سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » شرط‌های رهبر برای مذاکره با امریکا؛ در همان یکی دو جلسه‌ی اول امتیاز بگیرید...

شرط‌های رهبر برای مذاکره با امریکا؛ در همان یکی دو جلسه‌ی اول امتیاز بگیرید

چکیده :مذاکره برای اتمام حجت با مردم چه معنایی می‌دهد؟ در صورت موفقیت مذاکرات، تکلیف اتمام حجت چگونه می‌شود؟ موفقیت مذاکرات نقض غرض نمی‌شود؟ این‌که «مذاکره برای مذاکره نباشد»، ملاحظه‌ای بسیار درست است، اما آیا می‌توان در یکی دو جلسه به نتیجه‌ای دقیق درباره‌ی سرنوشت مذاکرات رسید و امتیازهایی بسیار مهم...


جعفر شیرعلی‌نیا

سال ۹۰، با پی‌گیری دولتمردان امریکایی و وساطت سلطان عمان، مسیری برای مذاکره گشوده شد.

این جمله‌ها روایت صالحی، وزیر خارجه‌ی احمدی‌نژاد، از گفتگو با رهبر است:

«اجازه بفرمایید راه مسیر دوم، یعنی گفت‌وگوی مستقیم با امریکایی‌ها، را باز کنیم»
«حضرت آقا فرمودند: این مذاکرات چه سودی خواهد داشت؟ ولی می‌تواند مضرات زیادی داشته باشد؛ مثلا در افکار عمومی بگویند که ایرانی‌ها نشستند و با امریکایی‌ها مذاکره کردند.»
«فرمودند: امریکایی‌ها بارها بدعهدی‌شان را به ما در مذاکراتی که قبلا داشته‌ایم، نشان داده‌اند.»
«عرض کردم: حضرت آقا! اجازه بدهید برای اتمام حجت هم که شده، این کار را امتحان کنیم… اتمام حجتی برای مردم می‌شود و به مردم خواهیم گفت که جمهوری اسلامی ایران تمام راه‌های ممکن را برای حل و فصل این ماجرا دنبال کرد.»
«ایشان فرمودند: اگر برای اتمام حجت است، اشکال ندارد و من مخالفت نمی‌کنم، اما شرط دارد…:
۱٫ مذاکره در سطح وزیر خارجه انجام نگیرد… پایین‌تر از وزیر باشد…
۲٫ مذاکره برای مذاکره نباشد… اگر دیدید در یکی دو جلسه به جایی نمی‌رسید، فورا مذاکرات را قطع کنید، یا در جلسه‌ی اول و دوم یک امتیازی، مثل حق غنی‌سازی، را بگیرید.
۳٫ مذاکره فقط در ارتباط با موضوع هسته‌ای باشد و راجع به روابط سیاسی و مسایل دیگر مذاکره نکنید.
۴٫ رییس‌جمهور هماهنگ‌کننده‌ی این دو مسیر باشد: مسیر اول ۱+۵ و نیز مسیر دوم که همان مذاکره‌ی محرمانه با امریکا است.»
(گذری در تاریخ، ص ۴۶۷ تا ۴۷۹)

چند پرسش:

یک. مذاکره برای اتمام حجت با مردم چه معنایی می‌دهد؟ در صورت موفقیت مذاکرات، تکلیف اتمام حجت چگونه می‌شود؟ موفقیت مذاکرات نقض غرض نمی‌شود؟

دو. این‌که «مذاکره برای مذاکره نباشد»، ملاحظه‌ای بسیار درست است، اما آیا می‌توان در یکی دو جلسه به نتیجه‌ای دقیق درباره‌ی سرنوشت مذاکرات رسید و امتیازهایی بسیار مهم گرفت؟

سه. مذاکرات در رده‌های پایین‌تر از وزیر خارجه، با توجه به محدودیت‌ها و ملاحظات سیاسی و نیاز هماهنگی آن‌ها با وزیر و بعد هماهنگی وزیر با رییس‌جمهور و رهبری، کار را بسیار سخت می‌کند. آیا می‌توان از مذاکراتی در این سطح انتظار داشت که در یکی دو جلسه به نتیجه برسد، یا امتیازهایی مهم رد و بدل شود؟ ظریف، سال‌ها پیش، در زمان جنگ، که در رده‌هایی پایین‌تر از وزیر خارجه بود، تجربه‌ای از این دست مذاکرات دارد. پس از تصویب قطعنامه‌ی ۵۹۸ در تیر ۶۶، ایران تلاش می‌کرد با تغییراتی در بندهای قطعنامه، به قطعنامه‌ی جدیدی برسد که مبنای پایان جنگ باشد و یا این‌که در روند اجرایی قطعنامه، خواسته‌هایش را به ‌دست آورد. ظریف می‌گوید در یکی از جلسات مهم با نماینده‌ی ژاپن، دو ساعت بر سر خواسته‌های ایران چانه زده، اما در پایان، دیپلمات ژاپنی گفت: «اگر من به شما تضمین بدهم که من تمام درخواست‌های شما را عمل می‌کنم، شما حاضری قطعنامه را بپذیری؟» ظریف می‌گوید: «با سردرد عجیبی از آن‌جا بیرون آمدم، چون نمی‌توانستم بگویم می‌پذیرم؛ اجازه نداشتیم. تقریبا یک ساعت از این دو ساعت را معلق زده بودم که بگویم مثلا همکاری می‌کنیم… ولی او می‌گفت به من بگو آره یا نه… و من هم اجازه نداشتم این را بگویم.» (دیپلماسی ایران و قطعنامه‌ی ۵۹۸، ص ۲۰۱)

چهار. صالحی نوشته است پس از آن‌که رهبری مسئولیت مذاکرات را به رییس‌جمهور سپرد، او بلافاصله نزد احمدی‌نژاد رفت؛ «فکر کردم ایشان هم خیلی خوشحال می‌شوند، اما بر خلاف انتظار، ایشان از این موضوع استقبال نکردند و گفت: آقای صالحی! این کار خطرناک است و شما ممکن است زمین بخورید.» جدا از این‌که دلیل احمدی‌نژاد برای استقبال نکردن از موضوع چه بوده، می‌توان به این موضوع اندیشید که وقتی مذاکراتی در ایام پایانی یک دولت انجام می‌شود، در واقع ثمره‌ی این مذاکرات در دولت بعدی رخ می‌نماید؛ آیا این مسئله در تمایل روسای دولت برای به نتیجه رسیدن مذاکره تاثیرگذار است؟

پنج. صالحی نوشته است، حتی پس از اجازه‌ی رهبری، چند ماه طول کشید تا ایران آماده‌ی مذاکرات مستقیم شود؛ تا جایی که «امریکایی‌ها فکر کردند ما آن‌ها را سر کار گذاشته‌ایم» و توضیح داده که چگونه برای مخفیانه ماندن مذاکرات ایرانی‌ها و امریکایی‌ها، با پروازهای پیچ در پیچ، از مسیر کشورهای مختلف، خودشان را پای میز مذاکره در عمان می‌رساندند. زمانی که ایران آماده‌ی جلسه‌ی سوم مذاکرات می‌شد، «از دفتر حضرت آقا تماس گرفتند و گفتند فعلا برای جلسه‌ی بعدی عجله نکنید و بگذارید دولت بعدی این کار را پیش ببرد.»
آیا می‌توان به مذاکراتی، حتی بالاتر از سطح وزارت خارجه، با حضور نماینده‌ای با اختیارات کافی از سوی رهبری، اندیشید؟ شاید در این صورت، چالش تعویض دولت‌ها تاثیر کمتری بر این روند بگذارد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.