سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » درسهایی از مشاهدات یک پژوهشگر ایرانی از واقعه پلاسکوی سانفرانسیسکو...

درسهایی از مشاهدات یک پژوهشگر ایرانی از واقعه پلاسکوی سانفرانسیسکو

چکیده :همچون سایرِ بحثهای مهندسی، آنچه که جذّابتر است، «انسان» هایی است که درگیر یک کارِ مهندسی هستند. همچنان باور دارم که نقطه قوت آمریکا، «صنعت» نیست (که در بسیاری شاخصهایِ صنعتی، ژاپن و چین از آمریکا جلوتر هستند)؛ حتی نقطه قوتِ کشور آمریکا «اقتصاد» نیست (چرا که گفته می شود فاصله اقتصاد آمریکا با کشورهایی همچون چین در حال کاهش است) بلکه نقطه قوت آمریکا بحثِ "منابع انسانی"...


محمدرضا اسلامی*

در تاریخ ۳ خرداد امسال، ساختمان Pier45 در مرکز شهر سانفرانسیسکو (نزدیک زندان معروف آلکاتراز) دچار آتش شد و به رغم تلاش ۱۵۰ آتش‌نشان، نهایتا این سازه (که بخشی نمادین از خلیج قدیمی سانفرانسیسکو بود) فرو ریخت.

این رویداد از جهاتی مشابه پلاسکو بود و از جهاتی متفاوت.

مشابهت از این بابت که:
– این ساختمان هم یک مولفه نمادین برای شهر سانفرانسیسکو بود (البته با عمری بیشتر از پلاسکو)
– سیستمِ سازه‌ای این ساختمان هم «سازه فولادی» بود.
– این سازه هم در اثر آتش فرو ریخت و بخشی از میراث فرهنگی/تاریخی شهر (در مجاورت زندان آلکاتراز) از بین رفت.
– در این رویداد هم افراد زیادی «شغل» و کسب و کارِ خود را بعد از فروریختنِ سازه، از دست دادند.

اما متفاوت از این بابت که:
– در جریان سانحه، هیچ یک از آتش‌نشانان کشته نشدند.
– خاموش کردنِ این سازه مدت طولانی‌تر از پلاسکو به طول انجامید.
– با وجود نزدیک بودنِ ۳ سازه دیگر به این ساختمان، فروریختن به نحوی رخ داد که منجر به آسیب به سازه‌های مجاور نشد.
– زیربنای این ساختمان از پلاسکو بیشتر، ولی ارتفاعِش کمتر بود.
-برخلاف پلاسکو، این سازه مقاوم سازی شده بود، ولی “فقط” دربرابر زلزله (و نه آتش).

فایل پی‌دی‌اف زیر گزارش فنی است که به اتفاق همکارانم پس از این سانحه تدوین نموده و در مرکز مطالعات PEER دانشگاه برکلی منتشر شده. مطالعه این گزارش برای علاقمندان جالب خواهد بود.

سه روز بعد حادثه، نامه‌ای به فرمانده آتش نشانی سانفرانسیسکو نوشتم و از او تقاضای اجازه بازدید از سایت را کردم (جالب توجه بود که فرمانده آتش نشانی یک خانم است). فردای ارسال نامه ( فقط به فاصله یک روز) جواب داد و در قالبِ پاسخی بسیار گرم نوشت: «کارِ شما، در بحث “پژوهش در دانشگاه” مهم است و محصولاتِ پژوهش، باعثِ آمادگی شهرها در برابر بحران می‌شود» (از یک مدیر عملیاتی انتظار چنین پاسخی را نداشتم). ولی گفت که سایتِ سانحه را به شهرداری تحویل داده‌اند و ایمیل شهردار خلیج سانفرانسیسکو را برای پیگیریِ بازدید از سازه داد.

همان روز، نامه‌ای به شهردار زدم که اجازه بازدید محل را بدهند. و مجدداً برایم جالب توجه بود که شهردارِ خلیج سانفرانسیسکو هم یک خانم است. (حضور خانمها در جریان مدیریت شهری)

سه روز بعد از ارسالِ نامه به شهردار، مدیر ادارۀ مهندسی شهرداری (آقای راد ایواشیتا) به موبایلم زنگ زد که نامۀ شما را خانم شهردار به واحد مهندسی ارجاع داده و گفت:

– لطفا بگو چه روز و چه ساعتی برایتان مناسب است؟ تا خودم هم همراهتان بیایم و به اتفاق به بازدید از محل سازۀ فروریخته برویم.

نهایتاً یک هفته بعد سانحه، به همراه مهندس ایواشیتا و همکارانش به محل رفتیم. او حدود هفت ساعت در همراهی با تیم دانشگاه وقت گذاشت و کوشید که نمونه برداری از مصالح و تصویربرداری از جزئیات سازه برای تدوین این گزارش فنی، میسر شود.

– همچون سایرِ بحثهای مهندسی، آنچه که جذّابتر است، «انسان» هایی است که درگیر یک کارِ مهندسی هستند. همچنان باور دارم که نقطه قوت آمریکا، «صنعت» نیست (که در بسیاری شاخصهایِ صنعتی، ژاپن و چین از آمریکا جلوتر هستند)؛ حتی نقطه قوتِ کشور آمریکا «اقتصاد» نیست (چرا که گفته می شود فاصله اقتصاد آمریکا با کشورهایی همچون چین در حال کاهش است) بلکه نقطه قوت آمریکا بحثِ “منابع انسانی” است. در نگارشِ متن این گزارشی که در پیشِ روی شماست، مدیر مرکز تحقیقات زلزله دانشگاه برکلی یک پروفسور مصری است، معاون مرکز تحقیقات، یک دکترای زلزله هندی است، مدیر واحد مهندسی شهرداری خلیج سانفرانسیسکو، یک ژاپنی است، همکارم از مهندسین مشاور هینمن (اَنکیت) هندی است، دانشجوی دکترایی که به من در ویرایش این صد صفحه کمک کرد (چویانگ) چینی است و نویسنده سطور هم ایرانی.

مشابه این ساختار در شرکتهایی همچون گوگل و آمازون نُضج گرفته است. مهندسین از سراسر دنیا در اجرای یک پروژه حضور دارند… عمیقا باور دارم که این نگاه باید در ساختار کشور ما هم حاکم شود. تطوّر نژادها و ملیتها باعثِ «قدرت» می‌شود.

– شهرداری تمام نقشه های سازه (مربوط به ۹۵سال قبل!) و حتی نقشه های مقاوم سازی را در اختیار تیم ما قرار داد. وقتی که پلاسکو فرو ریخت، حتی پنج برگ نقشه از جزئیات سازه در دسترسِ کسی نبود. (چرا؟)

– و نکته آخر اینکه “اگر” در زمان مقاوم سازی در برابر زلزله، فقط چندهزار دلار برای بحث آتش هزینه شده بود، الان شهرداری مجبور نبود چندین میلیون دلار هزینه خسارت را متحمل شود!

لینک حرکت Drone

متن گزارش در وب سایت PEER

فایل پی دی اف گزارش

*پژوهشگر مرکز مطالعات زلزله دانشگاه برکلی کالیفرنیا آمریکا


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.