سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

قدرت مطلقه علیه تمامیت ارضی

چکیده :بحرین با سیاست استعماری انگلستان بدون حتی برگزاری یک رفراندوم در استاندارهای لازم جدا شد. همه این جداسازی بر میگردد به تشخیص عالیجناب که با حاکمیت تک صدایی بر جامعه کشور را از حق تاریخی اش محروم میکند و بعد برای کسب یک حق دیگر تاریخی حماسه سازی...


مجتبی نجفی

مستند” استان چهاردهم” را در شبکه مستند دیدم که بخش نخست ارایه مستند است و بخش دوم نقد مستند توسط آقایان مجید تفرشی و شاهین زینعلی است. مستندی خوب برای کسانی که علاقه مند به بازخوانی تاریخند: اینکه چگونه بخشی از خاک ایران مفت و مجانی جدا شد.

مستند در نظرم خواسته یا ناخواسته این مشکل وحشتناک قدرت مطلقه را به تصویر میکشد: اعلیحضرت تصمیم گرفتند بحرین جدا شود چون آنرا در ردیف منافع ملی تعریف کردند. همچنانکه قدرت مطلقه چهل سال است اجازه عادی سازی رابطه با آمریکا را نمیدهند تا ما زیر ضرب سنگین تحریم، شبح دایمی جنگ و کندی قطار توسعه قرار بگیریم.

شاهنشاه در جدایی بحرین تمام صداها را خفه کرد. البته بخشی از اپوزیسیون هم بدش نمی آمد جدایی خاک وطن در کارنامه شاه خصمشان ثبت شود. حیرت آور است که چگونه دستگاه مخ شویی ” من و تو” یی، جدایی خاک وطن را عادی و در ازای حق مالکیت ایران بر جزایر سه گانه تفسیر میکند، این در حالی است که به خاطر تحقق یک حق تاریخی نمی توان چشم بر یک حق دیگر پوشاند.

بحرین با سیاست استعماری انگلستان بدون حتی برگزاری یک رفراندوم در استاندارهای لازم جدا شد. همه این جداسازی بر میگردد به تشخیص عالیجناب که با حاکمیت تک صدایی بر جامعه کشور را از حق تاریخی اش محروم میکند و بعد برای کسب یک حق دیگر تاریخی حماسه سازی میکند. حیرت آور است دستگاه مخ شویی حاکمیت وقت، سکوت یا تایید اپوزیسیون و عدم تحرک جامعه در برابر یک رخداد بزرگ تاریخی. حالا با تصویرسازی های یکطرفه میخواهند این جداسازی را به این بهانه که ایران حاکمیتی بر بحرین نداشته و تنها یک ادعای تاریخی است ماستمالی کنند.

اکنون بحرین کشوری مستقل است با تبعیض اقلیت بر اکثریت بر عکس امروز ما که سلطه اقلیت‌ بر اکثریت است. اما داستان بحرین را باید درس کرد تا بدانیم چگونه ” من تشخیص میدهم” ِحاکم مطلقه ، سرکوب رسانه های آزاد، فقدان بحث های عمومی در بستری امن میتوانند به نتایج فاجعه باری منجر شوند. این درد تاریخی است:نبود حاکمیت ملی، تداوم قدرت مطلقه، تفسیر قانون به اراده حاکم و تشخیص های اشتباه اپوزیسیون میشود جداسازی مجانی سرزمینی و منت گذاشتن به خاطر احقاق یک حق تاریخی.

از لابلای مستند استان چهاردهم به همان درد مزمن تاریخی پی بردم که وقتی اراده ملی حاکم نباشد منافع عالی ایران میشود منویات و فرمایشات نخستین شخص قدرتمند کشور. دعوای اصلی دعوای ولایت مطلقه و سلطنت مطلقه نیست، مساله نبود آزادی و حاکمیت ملی است. مساله این است استبداد،شهروند کنشگر ووپرسشگر را خُرد میکند، ذلیل میکند تا قدرتش را در دستان اسکندر بیرونی یا حاکم مستبد ببیند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.