب و نیز ترفندهایی که خارج از کشور چه دولتها چه اپوزیسیون برای ناکار کردن اصلاحات بکار می برند از بدنه فاصله گرفته است.

اندیشه سیاسی می بایست بر اساس واقعیتهای موجود تسری یابد و روشنفکر حتماً باید از مجرای واقعیات به نظرگاهی برسد تا رسالت خود را به درستی ایفا نماید، اصلاحطلبان در درون نظام خود را تعریف می کنند و تلاش اصلاحی آنان معطوف به قبول نظام در وهله اول و بعد اصلاح در درون است؛ آقای خاتمی همان کاری را می کند که از او انتظار میرود در جایگاه رهبر اصلاحات واقعیتها را شناسایی و در آن مسیر تعامل و گفتگو نماید و به سبب دو دوره ریاست جمهوری به درستی جایگاه رهبری نظام را می داند و می داند جز از این طریق نمیتوان نتیجه گرفت.

آقای خاتمی نماد است ولی آرمان نیست، مورد احترام است ولی همه اصلاحات نیست، از او بت ساختن درست نیست، آنچه او می کند و یا می گوید و یا می نویسد سخن آخر نیست و باید به نقد و آزمون گذاشته شود و ای بسا برخی خطاها هزینه های بسیار ببار آورد و تا سالیان درازی از آگاهی مردم و جامعه دور بماند ضمن اینکه ایران امروز هر روز حادثه ای و بحرانی را تجربه می کند و البته عواملی در تفکر و عمل سیاسی اثر می گذارند که قابل پیش بینی نیستند و اساساً عمل آدمی به لحاظ هیجانات و عواطف و اندیشه و جغرافیا و تاریخ و …… قابل پیش بینی دقیق نیست، گاهی نمی شود یک خطای سیاسی را جبران نمود چنانکه گاهی یک عمل خطرناک آدمی را نمی توان جلوگیری کرد و به آنی اتفاق ناگواری رخ می دهد.

آقای خاتمی و هیچکس دیگر را نه مصون از خطا می توان دانست و نه گزیده و آرمان یک جریان و یا مجموعه سیاسی که در اینصورت راه نقد و تردید و بحث و تعامل را مسدود کرده ایم؛ خاتمی فقط رهبر یک جریان سیاسی موسوم به اصلاحات است که هم او و هم مجموعه سیاسی به جامعه مدنی و گفتگو اعتقاد دارند؛ پس باید در هر رده ای به آن پایبند بود، رهبر مجموعه هم مورد نقد قرار گیرد، خود مجموعه هم همینطور بطور مستمر به نقد خود بپردازند تا امکان رادیکال شدن سیاسی و دوری از واقعیات موجود و فاصله گرفتن از جامعه رخ ندهد.

نامه آقای خاتمی هر چه باشد حق اوست که نظرات خود را منعکس نماید و البته چنانچه بعنوان رهبر اصلاحات نامه نگاری می نمایند، حق جریان سیاسی هم این است که از محتوای آن آگاه شود و بدنه اصلاحطلبان هم بدانند چه می گذرد ولی شواهد و واقعیتهای جامعه هشدار دیگری می دهد که امیدورام خطا کرده باشم و آن اینکه ” آقای خاتمی! دیر شده است، طفل انتظار پیر شده است!”

شکوه اصفی و اسب باد و منطق طیر / به باد رفت و از او خواجه هیچ طرف نبست


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.