سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نمی‌توانم بفهمم دیگر چه کس حیوان است و چه کس انسان...

نمی‌توانم بفهمم دیگر چه کس حیوان است و چه کس انسان

چکیده :آخماتووا ساعات بسیاری از زندگی خود را در صف های طولانی مقابل زندان های شوروی گذراند تا بلکه بسته ای حاوی لباس و غذا به دست پسر زندانی اش برساند یا حداقل خبری از او...


بیژن اشتری

آنا آخماتووا، شاعر بزرگ روس، هرگز زندانی نشد اما حکومت استالین برای هجده سال تنها فرزندش را در زندان نگهداشت.

در واقع پسر زندانی آخماتووا همچون گروگانی بود در دست حکومت برای اعمال کنترل بر این شاعر آزاده.

آخماتووا ساعات بسیاری از زندگی خود را در صف های طولانی مقابل زندان های شوروی گذراند تا بلکه بسته ای حاوی لباس و غذا به دست پسر زندانی اش برساند یا حداقل خبری از او بگیرد.

در خاطرات آخماتووا می خوانیم که چگونه یکی از روزهای سرد و تاریک لنینگراد از بین زنانی که جلوی زندان کرستی صف کشیده بودند تا از عزیزان خود خبری به دست آورند زنی به او نزدیک شد و در گوشش زمزمه کرد:
“آیا می توانی این صحنه را به شعر در آوری ؟” آنا سری به علامت آری تکان داد و در روزهای بعد یکی از درخشان ترین شعرهایش را نوشت

هفده ماه تمام تمنا کردم
که به خانه برگردی
به پای حاکمان افتادم
آه پسرم،ای وحشت من
و در این آشوب وحشتناک
نمی توانم بفهمم دیگر
چه کس حیوان است و چه کس انسان
که تا روز اعدام چقدر مانده است………


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.