سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

بیت رهبری و ضرورت سخنگو

چکیده :همانگونه که وقتی رئیس جمهور تصمیمی میگیرد مورد سوال واقع شده و سخنگوی دولت و وزیر.و… به رفع شبهه میپردازند . اگر در سالیان اول انقلاب کسی به خود اجازه پرسش از رهبر را نمی‌داد این امر ناشی از هزاران سال فرهنگ خدا شاهی بود و الّا سیره پیامبر (ص) و علی (ع) تواضع و خاکساری و پاسخگویی بوده...


شهاب‌الدین حائری شیرازی

این یک واقعیت شیرین و قابل ستایش است که رهبری وقتی دستور مهمی که با جان مردم مرتبط است، می‌دهند با سوال وپرسش طیف وسیعی از جامعه مواجه می‌شوند. این امر نشانگر پویا بودن و رشد و بلوغ جامعه است.
اگر چه ممکن است برای حُکام تلخ باشد اما داروی تلخی است که دوای جامعه ایران در آن نهفته است.

بدیهی است که نه خود رهبری مدعی عصمت وارتباط با عالم غیب اند و نه اکثریت قریب به اتفاق جامعه چنین جایگاهی برای رهبری قائل اند.

نتیجه منطقی چنین مقدمه ای آن است که که در امری مثل جان مردم، وقتی تصمیمی از سوی رهبری، گرفته می‌شود نیاز به اقناع مردم باشد.

همانگونه که وقتی رئیس جمهور تصمیمی میگیرد مورد سوال واقع شده و سخنگوی دولت و وزیر.و… به رفع شبهه میپردازند .
اگر در سالیان اول انقلاب کسی به خود اجازه پرسش از رهبر را نمی‌داد این امر ناشی از هزاران سال فرهنگ خدا شاهی بود و الّا سیره پیامبر (ص) و علی (ع) تواضع و خاکساری و پاسخگویی بوده است.

امیرمومنان(ع) علی رغم واجد بودن مقام عصمت، مردم را به خیرخواهی و نصیحت و نقد و نظر در کار خویش و دیگر حُکام دعوت مینمایند. (۱)

پرسشگری از حکام و دوری از عصمت و قداست تراشی برای ایشان، نتیجه روشنگری خردورزان جامعه است، که در هیاهوی متملقین خود را نباختند و مردم را آگاه ساختند.

اگر همین فضای پرسشگری در آبان ۵۸ بود نه سفارتی تسخیر میشد و نه انقلاب دوم نام میگرفت ونه عوارض آن، چهل سال دامنگیر مملکت میشد.

این فضای پرسشگری بایست با پاسخ های اقناع کننده از جانب حاکمان آرام شود والا به زوال اقتدار حاکمیت خواهد انجامید.

لذا ضروری‌ست از طرفی در سخنرانی ها، این پیش فرض که ناچار از اقناع مردم هستیم در نظر گرفته شود، همچنین سخنگوی عاقلی که ادراک مناسبی از فضای جامعه دارد در بیت رهبری منصوب گردد تا علل تصمیمهای رهبری را برای مردم روشن و به پرسشهای جامعه در این خصوص پاسخ گوید.

بدیهی است این امر به بهبود عملکرد تصمیم سازان نهاد رهبری و افزایش مقبولیت رهبری خواهد انجامید .

۱) یکى از واجبات الهى، یکدیگر را به اندازه توان نصیحت کردن، و بر پا داشتن حق، و یارى دادن به یکدیگر است. هیچ کس هر چند قدر او در حق بزرگ، و ارزش او در دین بیشتر باشد، بى نیاز نیست که او را در انجام حق یارى رسانند، و هیچ کس گرچه مردم او را خوار شمارند، و در دیده‏ ها بى ‏ارزش باشد، کوچک‏تر از آن نیست که کسى را در انجام حق یارى کند، یا دیگرى به یارى او برخیزد…
پس، از گفتن حق، یا مشورت در عدالت خوددارى نکنید، زیرا خود را برتر از آن که اشتباه کنم  و از آن ایمن باشم نمى‏ دانم، مگر آن که خداوند مرا حفظ فرماید…
(خطبه۲۱۶ نهج البلاغه در حقوق متقابل مردم وحکام)
وَ اِنْ ظَنَّتِ الرَّعِیَّهُ بِکَ حَیْفاً فَاَصْحِرْ لَهُمْ بِعُذْرِکَ، وَ اعْدِلْ عَنْکَ ظُنُونَهُمْ بِاِصْحارِکَ.
هرگاه رعیت گمان ستمى بر تو ببرد آشکارا عذرت را به آنان ارائه کن، و به اظهار عذر، گمانهاى آنان را از خود بگردان.(نهج البلاغه: نامه ۵۳)


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.