سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

آزادی عقیده و آزادی بیان عقیده

چکیده :خطر بزرگ خاموش کردن عقیده در این است که زیان آن دامنگیر همه نژاد بشر است و آنچه آیندگان از این حیث از دست می دهند کمتر از خسارتی، که نصیب نسل های معاصر می گردد نیست.از آن گذشته، موقعی که جلوی انتشار عقیده ای به زور گرفته شود مخالفان خیلی بیشتر از صاحبان آن عقیده ضرر می...


کلمه – حسن ماکیانی

استوارت میل فیلسوف بریتانیای به درستی گفته است که:«بهترین و بدترین حکومت ها هیچ کدام حق ندارند عقیده ای را به زور خاموش کنند.

خطر بزرگ خاموش کردن عقیده در این است که زیان آن دامنگیر همه نژاد بشر است و آنچه آیندگان از این حیث از دست می دهند کمتر از خسارتی، که نصیب نسل های معاصر می گردد نیست.از آن گذشته، موقعی که جلوی انتشار عقیده ای به زور گرفته شود مخالفان خیلی بیشتر از صاحبان آن عقیده ضرر می بینند،زیرا اگر عقیده ای که به زور خاموش کرده اند صحیح باشد در این صورت همان کسانی که با آن مخالفند از این فرصت گرانبها که بطلان را با حقیقت مبادله کرده اند محروم شده اند،اما اگر عقیده ای اشتباه باشد خفه کنندگان آن باز به هر تقدیر زیان برده اند چون اگر اصطکاک عقاید آزاد باشد از برخورد حق و باطل باهم، سیمای حقیقت زنده تر و روشن تر دیده می شود. ولی متاسفانه در جمهوری اسلامی باعقاید دیگر برخوردحذفی صورت می گیرد ؟

از نظر استوارت میل آزادی عقیده و بیان آن عقیده، به چهار علت ،مهم و اساسی لازم است:

۱-اگر عقیده ای را به زور خاموش کنند، آن عقیده تا جایی که مسلما می دانیم، ممکن است صحیح باشد و تکذیب این حقیقت مفهمومی جز این ندارد که خفه کنندگان آن عقیده،خود را اشتباه ناپذیر می دانند.

۲-اگر عقیدهٔ خاموش شده اشتباه باشد باز هم ممکن است که پاره ای از حقیقت را در بر گرفته باشد و چون عقیده رایج زمان در باره هر موضوعی هیچ وقت حقیقت کامل نیست و اگر هم باشد بر حسب تصادف است، در این صورت تنها در اثر بر خورد عقیده های متضاد می توان بازمانده حقیقت را به دست آورد.

۳-حتی به فرض اگر عقیده ای کل حقیقت باشد مادام که نتواند مورد نقد و چون و چرا قرار گیرد،نحوه قبول شدنش بی طرفانه نیست به این معنی که اکثریت کسانی که آن را می پذیرند، به اصول و معتقداتی ایمان پیدا می کنند که مبانی منطقی را درک و احساس نکرده اند.

۴-عقیده ای در معرض اضمحلال کلی یا لااقل در معرض این خطر قرار دارد که به تدریج از باقی گذاشتن اثر حیاتی در رفتار و خصلت بشری محروم گردد. ،و اصول و فروع عقیده کم کم به صورت محفوظات رسمی در آیند،یعنی در حقیقت به اندیشه ای تبدیل می شوند که خود منشأ اثری نیست در حالی که صحن تفکر بندگان را همچنان اشغال کرده و مانع از نمو هرگونه اعتقاد حقیقی بشری می گردد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.