سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

عذرخواهی و بیش از عذرخواهی

چکیده :خیلی‌ها برای خیلی از کرامت‌گویی‌ها باید پوزش بخواهند. امیدوارم جناب ایشان و همه‌ی کسانی که سخن گفتن از دین را روز به روز، بیش‌تر به زُلف سخنان غلو آمیز گره می‌زنند، افزون بر عذرخواهی، تصمیم بگیرند که از این پس به‌جای قدسی‌سازی این و آن و سخنانی که به کمک عقل و نقل، امکانِ اعتبارسنجی ندارند، قدری بیش‌تر سَخته بگویند و سنجیده خطابه...


مهراب صادق‌نیا

به هر حال، جناب حجت‌الاسلام و المسلمین شیخ کاظم صدیقی بابت سخنانی که در بابت کرامت‌های آیت‌الله مصباح یزدی(ره) گفته بود، عذر خواست. گُلی به جمال‌شان. این عذرخواهی به هر دلیل که باشد، یک رفتار پسندیده است و شایسته‌ی ستایش و پذیرش. امّا این حکایت را هم بشنوید:

دوست معتبر‌القولی از آقایان سید محمد و سید جواد شبیری زنجانی، آقا‌زاده‌های آیهالله شبیری زنجانی_خدا نگه‌دارشان باد_ نقل می‌کردد که ” یک سال در رَمی جمرات پیر زنی ایرانی را دیدیم که از جمعیت وحشت کرده بود و نمی‌توانست رَمی کند. ما دو برادر کمکش کردیم تا رَمی خود را انجام داد و بر شیطان سنگ زد. شب آن روز، در بعثه جلسه‌ای برگزار بود و آقای صدیقی سخنران آن مجلس بودند. ما هم در آن جلسه حاضر بودیم. به ناگاه درکمال تعجب، خطیب محترم گفتند که امروز امام زمان(عج) و یکی از یارانش در لباس دو سید جوان به یک پیر زن ایرانی در رمی جمرات کمک کردند. … ما دو برادر نگاهی به هم کردیم با بانگ برآوردیم که آقا، آن دو سید ما بودیم و …”

این خاطره را گفتم که بگویم، خیلی‌ها برای خیلی از کرامت‌گویی‌ها باید پوزش بخواهند. امیدوارم جناب ایشان و همه‌ی کسانی که سخن گفتن از دین را روز به روز، بیش‌تر به زُلف سخنان غلو آمیز گره می‌زنند، افزون بر عذرخواهی، تصمیم بگیرند که از این پس به‌جای قدسی‌سازی این و آن و سخنانی که به کمک عقل و نقل، امکانِ اعتبارسنجی ندارند، قدری بیش‌تر سَخته بگویند و سنجیده خطابه بخوانند. شوربختانه این ادبیّات رفته رفته به زبانِ مسلط جامعه‌ی ما تبدیل شده است. این سال‌ها برای هر کس که بتوانند از این کرامت‌ها می‌سازند می‌بافند؛ فرقی هم نمی‌کند یک سیاست‌مدار باشد یا یک عالِم مذهبی و یا یک شخصیّت نظامی و هنری. گویی سخن‌گویان، ما را ملّتی یافته‌اند که تنها زبان اسطوره می‌فهمیم. آن‌ها فرض گرفته‌اند ما آدم‌های معمولی و از جنسِ خودمان را دوست نداریم؛ به همین دلیل، وقتی می‌خواهند کسی را برای ما عزیز کنند، دست به دامانِ ادبیات اسطوره می‌شوند و او را از ما جدا می‌کنند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.