سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

در یادآوری وظیفه فراموش شده

چکیده :اینکه تلاش برای دفع داعش منتی بر سر این باشد که کسی احدی از ابنای مملکت را به کنیزی نبرده است دست‌کم در لسان آنها که برای دفع داعش می‌کوشیده‌اند هم دیده نشده است، حال مشخص نیست چرا امثال آقای شجاعی که‌ مقام ناظر بر رفتار نمایندگان(!) هستند به محض آنکه اظهار نظری این چنینی - ولو قابل نقد- ابراز می‌شود بلافاصله سراغ کلیشه‌های جنسیتی می‌روند و به جای تحلیل یا نقد آن از کنیزی و بهره‌برداری جنسی سخن...


سهند ایرانمهر

خانم فائزه هاشمی اخیرا اظهاراتی داشته است که دالّ مرکزی‌اش این است که “اگر زمامداری ترامپ و فشارهایش ادامه داشت برای مردم ایران خوب بود و در رفتارهای حاکمیت تغییر ایجاد می‌کرد”. این سخن قابل نقد است چه با بررسی آنچه در پایان ریاست جمهوری چهارساله او اتفاق افتاد و چه با در نظر داشتن روحیات و شیوه رفتار ترامپ کمااینکه برخی با وجود آنکه حتی مخالف حاکمیت هستند، این سخن را نقد کرده‌اند و البته که برخی دیگر نیز خواه ناخواه با او هم عقیده‌اند.

در این میان نحوه پاسخگویی جناب حجت الاسلام حسن شجاعی ، ‌‌‌‌‏نماینده مجلس شورای اسلامی و نائب رئیس هیات نظارت بر رفتار نمایندگان قابل تامل است.

نخست از این جهت که وی یک روحانی است و بخشی از عمر و دوران تحصیلش صرف غور در احکام فقهی” کنیز”و ” ما ملکت ایمانهم”بوده است کما اینکه در منظومه فکری و اخلاقی یک روحانی -برخلاف نگاه عرفی-«کنیز» بار منفی اخلاقی و طبقاتی ندارد حال مشخص نیست چرا یکباره التزام داعش به اجرای احکام مربوط به باب فقهی«کنیز» از دید ایشان بار منفی یافته است و بالله که غیرمومنان و سکولارها و ملحدین و بی‌دینان و کل من علیه ما علیه(!) را نه نسبتی با کنیز است و نه دخلی با آن، و معلوم نیست، مفهومی که از آن منظومه فکری خارج می‌شود چگونه بار منت خودش را بر کسانی خارج از آن دایره می گذارد، والله اعلم بالصواب؟

نکته دوم شیوه استدلال است. اینکه تلاش برای دفع داعش منتی بر سر این باشد که کسی احدی از ابنای مملکت را به کنیزی نبرده است دست‌کم در لسان آنها که برای دفع داعش می‌کوشیده‌اند هم دیده نشده است، حال مشخص نیست چرا امثال آقای شجاعی که‌ مقام ناظر بر رفتار نمایندگان(!) هستند به محض آنکه اظهار نظری این چنینی – ولو قابل نقد- ابراز می‌شود بلافاصله سراغ کلیشه‌های جنسیتی می‌روند و به جای تحلیل یا نقد آن از کنیزی و بهره‌برداری جنسی سخن می‌گویند؟

نکته سوم اینکه هرچند این روزها یادآوری برخی نکات بدیهی با اعتراض مردم روبه‌رو می‌شود که «ای آقا دلتان خوش است که هنوز به شکل منطقی سعی در توضیح بدیهیات برای آقایان دارید» اما وظیفه تاریخی همه ما این است که در چنین مواردی به یک نماینده مجلس تذکر بدهیم تا فراموش نکند مکانی که اکنون در آن مشغول است، اگرچه این روزها- به قول بیهقی- از “لونی دیگر” -و به قول حافظ-“خلاف آمد عادت” آمده است اما تبار تاریخی‌اش به مفهوم دموکراسی می‌رسد. به این معنا که جایی است برای دفاع از تنوع و گوناگونی ذائقه جامعه ، خواه این ذائقه با رویکرد و نگاه سیاسی قدرت حاکم منطبق باشد و خواه نباشد.

مجلس آمده است که تضمین حقوق، نگاه دیگر هم باشد والا قدرت و گفتمان غالب بر حاکمیت که نیازی به نماینده و مدافع ندارد. یک شهروند می تواند نگاه خودش را – با همه نقاط ضعف و قوتش-داشته باشد و اصولا کارکرد اولیه انتخابات و مجلس همین بود که قدرت مانند «امارت اسلامی داعش» قائم به ذات و مستظهر به غیب و مدیریت جامعه و اقناع مخالف با تهدید به کنیزی رفتن نباشد. پس اظهار نظر ، حق شهروند است و در عین حال می‌توان آن را نقد کرد و قدرت که به گاه انتخابات، حتا مخالفین را به رای دادن تشویق می‌کند، بنا به طریق اولی، وظیفه تامین امنیت بی‌منت همه شهروندانش را هم دارد ، چه آنکه با او همسوست چه آنکه غیرهمسو بنابراین به هزارو یک دلیل، منطقی نیست که از موضع نماینده مردم، «کنیز»ی را که تازه جزو موضوعات فقهی و از دغدغه های دوران بحث و مدرسه طلاب است را به عنوان نماینده به رخ زنانی کشید که سخنی متفاوت بر زبان می‌آورند.

سخن آخر اینکه صرف نظر از نماینده بودن، حجت اسلام بودن با حجت و دلیل همسویی دارد«دلایل قوی باید و معنوی»نه به قول سعدی «رگهای گردن به حجت قوی!» بنابراین حتی طبق همان موازین فقهی و اخلاقی ملزوماتی دارد ونمی‌توان بی‌پروا و با چنین روشهایی به اظهارات دیگران پاسخ تحقیرآمیز داد و منت گذاشت که زنانتان به کنیزی نرفته اند و سرهایتان از صدقه سر ما، بر گردن سوار است و بعد فی ‌المثل از تثبیت نگاه‌هایی چون نگاه #ایرج_میرزا و امثالهم در تبیین شیوه برخورد دگنک وار برخی آقایان با سخن مخالف، گلایه داشت و همچنان حَنَک را با هَتَک متوجه مخالف کرد:

حجه الاسلام کتک میزند
بر سر و مغزت دَگَنک میزند
گر نرسد بر دَگَنک دستِ او
دست به نعلین و چُسَک(دمپایی) می زند
این دو سه گر هیچ کدامش نشد
با حَنَک و تحتِ حَنَک* میزند
تا نشوی پاره خبردار باش
گاه حَنَک را به هَتَک میزند!

*یک پیچ از دستار روحانیون که از زیر چانه گذرانیده به سر پیچند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.