سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

آیا موسوی «برانداز» است؟

چکیده :حالا ۱۰ سال از آن روزها گذشته و تک تک آن پیش‌بینی‌ها درباره سرانجامِ «غضب ملی» محقق شده است. موضع رادیکال موسوی در بیانیه آبان ۹۸ غیرمنتظره نبود، بلکه امتداد بیانیه بهمن ۸۹ بود و امضایی بود بر تحقق تک تک آن هشدارها. به ویژه وقتی حکومتِ فراعنه را با انگشتِ مشخص نشان داد: «ماموران و تیراندازان آبان ۹۸ نمایندگان یک حکومت دینی» بودند و «فرمانده کل قوا»ی آنها «ولی فقیه با اختیارات...


محمدجواد اکبرین

ده سال پیش در چنین روزهایی برای نخستین بار میرحسین موسوی حاکمان جمهوری اسلامی را به «فراعنه مصر» تشبیه کرد و از «اسقاط نظام» یعنی براندازی حکومت سخن گفت.

درست در روزهایی که شعارهای انقلاب مصر شورش علیه فرعون بود موسوی در پیامش نوشت: «روز غضب، نتیجه ناکارآمدی و فساد در بالاترین سطح حکومت و حیف و میل کردن بیت المال و هم چنین بستن دهن‌ها و شکستن قلم‌ها و اعدام‌ها و اعدام‌ها و اعدام‌ها و برپا کردن چوبه‌های دار برای ایجاد خوف در میان مردم است و نمی‌گویند اگرحکومت به حاکمیت مردم بر سرنوشت خود احترام می‌گذاشت و در انتخاباتِ چندماه پیش مصر، آرای مردم را نمی‌دزدید، کار به شعار “اسقاط نظام” از سوی شعب عزیز مصر نمی‌رسید. شاید هم متوجه نیستند که ادامه‌ی سیاست غلبه به وسیله‌ی ایجاد خوف، نهایتاً در نقطه‌ای به ضد خود تبدیل و آنگاه آمدن “روز خشم” و روزهای غضب ملی اجتناب ناپذیر می‌شود. فراعنه معمولا زمانی صدای ملت را می‌شنوند که بسیار دیر شده است».

حالا ۱۰ سال از آن روزها گذشته و تک تک آن پیش‌بینی‌ها درباره سرانجامِ «غضب ملی» محقق شده است. موضع رادیکال موسوی در بیانیه آبان ۹۸ غیرمنتظره نبود، بلکه امتداد بیانیه بهمن ۸۹ بود و امضایی بود بر تحقق تک تک آن هشدارها. به ویژه وقتی حکومتِ فراعنه را با انگشتِ مشخص نشان داد: «ماموران و تیراندازان آبان ۹۸ نمایندگان یک حکومت دینی» بودند و «فرمانده کل قوا»ی آنها «ولی فقیه با اختیارات مطلقه».

«اسقاط نظام» یا همان براندازی، در گفتمان موسوی دو ویژگی مشخص دارد؛

۱) تکیه بر نیروی ملی مستقل از شرق و غرب و عرب و عجم

۲) مقاومت مدنی در راه تغییر ساختاری و تحولات دموکراتیک، با خط قرمز جنگ و خشونت.

به این معنا موسوی برانداز است هرچند پاره‌ای از دوستان مشفق، این تعبیر را که به تازگی در بی‌بی‌سی فارسی گفته‌ام برنتابند.

وقتی تمام راههای اصلاح و تغییر مسدود می‌شود و انتخاب ممکن نباشد هر حرکتی براندازی به شمار می‌آید. ایران امروز یک انسداد تمام‌عیار را تجربه می‌کند و برانداختنِ این بنا و این فساد سیستماتیک یا همان «اسقاط نظام»، نام مستعار هر گونه مخالفت مؤثر است.
به عبارت دیگر، «براندازی» تعبیر محترمی است و تاریخ مهمی در جهان دارد و حتی اینکه پاره‌ای از هواداران جنگ و خشونت و دخالت خارجی به آن آویخته باشند و آن را با فروختن عزت و هتک منافع ملی بیالایند از احترام و اعتبار این تعبیر نمی‌کاهد.
چنانکه اصلاح‌طلبی هم تعبیر محترمی است و تاریخ عمیقی در جهان دارد، هرچند پاره‌ای از همدستان ولایت مطلقه، آبروی «رفرمیسم» را برده و آن را به تسلیم و حقارت ترجمه کنند.

وقتی [به روایت یکی از حاضران و شاهدان در جلسه] جناب آقای خاتمی، برای مشارکت در «انتخابات ۱۴۰۰» درخواست می‌کند که کسی یا کسانی به نمایندگی از مهندس موسوی در شورایی حضور پیدا کنند که نامزد معرفی کند و مردم را به انتخابات دعوت کند و در نهایت ناکام می‌ماند، روشن‌ترین معنایش آن است که دیگر انتخاباتی وجود ندارد که کسی در آن شرکت کند؛ نه آنکه انتخاباتی هست و فلانی شرکت نمی‌کند و تمام نگرانی برخی از محافظه‌کارانِ موسوم به اصلاح‌طلب، این است که دیگر نمی‌توان حصر را خرج نانِ این نمایشنامه کرد.

زیاده عرضی نیست جز آنکه: خدا را دادِ من بستان از او ای شحنه‌ی مجلس
که می با دیگری خورده‌ست و با من سر گران دارد!


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.