سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

دستور قرآن به رها کردن تعهد؟!

چکیده :پس از این بیانات، برخی گروههای سیاسی، چنین نتیجه گرفتند که: اعلام عدم تعهد نسبت به چنین قراردادی که از طرف مقابل نقض شده، شرعا لازم بوده است و دولت برخلاف "نص قرآن" عمل کرده است. این جماعت، علمای حوزه را مورد هجوم و ملامت قرار دادند که: "اگر آب شوید رواست ... حتما باید رهبری ورود می‌کرد که این دولت حتی خلاف متن صریح قرآن عمل...


محمد سروش محلاتی

وقتی در یک قرارداد، طرف مقابل از آن بیرون می‌رود و تعهدات خود را لغو می‌کند، ما چه وظیفه‌ای داریم؟ آیا قرآن به ما “امر” کرده که متقابلا از آن قرارداد بیرون بیاییم؟ مثلا آیا پس از خروج آمریکا از برجام، فرمان قرآن بر رهاکردن این تعهد بوده و دولت برخلاف آن عمل کرده است؟

در سخنان اخیر رهبری در دیدار با نمایندگان مجلس خبرگان، این موضوع مورد توجه قرار گرفته و خبرگزاریها اینگونه گزارش کردند:
“وقتی آمریکا از برجام خارج شد دستور قرآن این است که تو هم تعهد را رها کن، با این حال باز هم دولت محترم ما تعهدات را رها نکرد ” (خبرگزاری تسنیم، خبرگزاری رسا)

در سایت رهبری هم اینگونه نقل شده است: “فَانْبِذْ إِلَیْهِمْ عَلَى سَوَاءٍ، این هم قرآن است. می‌گوید تو هم رها کن. حالا در عین حال دولت محترم ما رها نکردند”

پس از این بیانات، برخی گروههای سیاسی، چنین نتیجه گرفتند که: اعلام عدم تعهد نسبت به چنین قراردادی که از طرف مقابل نقض شده، شرعا لازم بوده است و دولت برخلاف “نص قرآن” عمل کرده است. این جماعت، علمای حوزه را مورد هجوم و ملامت قرار دادند که: “اگر آب شوید رواست … حتما باید رهبری ورود می‌کرد که این دولت حتی خلاف متن صریح قرآن عمل کرده؟!”

با صرف نظر از ماجرای برجام و مسائل پیرامون آن، آیا بطور کلی قرآن در این باره “دستوری” دارد؟ این دستور در کجای قرآن است و به چه معناست؟

مقصود از آن “دستور قرآن” آیه ۵۸ سوره انفال است که به پیامبر می‌گوید: وقتی دشمنان به مکر و فریب روی آوردند و نشانه‌های خیانت‌شان آشکار شد، عهد و پیمانشان را بطرف آنها بینداز و اعلام کن که به آن متعهد و پایبند نیستی “وَ إِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِیَانَهً فَانْبِذْ إِلَیْهِمْ عَلَى سَوَاءٍ”

پس منظور از دستور، همان صیغه امر در آیه است: فَانْبِذْ إِلَیْهِمْ… ولی آیا این صیغه امر مثل موارد دیگر یک دستور و فرمان است و آیه می‌خواهد “تکلیفی” را در لزوم رها کردن تعهدات بیان کند؟

این صیغه امر هرچند در ظاهر و از نظر شکلی دستور است ولی از نظر مضمون و محتوا بمعنی دستور و فرمان نبوده و دلالت بر لزوم و تکلیف ندارد.

امر (فَانْبِذْ) در اینجا در مقام “دفع توهّم حظر” و برای زائل کردن این پندار است که نقض عهد حتی پس از خیانت طرف مقابل، ممنوع است. و در علم اصول ثابت شده که امر در چنین موقعیتی به معنی وجوب نیست و صرفا جواز و اباحه را می‌فهماند. پس معنی آیه آن است که با نقض عهد از سوی دشمنان، نقض تعهد از طرف مسلمانان “جایز” است، نه اینکه به آنها دستور داده شود که باید تعهد خود را کنار بگذارید! مشابه این ترکیب در قرآن زیاد است مثل امر به صید پس از پایان احرام، که صید را واجب نمی‌کند: «وَ إِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا»(مائده/۲) و مثل امر به کسب و تجارت پس از نماز جمعه: «فَإِذَا قُضِیَتِ الصَّلاَهُ فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ»(جمعه/۱۰) و مثل امر در آیه: «فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ»(بقره/۲۲۲) و در این موارد، امر و دستور بمعنی الزام و اجبار بر عمل نیست.
فقهای بزرگ نیز از آیه شریفه همین “جواز نقض” در موارد تخلف دشمن را استفاده کرده‌اند که امام مسلمین “حقِ” نقض دارد، نه “تکلیفِ” نقض: مثلا شیخ طوسی می‌گوید: «إذا خاف الإمام من المهادنین خیانه جاز له أن ینقض العهد لقوله تعالى «وَ إِمّٰا تَخٰافَنَّ مِنْ قَوْمٍ…»(المبسوط، ج۲، ص۵۸) شبیه همین فتوا با همین استناد در آثار علامه حلی هم دیده می‌شود.(تذکره، ج۹، ص۳۷۷) و به تعبیر صاحب جواهر اینگونه قراردادها تابع مصلحت است و امام مسلمین به اقتضای مصلحت عمل می‌کند یعنی پس از نقض عهد از طرف مقابل، عکس العمل مسلمانان مناسب با مصالح خودشان می‌باشد؛ آنان می‌توانند مقابله به مثل کنند و می‌توانند همچنان به تعهدات خود پای پند بمانند. پس نه برای لزوم ماندن در برجام به قرآن می‌توان استناد کرد و نه برای خروج از آن. این یک تصمیم سیاسی است که در منطقه الفراغ قرار دارد و برعهده حاکمان است که مطابق مصالح کشور و بر طبق نظر کارشناسان متعهد اقدام کنند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.