سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » حاکمیتی که مقامی در آن داشته باشم ولی نتوانم کاری برای احقاق حق مردم انجام دهم فقط ...

حاکمیتی که مقامی در آن داشته باشم ولی نتوانم کاری برای احقاق حق مردم انجام دهم فقط یک مسئولیت بیهوده است/ چرا چند ماه دیگر صبر نکردید تا رهبر شوید؟

چکیده :خدا در قرآن کریم در سوره "عصر" می‎فرماید: (والعصر، ان الانسان لفی خسر، الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات، و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر) ، قسم به عصر و زمانه، همانا انسان در زیانکاری است مگر کسانی که ایمان بیاورند و اعمال صالح انجام بدهند.آیا پس از ایمان وظیفه تمام شد؟ نه...


بخشی از مصاحبه آیت الله منتظری با خبرنگار روزنامه (مانیچی) ژاپن؛ ۱ اسفند ۸۵

معنای این پیشنهاد شما این است که اگر انسان مطالب خلاف حقی را مشاهده کرد و دید به عده ای در جامعه ظلم می‎شود با خیال راحت بگوید:
خوب ! به جهنم که ظلم به مردم می‎شود.
الان مصلحت نیست اعتراض کنم و بگذارد حق زیر پا گذاشته شود.
برای اینکه می‎خواهد در آینده نزدیک مقام پیدا کند !
چنین چیزی خلاف شرع، انسانیت و منطق است، ما نباید حقیقت را فدای مصلحت کنیم.
خدا در قرآن کریم در سوره “عصر” می‎فرماید: (والعصر، ان الانسان لفی خسر، الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات، و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر) ، قسم به عصر و زمانه، همانا انسان در زیانکاری است مگر کسانی که ایمان بیاورند و اعمال صالح انجام بدهند.
آیا پس از ایمان وظیفه تمام شد؟ نه !
باید به یکدیگر نسبت به حق سفارش کنند و حق را متذکر شوند؛ البته حق را که می‎گوییم ممکن است پست و مقام ما را بگیرند، به زندان انداخته و مشکلات ایجاد کنند.
لذا می‎فرماید: یکدیگر را سفارش به صبر کنید که اگر هزینه ای داشت باید تحمل کرد.
پس ما باید در هر حال حق را بگوییم.
وانگهی این مقام های دنیوی بی ارزش اند، امیرالمؤمنین (ع) وقتی که به طرف کوفه می‎آمدند در ذی قار – نزدیک عماره عراق – نشسته بودند کفش خود را وصله می‎کردند، ابن عباس به حضرت (ع) عرض کرد:
“در این موقعیت نشسته اید کفش وصله می‎کنید، شما فرمانده کل قوا و امیر و حاکم هستید”. حضرت (ع) فرمودند: “این کفش من چقدر ارزش دارد؟”. ابن عباس عرض کرد: “کسره درهم” به اندازه یک درهم شکسته ! سپس حضرت (ع) می‎فرماید: “والله لهی احب الی من امرتکم الا ان اقیم حقا او ادفع باطلا”، به خدا قسم این کفش پاره محبوبتر است نزد من از حکومت بر شما، مگر اینکه بتوانم حقی را بپا دارم یا باطلی را دفع کنم.
بنابراین اگر جوّ به گونه ای باشد که من نتوانم حقی را اقامه کنم یا باطلی را برطرف کنم این حکومت جز مسئولیت چیز دیگری نیست و از کفش پاره هم کمتر است چون کفش رفع حاجت انسان را می‎کند اما حاکمیتی که مقامی در آن داشته باشم ولی نتوانم کاری برای احقاق حق مردم انجام دهم فقط یک مسئولیت بیهوده است.

کتاب دیدگاه‌ها جلد سوم صفحه ۱۵۴

منبع: کانال فقیه دور اندیش


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.