سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

از «آمریکا» بیاموزیم

چکیده :وقت آن نرسیده که بفهمید با سرنوشت یک ملت و آتیه جوانان ش و آینده سرزمین چه ظلم هولناک و چه خیانت خوفناکی کردید؟ وقت وقوف بر جهل فکری و ناکارآمدی دولتی و فساد ذاتی و قانونگذاری فسادانگیز و سیستم قضایی فسادپرورتان نرسیده است؟ حضرات روحانیان و نظامیان جانفدای حاکم جمهوری...


کلمه – امیر آخولقه

در میان بیشتر نوشته‌ها و تحلیل هایی که به نتایج انتخابات آمریکا و آینده روابط ایران با آمریکا می پردازند، کم نوشته های کوتاهی هم هست که آنجا در دل آن «نهنگ» بزرگ آن سوی قاره، چیز دیگری را نشانه گرفته و نشان می‌دهد؛ درخشش قدرت دموکراسی.

و چه می‌گویم! برای ما که تاریخ مان آکنده از کودتای بیگانه و آشناست، برای ما که در ۲۸ مرداد گلوله نظامیان وطنی و چماق اوباش تولید داخل و فتوای روحانیان شاه دوست و نقشه امنیتی های آمریکایی و پول سرشار سرمایه‌دارهای بادکرده دلال و دربار، بر سینه مان نشست تا اولین و آخرین دولت و نخست‌وزیر ملی و میهنی مان مرحوم دکتر محمد مصدق، که راه ناهموار مشروطه را به مهمیز اقتصاد ملی و رای مردم و انتخابات آزاد و مطبوعات منتقد می‌کوبید تا شاه سلطنت کند نه حکومت و افسار نفت و ارتش و دولت در مهار دولت منتخب ملت باشد، سرکوب شود و در محبس و حصر خانگی پیر و بیمار در سوگ ملتی جوان و خسته از دنیا رود، تا ۲۲ خرداد ۸۸ که نخست‌وزیری دیگر آمده بود تا راه جمهوری در آخرین امید ایرانیان هموار کند و افسار بر فساد بی منتهای نظامیان زند و استبداد ولایت فقیه به قدرت قانون اساسی مهار کند و فصل سوم، فصل حقوق ملت را احیا کند و به رای مردم جان بخشد و خط قرمز حکمرانی در جمهوری اسلامی را از «برگزاری انتخابات» به حقوق مردم و در حقیقت «سلامت انتخابات» سوق دهد، روزگاری تلخ و تیره گذشته است.

آیا آن همه دلیری از یاد برده ایم؟
از یاد برده‌ایم که مهندس میرحسین موسوی می‌گفت من نباشم اما باید تک تک آرای ملت شمرده شود!
می‌گفت حکومتی که با سرکوب ملت، حقیر شود فردا از مهار سرنوشت خود نیز بازخواهد ماند و وابسته ترین به بیگانگان خواهد بود!
از یاد برده ایم او بود که تسلیم صحنه آرایی شعبده‌بازان استبداد دینی نشد و فتاوی پوک و بی‌معناشان بر دیوار زد و تا هنوز که خورشید بر خاک این ملک می‌تابد ایستاده است؟

آری او هنوز ایستاده است حال آنکه حصر کنندگان او و همسر شجاعش و شیخ کروبی شیردل، غاصبان رای ملت، سرکوب کنندگان ایرانیان و حتی مزورانی که بعدها از سرمایه آن یگانه شجاعان محصور شده در این دیار ظلم خیز، رای ملت به عزت ستاندند اما تا می‌توانستند و تا میشد، تیشه بر ریشه اعتماد ملت زدند و خاک تزویر بر صورت امید پاشیدند و صندوق انتخابات به تابوت رای بدل کردند و سرنوشت ضعیف ترین دولت تاریخ جمهوری اسلامی را به سرنوشت تک تک آرای ملتی گره زدند که خود در چله این جمهوری به بزرگترین دشمن آن بدل کرده بودند!

آری بر خلاف تمام دروغ های مضحک و سخنان پوکی که اکنون کودکان را نیز به خنده نمی آورد، حاکمان، اقتدارگرایان، نظامیان و روحانیان و دولت جمهوری اسلامی در اقدامی هماهنگ، در نهایت جهل و ظلم بر آتیه ملت و آینده ایران، آن کردند که سرنوشت جمهوری اسلامی، از فروش نفت، تا گشایش های اقتصادی سیاسی، تا حتی قیمت کالاهای اساسی روزمره مردم به این فرض، و نه نتیجه قطعی، رقم بخورد که بایدن در آمریکا پیروز می‌شود یا شده است!

آری! وقت آن است که بر خود بخندید و آینه بر جهل و فساد خود بگیرید که چگونه با سرنوشت ملتی چنین کردید و ایران به عظمت تاریخ را چونان مستعمره ای در دل آن نهنگ بزرگ درآوردید که با هر «عدد» رای در نوادا یا جرجیا یا پنسیلوانیا، در این سوی جهان قیمت دارویی یا پنیری یا تخم مرغ و مرغ مردم ایران تکان می‌خورد!

دم از استقلال و احترام پیشکش که این نتیجه آن سیاست خطاکارانه و جاهلانه عزت حکمت مصلحت تحمیلی رهبر به دولت های جمهوری اسلامی بود که نه عزتی بر جای نهاد نه حکمتی نمایاند و نه مصلحتی بکار گرفت بلکه هرسه را به یغمای عمق استراتژیک نظامی پوچ و بیهوده ایران در سوریه و لبنان و عراق و یمن برد و پول ملی به لجن کشاند و نخبگان ملت به دست طوفان مهاجرت اجباری سپرد و از آب و خاک میهن هم نگذشت و دست آخر، دست از پا درازتر در هرسه کشور به گل فرو شد و کسی پاسخ نداد پس سرنوشت انهمه پول ملت و رشوه های داده شده بی اجازت ملت برای سیر کردن سربازان و مزدوران این عمق استراتژیک چه شد و اصلا نتیجه آن سیاست مضحک و پوک به کجا رسید جز هم‌پیمانی متوالی اعراب و اسرائیل و خفت ایران در لبنان و پول نفت و گازی که نه عراق به ایران می‌دهد نه ونزوئلا و نه چین! که عوضش می‌خواهند دارو و غذا بدهند!
اینهمه ذلت و مذلت از کجا آمد و برای چه بود؟
اینهمه خفت و خوف از کجا آمد و چه دستاورد داشت؟
اینهمه اضطراب و اضطرار برای ملتی رشید و رفیع به چه هدف بار شد و چه برای ما به ارمغان آورد؟

آقایان!
حضراتی که معلوم نیست در ظلمات حکمرانی در این کشور چه کسی باید به ملتی دردمند و دردکشیده و زخم خورده پاسخ گو باشد که نیست، رهبری که همیشه یک طرفه نطق می‌کند و با خود سخن می‌گوید و حکم مالایطاق و وهم می‌کند و رییس‌جمهوری که تصورات بی معنا و توهمات خنده‌آورش را بجای نطق یک مثلا دولتمرد به ملت قالب می‌کند، وقت آن نرسیده که به خود بیایید!

وقت آن نرسیده که بفهمید با سرنوشت یک ملت و آتیه جوانان ش و آینده سرزمین چه ظلم هولناک و چه خیانت خوفناکی کردید؟
وقت وقوف بر جهل فکری و ناکارآمدی دولتی و فساد ذاتی و قانونگذاری فسادانگیز و سیستم قضایی فسادپرورتان نرسیده است؟
حضرات روحانیان و نظامیان جانفدای حاکم جمهوری اسلامی!
اکنون به آمریکا بنگرید و اگر هنوز ته مانده وجدانی هست، شرمگین دیده بر زمین بدوزید و زبان در کام گیرید که معنای نهاد انتخابات، معنای مردم، معنای رای، معنای شرافت رای و معنای استقلال قضایی در همان مملکت به قول ناشریف شما شیطان بزرگ است!
که یک فرماندار، میتواند در مقابل هزار سروصدا و بانگ و هیاهوی رییس‌جمهور قدرتمندترین کشور دنیا به توقف شمارش آرای مردم، با قدرت پاسخ دهد رای ها را تا آخر می‌شماریم! در کار ما دخالت نکن!
و یک قاضی ایالتی می‌تواند محکم در برابر شکایت قدرتمندترین رییس‌جمهور دنیا پاسخ دهد کسی حق ندارد مانع از شمارش آرای پستی مردم شود. دانه دانه اش باید شمرده شود!
درسی اگر هست اینجاست!

اگر خیلی مدعی و مسئول اید بجای انهمه حرافی و لفاظی، بجای گلوله بر سر و سینه مردم معترض، بجای حکم حبس منتقدان و نویسندگان، بجای گروگان گرفتن دوتابعیتی ها و اخاذی از دولت‌های متبوع شان، بجای حبس ظالمانه فرزندان محیط زیست این مملکت در سیاهچال های مصیبت‌بارتان، به آمریکا بنگرید!
به آن تک تک آرای مردم!
به پاسخ آن قاضی شجاع ایالتی به ترامپ! آن پاسخ را کنار دریوزه های خودتان و فحش و فضیحت به ترامپ بگذارید! کدام با شرف تر است؟
کدام درست تر است؟
کجا ملت وجود دارد؟
چگونه در آمریکا در دل آن نهنگ بزرگ این مردم، تک تک انسان هستند و احدی نمی‌تواند رای یک نفر را نادیده بگیرد؟
چه چیزی آن قاضی و فرماندار را نسبت به قدرتمندترین رییس‌جمهور دنیا قدرتمند تر می‌کند که برای هر کجای دنیا قوی ترین باشد برای مردم ش در هنگامه انتخابات یا اعلام شکایت در دادگاه یک شهروند عادی است؟

پاسخ همان دموکراسی با عظمت آمریکاست و قدرت درخشان و لذت بخش و غرور آفرینی که نهاد انتخابات و استقلال سیستم قضایی بر پشت آن نشسته است!
این درسی است که تصور می‌کنم همه ما چه حکومتیان و چه مخالفان حکومت، چه ظالمان و چه آزادیخواهان، بدون شرم و با شجاعت، می‌توانیم عمیقأ از انتخابات آمریکا فراگیریم تا بدانیم بعد از این زمانیکه در ایران و در سایه انتخابات استصوابی و قدرت شرک آمیز استبداد دینی و دخالت بلکه سلطه نظامیان بر سیاست و دولت، از «انتخابات» و «رای» و «مردم» و «نهاد قضایی مستقل» حرف می‌زنیم، دقیقا از چه واژگان و مقولاتی حرف می‌زنیم و طبعا منتظر واکنش مردم نیز باشیم!


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.