شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» آوار شدن ؛ آغازی برای ساختن

دوشنبه, ۳ آذر, ۱۳۹۹

چکیده : مگر بار اول است؟ هنوز داغ تعرض روستای ابوالفضل تازه است، هنوز تیراندازی به سوی جوانان غیزانیه را خاطرمان هست، هنوز قصه آسیه و بولدوزر را به یاد داریم؛ انگار مسئولان کمر همّت بسته‌اند تا تاریخ صدر اسلام را بازخوانی کنند؛ آب را دوباره بر تشنگان ببندند؛ فدک را دوباره غصب کنند؛ روضه مکشوف در و مسمار را دوباره با آسیه و بولدوزر به یاد ما بیاورند.


امیرحسین احمدیان

دخترک فریاد می‌زند: «تورو خداااااا نکن».
رعشه به انداممان افتاده؛ شما از کدام قبیله‌اید؟ چگونه قلبتان این‌قدر قسی شده؟!

جای تعجب ندارد که مؤمنی وضعیت موجود را ببیند و به تمام حقایق مجرد مطلق ذهنی خود شک کند. «به من خبر داده‌اند که بعضی از مردان به خانه زن یهودی وارد شده و خلخال و دستبند و گردنبند و گوشواره‌های آن‌ها را از تنشان بیرون آورده، در حالی که هیچ وسیله‌ای برای دفاع از خود، جز گریه و التماس کردن نداشته‌اند… اگر به خاطر این حادثه دردناک، مسلمانی از روی تأسف دق کند و بمیرد، ملامت نخواهد شد؛ بلکه از نظر من شایسته و سزاوار است».

مگر بار اول است؟ هنوز داغ تعرض روستای ابوالفضل تازه است، هنوز تیراندازی به سوی جوانان غیزانیه را خاطرمان هست، هنوز قصه آسیه و بولدوزر را به یاد داریم؛ انگار مسئولان کمر همّت بسته‌اند تا تاریخ صدر اسلام را بازخوانی کنند؛ آب را دوباره بر تشنگان ببندند؛ فدک را دوباره غصب کنند؛ روضه مکشوف در و مسمار را دوباره با آسیه و بولدوزر به یاد ما بیاورند.

داغ این‌جا است که قانون، همان هیولایی که همچون گرز گاوسر بر گُرده محرومان کوبیده می‌شود، وقتی به دوستان و آشنایان می‌رسد، تبدیل به شعر رمانتیکی می‌شود که اهل تسامح و تساهل است.

شهردار بندرعباس گفته است: مسکن این آدم در زمین شهرسازی بوده و چند بار اخطار داده شده است؛ یعنی قانوناً زن بی‌نوا حقی نداشته است.

احسنت! دقیقا مشکل با همین قانون است؛ قانونی که به برنده‌ها کاری ندارد. اگر دم از قانون‌مداری می‌زنید که اصل ۳۱ قانون اساسی، مسکن و سرپناه را برای همه ملت، حق طبیعی‌شان می‌داند.

کجای دین و سنت پیغمبر است‌ که عده‌ای در حاشیه‌ها بلولند، در زاغه‌ها بنشینند و در کپر‌ها بخوابند. کجای دین است که تنها حس مشترک بین کودک بندرعباسی و آقازاده شمال شهرنشین تهران، درد شکم باشد؛ آن یکی از گرسنگی و این یکی از شکم‌بارگی!!

وای از روزی که کاسه صبر ملت لبریز شود…
قال علی (ع): یَوْمُ الْعَدْلِ عَلَى الظَّالِمِ أَشَدُّ مِنْ یَومِ الْجَوْرِ عَلَى الْمَظْلُومِ!
امام علی (ع) فرمود: روز اجرای عدل بر ستمگر شدیدتر است از روز ستم بر مظلوم و ستمدیده.

سوزنی به خودمان هم بزنیم؛ ما هم مقصریم؛ ما هم مجرمیم؛ به جرم سکوت… این جامعه خفته است. ابوذر با صدای رسا در کاخ سبز معاویه می‌گوید: «عجبْتُ لِمنْ لمْ یجِدْ قُوتٌ یومِه ولمْ یخرُج شاهِراً سیفِه» (در عجبم از کسی که در خانه‌اش نانی نمی‌یابد و با شمشیر برهنه‌اش بر همه مردم نمی‌شورد.)
ابوذر نمی‌گوید که بر سرمایه‌داران یا استثمارگران، بلکه بر همه مردم! چرا که اگر کسی در خانه‌ نان ندارد، همه مسئولیم.

علی بن مهزیار پس از تشرف به محضر حضرت حجت (عج) نقل می‌کند، که آقا فرمود: لکن شماها اموالتان را فزونی بخشیدید، و بر بینوانان از مؤمنین سخت گرفته، آنان را سرگردان و بیچاره کردید. در میان شما ‎سرمایه‌داران متکاثر به هم رسیده‌اند و قشرهای محروم را له کرده‌اند و حقوق رَحِم ایمانی را رعایت نمی‌کنند؛ با این حال چگونه می‌خواهید مرا ببینید؟!

وقتی روح جامعه از این لجن‌ پراکنی‌ها پاک نشود، داستان همین است.
آری. درد، درد تبعیض و فریادهای بی‌صدا است. فریاد این دختربچه مبدأ یک شورش است؛ با فریاد نابودی خود، با انتحار خود، به دیگران جهت می‌دهد؛ این فریادها، شکنجه‌ای اجتماعی است؛ دخترک با نابودی خویش، وجودش را به ما نشان می‌دهد.