سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » از سفر پوتین به تهران تا سفرهای احمدی‌نژاد و قالیباف...

از سفر پوتین به تهران تا سفرهای احمدی‌نژاد و قالیباف

چکیده :محسن امین‌زاده نگاهی تاریخی-تحلیلی به تشریفات در روابط ایران و روسیه و سایر کشورها: دور تازه سفرهای غیرضروری مقامات در راه است؟ مقدمه اول: روسیه همسایه مهم ایران در دریای خزر و یکی از قدرت‌های موثر کنونی در سطح بین‌المللی است. به‌رغم پیشینه روابط تاریخی تلخ و بسیار تلخ ایران با روسیه و اتحاد جماهیر...


محسن امین‌زاده

نگاهی تاریخی-تحلیلی به تشریفات در روابط ایران و روسیه و سایر کشورها: دور تازه سفرهای غیرضروری مقامات در راه است؟

مقدمه اول: روسیه همسایه مهم ایران در دریای خزر و یکی از قدرت‌های موثر کنونی در سطح بین‌المللی است. به‌رغم پیشینه روابط تاریخی تلخ و بسیار تلخ ایران با روسیه و اتحاد جماهیر شوروی، حتی در دهه اول پس از انقلاب و به‌ویژه در رابطه با جنگ عراق با ایران، روابط دو کشور اکنون بسیار خوب و دوستانه است و داشتن روابط هرچه دوستانه‌تر میان دو کشور به نفع دو کشور است. درعین‌حال، ایران باید همواره توجه داشته باشد که به‌رغم همه ظرفیت‌های دوستی و همکاری دو کشور، در زمینه‌های متعددی از جمله تحولات راهبردی منطقه‌ای، و در زمینه منافع اقتصادی به‌ویژه در حوزه نفت‌وگاز، روسیه رقیب ایران است و ایران باید روابط دوستانه خود را با روسیه با درک همه این ملاحظات دنبال کند. علاوه بر این، گاه رهبران روسیه رفتاری در قامت رهبران روسیه تزاری و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی از خود نشان می‌دهند که متناسب روابط خوب امروز دو کشور نیست. عدم تدبیر درست و سنجیده در رابطه با این ویژگی رهبران روسیه نیز می‌تواند باعث بروز ناخرسندی‌هایی در روابط میان دو کشور شود.

مقدمه دوم: تشریفات و رعایت آداب تشریفاتی در مناسبات با دولت‌های خارجی از بخش‌های دشوار و آزاردهنده سیاست‌خارجی است. درعین‌حال، مدیریت تشریفات در روابط میان دولت‌ها در واقع مدیریت حفظ احترام متقابل و رعایت شئونات متقابل میان دولت‌هاست. تشریفات به‌رغم آنکه نباید چندان مهم باشد، اما در روابط کشورها اهمیت زیادی دارد و توجه به همه وجوه دیپلماتیک در تنظیم و تدارک امور تشریفاتی روابط میان دولت‌ها ضروری است. کشورها تنها با حفظ رویه‌های تشریفاتی و رعایت آداب یکنواخت برای همه مقامات عالی میهمان از کشورهای مختلف به‌ویژه کشورهای همسطح، مراتب احترام متقابل میان خود را تعریف می‌کنند. هر نوع ناهنجاری و بی‌انضباطی در تدارک تشریفات سفر مقامات عالی خارجی و متقابلا سفرهای مقامات عالی کشور به خارج، می‌تواند مشکلات زیادی در روابط جاری میان کشورها ایجاد کند. روابط تشریفاتی تعریف می‌کنند که انجام چه آداب و رفتار و مراسمی نشان از رفتار درست و محترمانه کشورها است و چه رفتاری توهین آمیز تلقی می‌شود. هرچند برگزاری مراسم تشریفاتی گسترده و وقت‌گیر و پرهزینه در روابط میان دولت‌ها نسبت به گذشته بسیار کاهش یافته و روابط میان رهبران و مقامات عالی کشورها خیلی ساده‌تر و روان‌تر شده است؛ اما درعین‌حال، همچنان دستورالعمل‌های تشریفاتی، دستورات و مقررات رعایت احترام متقابل میان کشورهاست.

۱- درباره سفر قالیباف به مسکو

آنچه در جریان سفر رییس مجلس ایران به روسیه گذشته است، به لحاظ تشریفاتی اقدامی ناشایست تلقی می‌شود. اگر این رفتار با انتظارات و ترتیبات اعلام‌شده برای سفر از سوی وزارت امورخارجه دو کشور متفاوت بوده است؛ توهین به رییس‌مجلس ایران است و چنین رفتاری از سوی هر کشوری غیردوستانه تلقی می‌شود و طبعا با انتظاری که از روابط خوب ایران و روسیه می‌رود، خیلی غیرمنتظره بوده است.

اما اگر آنگونه که گفته می‌شود، تمامی پیش‌بینی‌ها نسبت به شیوه رفتار تشریفاتی دولت روسیه نسبت به سفر رئیس مجلس ایران همان بوده که اتفاق افتاده است، دراین‌صورت باید مشکل را در کشور خودمان جستجو کنیم.

دراین‌صورت، باید پذیرفته می‌شد که سفر رئیس مجلس ایران از نظر دولت روسیه اهمیت چندانی ندارد و تلقی دولت روسیه از رئیس پارلمان ایران، با تلقی ایران از شان رئیس مجلس متفاوت است. دراین‌صورت، یا باید رئیس مجلس می‌پذیرفت که با همان شئوناتی که میزبان برای او قائل است، سفر خود را انجام دهد و یا باید از سفر خود منصرف می‌شد.

اضافه کردن پیام رهبری به سفر و احتمالا برای جور کردن ملاقات با رئیس‌جمهور روسیه، طبعا اقدام تشریفاتی نادرست دیگری بوده که مشکل را دوچندان کرده است.

۲- درباره سفرهای پوتین به تهران

در مهرماه سال ۱۳۸۶ برای اولین‌بار پوتین به ایران سفر کرد. سفر او اهمیت زیادی داشت. به‌ویژه که او بالاترین مقامات روسی بود که بعد از استالین در سال ۱۹۴۵، به ایران سفر کرده بود. نمایشی که از سفر پوتین خلق شد، شباهت‌های زیادی به تشریفات تزارهای روسیه و استالین داشت.

سفر پوتین چند ساعت بیشتر نبود؛ اما برای همین سفر کوتاه، تجهیزات زیادی به ایران حمل شد و تدارک محل اقامت پوتین در تهران و مسائل حاشیه‌ای آن نیز قابل توجه بود. در همان هنگام در مقاله‌ای* تشریح کردم که حواشی سفر پوتین مشکلاتی دارد که متن سفر را به حاشیه می‌برد.

در آن مقاله نوشتم که علت سفر پوتین به تهران در این مقطع زمانی، کشمکش روسیه با آمریکا بر سر استقرار سایت‌های ضدموشکی آمریکا در شرق اروپا بوده است و عملا پوتین درصدد بر آمده که سفرش به تهران را به یک تهدید متقابل علیه دولت آمریکا بدل کند. تا اینجای کار مشکلی نبوده است و اگر اختلاف روسیه و آمریکا برای ایران فرصتی ایجاد کرده بود، طبعا باید از آن استقبال می‌شده است.

چنانکه همین اختلاف باعث شد که روسیه نیروگاه بوشهر را از مناقشات دیگر هسته‌ای ایران جدا کند و پس از یک وقفه خیلی طولانی حساب‌شده، این نیروگاه را مشروط به فروش سوخت آن توسط روسیه به ایران و بازپس گرفتن پسماند سوخت مصرف‌شده در ایران توسط روسیه، راه‌اندازی کند. اما حواشی سفر پوتین جدی و متنوع بود.

در همان مقاله به تفصیل حواشی خلاف منافع ملی ایران در رابطه با محتوای اجلاس خزر را تشریح کرده‌ام. روسیه همه جزئیات برنامه سفر پوتین به ایران را تعریف و تحمیل کرد و هرجا با ملاحظات تشریفاتی در ایران سازگاری نداشت، خودش دست‌به‌کار شد و روال متعارف در ایران را به هم زد. روسیه به ایران اعلام کرد که آقای پوتین به شرطی سفر عقب‌افتاده دوجانبه خود به ایران را انجام می‌دهد که این سفر همزمان با اجلاس سران خزر در تهران باشد. در نتیجه، اجلاس خزر در وقت تعیین‌شده توسط دولت روسیه تدارک شد. محتوای اجلاس هم تحت‌تاثیر تمایلات روس‌ها بود.

اما این تنها مشکل مهم نبود. چنانکه اشاره شد یکی از حواشی مهم این سفر چهار یا پنج ساعته، تشریفات غیرمتعارف پوتین بود. برای چهار ساعت سفر پوتین تعداد زیادی محافظ به ایران آمده بودند و صف طولانی اتومبیل‌های تشریفاتی هیات پوتین در خیابان‌های تهران خیره‌کننده بود. صفی از اتومبیل بنز ضدانفجار پوتین و اتومبیل‌های دیگری که غالبا با هواپیما از روسیه حمل شده بود و بقیه نیز در ایران تدارک شده بود.

اما مهمترین حاشیه آن سفر این بود که پوتین برای اولین‌بار پس از انقلاب عرف تشریفاتی سفر مقامات عالی خارجی به ایران را تغییر داد و چون برای این تغییر نمی‌توانست از طریق دولت اقدام کند، به بهانه مسائل امنیتی دولت ایران را دور زده و کل برنامه سفر خود را به ارگانی نظامی سپرده بود.

انتقاد امثال من از دخالت نهادهای غیردولتی در مدیریت و اداره تشریفات سفر رئیس‌جمهور یک کشور خارجی و کمک به دور زدن وزارت امورخارجه توجه هیچ‌کس را به خود جلب نکرد و این رویه بارها تکرار شد. این تجربه از نظر روس‌ها بسیار هم موفق بود. گسترده‌ترین تشریفات استقبال رسمی از سفر یک مقام خارجی به ایران بعد از انقلاب، برای پوتین برگزار شد. پوتین در آن سفر به اندازه کافی به دولت و رئیس‌جمهور ایران بی‌توجهی کرد و بدعتی بی‌سابقه را در تشریفات سفر به ایران بنا نهاد.

پوتین دو بار دیگر در آذرماه ۱۳۹۴ برای شرکت در اجلاس سران کشورهای صادرکننده گاز و آبان‌ماه ۱۳۹۶ برای شرکت در دومین اجلاس سران کشورهای ایران، آذربایجان و روسیه با تشریفاتی مشابه به ایران سفر کرد و طبق رویه قبل، همان تشریفات خارج از دولت برای پوتین تدارک شد و او رفتاری مشابه رفتار با احمدی‌نژاد را نسبت به روحانی اعمال کرد.

همان بار اول در سال ۱۳۸۴، من به دوستانم در وزارت خارجه پیغام دادم که این بدعت در آینده مشکلات زیادی برای سفر مقامات عالی سایر کشورها به ایران ایجاد خواهد کرد.

۳- درباره سفر شی جین پینگ به تهران

وقتی کمتر از سه ماه بعد از سفر دوم پوتین به تهران، در بهمن‌ماه سال۱۳۹۴ شی جین پینگ، رئیس‌جمهور چین، به ایران سفر کرد؛ آنقدر ابعاد تشریفات تحت‌اختیار دولت برای سفر او نازل‌تر از سفر پوتین بود که به اعتراض رسمی دولت چین منجر شد. نه‌تنها دولت امکاناتی برای تشریفات مشابه برای سفر شی جین پینگ در اختیار نداشت، بلکه حتی نتوانسته بود ترافیک خیابان‌های مسیر تردد رئیس‌جمهور چین را نیز برای دیدار وی با رئیس مجلس ایران باز نگه دارد و عملا رئیس‌جمهور چین مدتی در ترافیک تهران گیر کرده بود و این موضوع، به گلایه جدی دولت چین و اعتراض رسمی این کشور منجر شد.

بدون تردید اهمیت روابط چین برای ایران کمتر از اهمیت روابط روسیه نیست و هیچ توجیهی برای اختلاف سطح شدید تشریفات و رفتار متقابل تشریفاتی ایران با چین و روسیه وجود ندارد. سطح متفاوت تشریفات ایران برای سفر روسای جمهور دو کشور مهم، نشان از نابسامانی و بی‌تدبیری نسبت به روابط خارجی با کشورهای جهان دارد.

توضیح اینکه تشریفات سفر پوتین در اختیار سپاه بوده و تشریفات سفر شی جین پینگ در اختیار مسئولان ذیربط دولت و وزارت خارجه بوده است، نه تنها موضوع را حل نمی‌کند؛ بلکه آن را خیلی پیچیده‌تر می‌کند و حکایت از هرج‌ومرج در امور مربوط به سیاست‌خارجی در ایران دارد. باید همه این تجربیات باعث شود که دخالت‌ نهادهای نظامی در سیاست‌خارجی منطقه‌ای از جمله تشریفات سفر رهبران کشورهای منطقه به ایران، پایان یابد و امور را به مراجع ذیربط خود سپرده شود و البته، باید مراجع ذیربط نیز تدابیر موثری برای انجام تشریفات متناسب و همسطح برای همه رهبران کشورهای خارجی مهمان در ایران فراهم کنند و همه مسائل امنیتی آن را هم با کمک نهادهای دیگر تدارک کند.

۴- وزارت خارجه و سفر قالیباف

من نمی‌دانم که چرا سفر رئیس مجلس به مسکو تنها یک سال بعد از سفر رئیس مجلس دومای روسیه به تهران اینگونه تدارک شده است؛ اما مطمئن هستم که وزارت امورخارجه همه پیش‌بینی‌ها را به‌درستی در مورد محتوای تشریفاتی سفر به اطلاع رئیس مجلس ایران رسانده است. حتی شنیدم که وقتی وزیر امورخارجه از انتشار خبر بردن پیام رهبری توسط رئیس مجلس مطلع شده و عملا در مقابل عمل انجام‌شده قرار گرفته است، تمامی تلاش خود را با همه شیوه‌های غیرمتعارف ممکن دنبال کرده است که ملاقات رئیس مجلس با رئیس‌جمهور روسیه ممکن شود، اما موفق نشده است.

در مجموع، با توجه به جایگاهی که مجلس و رئیس مجلس در ایران دارد، حتی اگر آقای قالیباف حامل پیام رهبری هم نبود؛ شیوه عمل دولت روسیه حداقل غیرصمیمانه تلقی می‌شد. تناسبی هم میان تشریفات سفر رئیس دومای روسیه به تهران و این سفر وجود نداشته است. در واقع، آنچه برای رئیس مجلس ایران اتفاق افتاده، نتیجه بی‌تدبیری ۱۵ساله نسبت به چگونگی مواجهه با شیوه عمل دولت روسیه در سفرهای دوجانبه دو کشور و از جمله رفتار تشریفاتی نامتعادل روسیه در مناسبات با ایران است.

اما پافشاری مجلس شورای اسلامی برای انجام سفر رئیس مجلس به روسیه در همین شرایط به‌رغم همه تذکرات تشریفاتی و توضیحات وزارت امورخارجه این مشکل را دوچندان کرده است و نشان از مشکل دومی دارد که به آن خواهم پرداخت.

شاید تصور می‌شده که همچنان که وزارت امورخارجه را در مقابل عمل انجام‌شده قرار می‌دهند، می‌توانند دولت روسیه را هم در مقابل عمل انجام‌شده قرار دهند و سفر رئیس مجلس با تشریفات موردنظر خودشان را به دولت روسیه تحمیل کنند. حتی شاید تصور می‌شده که رئیس مجلس می‌تواند مسیر جدید موردنظر روسیه برای دور زدن دولت ایران باشد. اما عملا روس‌ها نشان دادند که جوگیر و منفعل نمی‌شوند و مهمتر آنکه خودشان مسیر دور زدن دولت ایران را انتخاب می‌کنند و ابتکار رئیس مجلس ایران آنها را در مقابل عمل انجام‌شده قرار نمی‌دهد.

۵- سفرهای خارجی در دوران احمدی‌نژاد

تمایل نهادهای غیرمرتبط برای انجام سفرهای خارجی غیرضروری حتی با اهداف داخلی و به قصد جلب‌توجه افکارعمومی داخلی به چنین سفرهایی و فشار به وزارت امورخارجه برای تدارک چنین سفرهایی، سابقه طولانی‌تری دارد و حتی من در دوران مسئولیتم در وزارت امورخارجه با چنین درخواست‌هایی مواجه می‌شدم. اما در دولت اصلاحات و پیش از آن، قدرت وزارت امورخارجه خیلی بیشتر بود و معمولا جلوی انجام سفرهای غیرضروری مقامات گرفته می‌شد.

اما در دولت احمدی‌نژاد ماجرا شکل دیگری پیدا کرد و بدعت‌هایی بی‌سابقه و خلاف مصالح‌ملی توسط شخص رئیس‌جمهور گذاشته شد. احمدی‌نژاد در مجموع طی هشت سال، ۱۲۰سفر خارجی به ۵۴کشور جهان انجام داد و رکوردی غریب از گردشگری یک رئیس‌جمهور را به نمایش گذاشت. یعنی، به‌طور متوسط سالیانه ۱۵سفر خارجی به شش یا هفت کشور جهان. تدریجا سفرها به سفرهای پرجمعیت خانوادگی هم بدل شد.

احمدی‌نژاد که ظاهرا شیفته سفرهای خارجی شده بود، با فشار زیاد وزارت امورخارجه را مجبور به تدارک سفرهایی می‌کرد که از نظر کارشناسان و متخصصان سیاست‌خارجی غالبا ارزش راهبردی در ارتباط با سیاست‌خارجی، امنیت‌ملی و حتی منافع اقتصادی کشور نداشت؛ ولی حتی برعکس، گاه خسارت‌های راهبردی مهمی به کشور تحمیل می‌کرد.

در موارد متعددی نیز عملکرد احمدی‌نژاد در طول سفرها باعث بروز بحران‌هایی برای کشور شد که خلاف مصالح‌ملی و امنیت‌ملی ایران بود و باعث تحقیر ایران و فرصت‌سوزی در سطح بین‌المللی شد. تنها موارد نادری از مجموعه این سفرها ارزش حداقلی برای منافع ملی کشور داشت که غالبا مربوط به افتتاح تعدادی پروژه‌های مشترک در کشورهای آسیای میانه و قفقاز مربوط به دوره ریاست‌جمهوری آقای خاتمی بود.

احمدی‌نژاد در دو دوره مجموعا ۹بار برای شرکت در اجلاس سازمان ملل متحد به نیویورک سفر کرد. سفرهای او حواشی جنجالی داشت و فاقد ارزش راهبردی برای منافع‌ملی ایران بود. احمدی‌نژاد در این مدت بیش از ۸۰ سفر دوجانبه انجام داد که حدود نیمی از این سفرها به شش کشور آمریکای لاتین و ۲۰کشور آفریقایی بود. کشور ونزوئلا با هشت سفر دوجانبه در صدر قرار داشت. کشورهای سنگال و بولیوی با سه سفر و کشورهای برزیل، کوبا، اکوادور، نیکاراگوئه و سودان با دو سفر در ردیف‌های بعد بودند. عمده این سفرها نتیجه‌ای در زمینه منافع ملی و امنیت ملی ایران نداشت و بیشتر سفرهایی تفننی و سیاحتی و تبلیغاتی تلقی می‌شد.

در خاورمیانه احمدی‌نژاد پنج بار به سوریه، دو بار به لبنان، دو بار به عراق و یک بار به مصر رفت. همچنین، او در این مدت ۱۴سفر به کشورهای حوزه خلیج‌فارس انجام داد. پنج سفر به قطر و چهار سفر به عربستان سعودی رکوردهای این سفرها بودند. سفرهای به بحرین، امارات، عراق و مصر برای اولین بار در این سطح انجام شد و به جز سفر به عراق، سایر سفرها هیچ ارزش راهبردی نداشت.

در میان این سفرها، شرکت احمدی‌نژاد در اجلاس شورای همکاری خلیج‌فارس به ابتکار احمدی‌نژاد و به‌رغم اکراه شدید کشورهای عضو شورا و حواشی بسیار توهین‌آمیز این سفر، شرکت احمدی‌نژاد در افتتاحیه بازی‌های آسیایی قطر و حواشی زننده نمایش نقشه منطقه با نام خلیج عربی بالای سر رئیس‌جمهور ایران، و سفر احمدی‌نژاد به حج به‌عنوان مهمان پادشاه عربستان که با اکراه شدید میزبان و فشار وزارت خارجه ایران تدارک شد، همه سفرهای بد و ناشایست و به‌نوعی تحقیر ملی ایران بود.

احمدی‌نژاد تنها سه سفر به کشورهای اروپایی ایتالیا، سوئیس و دانمارک برای شرکت در اجلاس بین‌المللی داشت. به دلیل عملکرد ماجراجویانه احمدی‌نژاد، سفرهای ایتالیا و سوئیس به لحاظ سیاست‌خارجی در حد فاجعه‌آمیزی بد بودند.

احمدی‌نژاد دو سفر به روسیه و چهار سفر به چین داشت که هیچ‌کدام از این سفرها دیدارهای دوجانبه نبود. سفرهای احمدی‌نژاد به ابتکار خودش برای شرکت در افتتاحیه بازی‌های پاراالمپیک و نه حتی بازی‌های المپیک پکن و برای افتتاح سالن ایران در نمایشگاه اکسپو شانگهای، درسطح رئیس‌جمهور سفرهای بد و تحقیرآمیزی بود. دو سفر دیگر او به چین برای شرکت در اجلاس شانگهای بود. سفرهای به مسکو نیز برای شرکت در اجلاس سران شانگهای و کشورهای صادرکننده گاز بود.

حامیان احمدی نژاد در پایان دولتش کمیت سفرهای او را به‌عنوان یک پدیده مثبت تبلیغ کردند؛ اما با مرور جامع‌تر سفرها و نتایج سفرهای احمدی‌نژاد نیز به‌خوبی می‌توان ابعاد سیاست‌خارجی فاجعه‌بار احمدی‌نژاد را ترسیم کرد و دریافت که سیاست‌خارجی او چه خساراتی به کشور وارد کرده است.

خوشبختانه چنین رفتاری در دولت روحانی تعطیل شد و سفرهای مقامات عالی کشور به سفرهای ضروری در چارچوب منافع ملی ایران محدود شد و نه‌تنها دولت بلکه نهادهای دیگر نیز کم‌وبیش همین رویه را دنبال کردند. سفر آقای قالیباف به مسکو و حواشی آن، این نگرانی را ایجاد کرده که ممکن است دور تازه‌ای از سفرهای غیرضروری و سفرهای خلاف شئونات ملی مقامات عالی ایران به کشورهای خارجی در پیش باشد.

پی‌نوشت:

* نگاه کنید به مقاله: محسن امین‌زاده: مواضع ایران درباره خزر. سیر تحولات از دولت خاتمی تا دولت احمدی‌نژاد، روزنامه اعتماد، دهم دی‌ماه ۱۳۸۶.

 

منبع: هفته‌نامه صدا


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.