شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» معلوم شد در منطق آقایان ولایت فقیه یعنی غارت اموال و شکستن و پاره کردن کتاب‌ها و حتی قرآن کریم، ولایت فقیه یعنی تصرف غاصبانه در خانه و ملک دیگران

دوشنبه, ۳ آذر, ۱۳۹۹

چکیده : معلوم شد در منطق آقایان ولایت فقیه یعنی غارت اموال و شکستن و پاره کردن کتاب‌ها و حتی قرآن کریم، ولایت فقیه یعنی تصرف غاصبانه در خانه و ملک دیگران، ولایت فقیه یعنی اهانت به حوزه‌های علمیه و علما و فقه و علم و بی احترامی به همه مقدسات. خوب شد نمردیم و ثمره ولایت فقیه آقایان را برای چندمین بار لمس کردیم.


پیام آیت الله منتظری پس از حمله سال ۱۳۷۶ به حسینیه و منزل ایشان و آغاز حصر

« بسم اللّه قاصم الجبّارین
انّا للّه و انّا الیه راجعون

برادران و خواهران مسلمان و هموطنان عزیز

پس از سلام و درود بی پایان بر پیامبر رحمت حضرت خاتم انبیاء(ص) و ائمه هدی بخصوص حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و بر همه پیامبران الهی سلام الله علیهم اجمعین، و سلام و تحیت به شما برادران و خواهران، به عرض می رساند:

معمولا آیه شریفه فوق برای اعلام رحلت یک فرد مسلمان نوشته می شود ولی اینک من آن را برای شکستن حریم قرآن و دین و حوزه مقدسه علمیه قم و روحانیت شیعه و مقدسات دینی و علما و بزرگان حوزه و حتی حریم فقه و ولایت به کار بردم.

روز جمعه سیزدهم رجب ۱۴۱۸، مطابق با ۱۳۷۶/۸/۲۳ روز ولادت باسعادت مولی الموحدین امیرالمومنین(ع) اینجانب مطالبی را که تذکر آن‌ها را وظیفه دینی خود می دانستم با منطق کتاب و سنت پیامبراکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) بیان کردم به خیال اینکه کشور ما کشور اسلام و پایگاه ائمه معصومین(ع) می باشد، و ظاهرا شما کم و بیش از سخنان من مطلع شده اید.

پس از اینکه بعضی از روزنامه‌های مزدور و متملق همچون سابق هر چه خواستند از تهمت و اهانت دریغ نکردند، در روز چهارشنبه ۱۸ رجب مطابق با ۱۳۷۶/۸/۲۸ به بهانه حمایت از ولایت فقیه جمعی از افراد بی منطق را به نام حزب الله به راه انداختند و به زور و تهدید و اغفال، بعضی از محصلین بی گناه دبیرستان‌ها را هم با آنان همراه کردند و ضمن راهپیمایی در خیابان‌های قم آنان را به طرف حسینیه شهدا و دفتر اینجانب حرکت دادند؛ و با شکستن درب‌ها و قفل‌ها آن‌ها را اشغال کردند و هر چه توانستند شکستند و پاره کردند و هر چه خواستند گفتند و اهانت کردند، و در این میان همکاری بعضی از افراد اطلاعاتی با حمله کنندگان بسیار محسوس بود.

در این میان اصرار داشتند -به بهانه محافظت از من- مرا از اطاق و کتابخانه و منزل شخصی خارج نمایند و ببرند و همه هستی مرا در اختیار رجّاله‌ها و غارتگران قرار دهند، و معلوم نبود مرا به کجا می خواستند ببرند، و همین بی سیم به دستها حتی می خواستند برای این منظور درب خانه اندرونی را با دیلم از جا بکنند تا به من دسترسی پیدا کنند و به زور ببرند.

جمعی از فضلا و طلاب و برادران را بازداشت و تلفنها را قطع کردند و بلندگوهای حسینیه را در اختیار گرفتند، و مانند لشگر مهاجم پیروزشده با شعارهای انحرافی و توهین آمیز و به نام حمایت از ولایت فقیه و ولی فقیه خودشان هر چه خواستند گفتند و پخش کردند و موجبات ناراحتی همه همسایگان محترم را فراهم نمودند.

معلوم شد در منطق آقایان ولایت فقیه یعنی غارت اموال و شکستن و پاره کردن کتاب‌ها و حتی قرآن کریم، ولایت فقیه یعنی تصرف غاصبانه در خانه و ملک دیگران، ولایت فقیه یعنی اهانت به حوزه‌های علمیه و علما و فقه و علم و بی احترامی به همه مقدسات. خوب شد نمردیم و ثمره ولایت فقیه آقایان را برای چندمین بار لمس کردیم.

فرستادن رجّاله‌ها برای غارت هستی من سابقه دارد؛ در بهمن ۱۳۷۱ نیز همین عمل را انجام دادند و هستی مرا و حتی آرشیو چهارده ساله مرا بردند و پس ندادند؛ و بالاخره در زمان عملیات وحشیانه آقایان، من مشغول مطالعه نهج البلاغه بودم، ولی زنان و همسایگان همه گریه و زاری می کردند، این ولایت فقیه چماقی و آمیخته با غارت و فحاشی برای آقایان مبارک باد.

و برحسب اخبار واصله موثقه آتش بیار معرکه رییس قوه قضائیه -که باید مظهر قانون و عدالت باشد- بوده است، ایشان در شب چهارشنبه به قم آمدند و فرمان آتش را صادر کردند و به تهران بازگشتند، و با این حال مردم ما انتظار دارند قانون و عدالت در کشور حکم فرما باشد، وقتی که با مثل من که هم سابقه مبارزاتی دارد و هم استاد بسیاری از علما و مسئولین کشور بوده ام این طور عمل می شود، پس وای به حال مردم بی گناه بی پناه.

من تا حال برای رعایت نظام اسلامی که با خون شهدای عزیز ما آبیاری شده است ساکت بودم، و با تحمل همه تعدیات و ظلم‌هایی که نسبت به من و بیت من و شاگردان و علاقه مندان به من و زندانی کردن بسیاری از آنان انجام می شد می خواستم خدای ناکرده از ناحیه من به اسلام و انقلاب ضربه ای وارد نشود، ولی چه کنم که دخالت‌های ناروا در حوزه علمیه قم و شکستن حریم حوزه علمیه و از بین بردن استقلال آن و قداست مرجعیت و مراجع به وسیله راه انداختن بچه‌های بی منطق و خشن در مقاطع مختلف موجب اعلام نظر صریح اینجانب شد.

الان هم به همه علمای اعلام و بزرگان حوزه‌ها اعلام خطر می کنم -که علاوه بر خطراتی که اقتصاد و امنیت کشور با آن مواجه است- حوزه‌های دینی و علمی با وضع فعلی در معرض سقوط قرار گرفته، و هرکس ساکت و بی تفاوت باشد باید در روز قیامت پاسخ گوی سکوت خود باشد. … »

« … اینجانب از ابتدای شروع انقلاب اسلامی در سال ۴۲ همواره آسایش و آرامش خود و خانواده و حتی جان خود را در معرض تهاجم از خدا بی خبران قرار داده ام و فرزند عزیزم شهید محمد منتظری در همین راه توسط منافقین کوردل به شهادت رسید، هم اکنون نیز از هرگونه جان فشانی در راه اسلام و انقلاب و کشور دریغ ندارم.

جای تعجب است که بعضی از آقایان محترم به من اظهار می کردند با اینکه گفته‌های شما حق بوده ولی در شرایط فعلی و دعوت از سران کشورهای اسلامی خوب بود شما صحبت نمی کردید، غافل از اینکه صحبت من به جایی ضرر نمی زد، آنچه در شرایط فعلی صلاح نبود و صددرصد به ضرر بود حمله وحشیانه و غارت با سر و صدا و زمینه سازی برای تبلیغات رادیوهای بیگانه بود، که قهراً می فهماند کشور ما از نظر امنیت نامساعد است، و من به سهم خود ضمن تشکر از کسانی که دعوت دولت جمهوری اسلامی ایران را پذیرفته اند از ریاست محترم جمهوری اسلامی سئوال می کنم که آیا جنابعالی توان حفظ امنیت آنان را در برابر حمله احتمالی مهاجمین دارید؟ اگر ندارید پس با چه جرأتی از آنان دعوت نموده اید؟ و اگر توان آن را دارید پس چرا برای حفظ امنیت مراکز فرهنگی و دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه و جاهای دیگر کاری جدی انجام نمی دهید و از این بی نظمی‌ها جلوگیری نمی کنید؟

در خاتمه متذکر می گردد که آقایان با شعار «مرگ بر ضد ولایت فقیه» دست به همه خرابکاری‌ها می زنند، در صورتی که من از بنیانگذاران ولایت فقیه می باشم و در این موضوع چهارجلد کتاب مفصل از من چاپ شده، آقایان عنوان کلی ولایت فقیه را با شخص مخلوط می کنند. من اگر کسی را واجد شرایط ندانم این امر به معنای ضدیت با کلی ولایت فقیه نیست.

چه کنیم که کار دست بچه‌های بی سواد و بی منطق افتاده، و بالاخره قلم اینجا رسید و سر بشکست.

اللهم انّا نشکو الیک فقد نبینا(ص) و غیبه ولینا و کثره عدونا و قله عددنا و شده الفتن بنا و تظاهر الزمان علینا…

من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم
تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال

والسلام علی جمیع اخواننا المسلمین و رحمه الله و برکاته
۱۳۷۶/۸/۲۸ قم،
حسینعلی منتظری »

کانال فقیه دور اندیش