سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

آلترناتیو جمهوری اسلامی چیست؟

چکیده :پدیده اجتماعی هر آن چیزی است که یک جامعه قادر به ساخت آن است و برای بقا ورفع نیازهایش آنرا میسازد. خانواده،معبد،مدرسه، علم،قانون، اخلاق، درمانگاه، سالن نمایش، ورزشگاه، آپارتمان نشینی، پول، حکومت و مانند اینها پدیده اجتماعی هستند. شاید بتوان گفت مهمترین علت ایجاد پدیده اجتماعی یک چیز است "نیاز". در هر جامعه بطور معمول نیازهایی به وجود میاید که یا به کمک امکانات موجود(پدیده های از قبل ایجاد شده) برطرف میشوند یا پدیده های جدید برای رفع این نیازها ایجاد...


ابوالفضل رحیمی شاد

در این نوشتار سعی کرده ام که با تکیه بر دو مفهوم کنش(اراده و آگاهی) و ساختار(زنجیر محکم و ناپیدای متصل کننده پدیده های اجتماعی به یکدیگر و سازنده نظم موجود) که از مفاهیم کلیدی جامعه شناسی هستند چارچوبی بسازم که بتواند به زبان ساده علل و عوامل تاثیر گذار بر “ایجاد پدیده های اجتماعی و تغییر در آنها را” نشان دهد و به کمک آن بتوان از منظر جامعه شناسی به سوالات مربوط به حوزه تغییرات اجتماعی پاسخ داد.به سوالاتی مانند چرا انقلاب صنعتی در اروپا اتفاق افتاد؟ چرا نظام کمونیستی شوروی فروپاشید؟ چرا با وجود تاکید اسلام بر عدالت،میزان عدالت در کشورهای مسلمان نشین نسبت به کشورهای اروپای غربی و بویژه اروپای شمالی به مراتب کمتر است؟ چرا ارمانهای مشروطه توسط مشروطه خواهان محقق نشد و رضاخان موفق تر از مشروطه خواهان توانست در این راستا عمل کند؟ چرا رضاخان موفق به تاسیس جمهوری نشد؟ چرا پس از پیروزی انقلاب ۵۷ حکومت فقهی(آخوندی) جایگزین حکومت پهلوی شد؟ علت فراگیرشدن فساد در نظام سیاسی ایران چیست؟ و بالاخره سوال اصلی این نوشتار “کدامیک از مدل های سیاسی رقیب امکان بیشتری برای جایگزین شدن بجای جمهوری اسلامی دارد؟” و صدها سوال مرتبط با ایجاد و تغییر پدیده های اجتماعی که به کمک این الگو میتوان درباره آنها اندیشید و پاسخی مستدل، مستند و قابل دفاع به آنها داد.

برای ساخت این الگو ابتدا سه سوال طرح کرده ام و به آنها پاسخ داده ام.
جمع بندی این پاسخ ها همان چارچوب و الگویی است که میتوان به کمک آن به سوال های اشاره شده و سوال اصلی این نوشتار پاسخ داد.

۱_پدیده اجتماعی چیست و علت پدید آمدن آن چیست؟
پدیده اجتماعی هر آن چیزی است که یک جامعه قادر به ساخت آن است و برای بقا ورفع نیازهایش آنرا میسازد. خانواده،معبد،مدرسه، علم،قانون، اخلاق،درمانگاه،سالن نمایش،ورزشگاه، آپارتمان نشینی،پول،حکومت و مانند اینها پدیده اجتماعی هستند.
شاید بتوان گفت مهمترین علت ایجاد پدیده اجتماعی یک چیز است “نیاز”. در هر جامعه بطور معمول نیازهایی به وجود میاید که یا به کمک امکانات موجود(پدیده های از قبل ایجاد شده) برطرف میشوند یا پدیده های جدید برای رفع این نیازها ایجاد میگردد.

۲_آیا ایجاد پدیده های اجتماعی جدید و تغییر آنها همیشه ممکن است؟

خیر؛ایجاد پدیده های اجتماعی جدید و تغییر آنها مشروط به عوامل زیر است.

الف)ایجاد نیاز یا احساس نیاز جدید در بین اکثریت اعضای جامعه و ضروری تلقی شدن ایجاد پدیده یا تغییر در آن برای رفع نیاز.
ب)ناکارآمد،بی فایده،نامفهوم و بی معنا شدن پدیده های اجتماعی موجود برای بخش مهمی از جامعه و کارآمد،مفید، معنادار و باارزش قلمداد شدن پدیده جدید.
پ)پذیرش جمعی یک پدیده براساس آگاهی، شناخت و فهم عمومی و در صورت لزوم اعمال حداقل قدرت لازم
ت)اراده جمعی برای ایجاد،ساخت و برخورداری از پدیده جدید
ث)ایجاد هماهنگی و برقراری رابطه با سایر پدیده های موجود.یعنی پدیده اجتماعی جدید یا باید بتواند در همان نظم(ساختار) موجود با دیگر پدیده های اجتماعی رابطه برقرار کند و با آنها هماهنگ شود و یا توان بر هم زدن نظم موجود و ایجاد نظم نوین را داشته باشد.

فقط درصورت مهیا بودن این شروط پدیده های اجتماعی جدید ایجاد و به مرور جایگزین پدیده های پیشین میگردد.اگر این تغییر و جابجایی شامل بسیاری از پدیده های اجتماعی بخصوص پدیده های اثرگذارتر بر دیگر پدیده ها شود به این حالت *تغییر اجتماعی* میگویند.

۳_آیا تغییر در پدیده های اجتماعی برای یک جامعه همیشه مفید است و پیامدهای مثبت به همراه دارد؟

همانند سوال پیشین پاسخ به این سوال نیز مشروط است. یعنی تغییر در پدیده های اجتماعی چه کم و چه زیاد، چه در سطح خرد و چه در سطح کلان هنگامی مفید است که؛
الف)براساس نیازهای واقعی شکل گرفته باشد نه نیازهای کاذب(القایی و تقلیدی)
ب)پاسخگوی نیازهای اکثریت جامعه باشد و نه فقط یک گروه خاص
پ)همتراز با آگاهی،شناخت و اراده اکثریت جامعه باشد و صرفا مبتنی بر اعمال قدرت نباشد
ت)باعث بهبود عملکرد سایر پدیده های اجتماعی که با پدیده تغییر یافته در ارتباطند شود
ث) اگر نظم(ساختار) ناکارآمد موجود را بر هم میزند زمینه ایجاد یک نظم(ساختار) با کارآمدی، پویایی و انعطاف پذیری بیشتر را فراهم کند.
ج)جامعه توان و امکانات لازم برای روبرو شدن با پیامدهای آن تغییر در همه سطوح و عرصه ها را داشته باشد.
نکته مهم در این ارتباط این است که ممکن بودن به معنای مفید بودن و بالعکس مفید بودن نیز به معنایی ممکن بودن نیست.

یعنی چه بسا امکان ایجاد یک پدیده یا تغییر در آن وجود داشته باشد و این اتفاق ناگزیر صورت پذیرد اما نتایج منفی به همراه داشته باشد که گاهی حتی با دانش،آگاهی،اراده،قدرت،امکانات و الزامات ساختاری موجود قابل پیش بینی و قابل پیش گیری نیز نباشد.
یا اینکه ایجاد یک پدیده و یا تغییر در آن برای یک جامعه مفید است اما همان عناصر پیشین یعنی دانش،آگاهی، اراده،قدرت، امکانات و الزامات ساختاری موجود اجازه شکل گیری پدیده مورد نظر و یا تغییر در آنرا نمیدهد‌. ورود به عرصه ایجاد و تغییر پدیده های اجتماعی بدون آگاهی و در نظر گرفتن این نکته بسیار مهم و حیاتی میتواند برای یک جامعه هزینه های گزاف و پیامدهای منفی و شاید غیرقابل جبران به همراه داشته باشد‌.

حال بپردازیم به سوال اصلی یادداشت.”آلترنانیو جمهوری اسلامی چیست؟” کسانی که به دنبال تغییر اساسی در نظام سیاسی ایران هستند بایستی برای این سوال پاسخ دقیق و قانع کننده داشته باشند.اینکه ادامه حکومت جمهوری اسلامی به ضرر ایران است،جملاتی مانند مردم ایران خواهان دموکراسی هستند،دموکراسی بهترین شیوه حکومت است،انقلاب ۵۷ اشتباه بود و پیامدهای منفی و هزینه های گزاف برای ایران داشت،مردم خواهان آزادی و حکومت سکولار هستند و صدها جمله شبیه اینها اگر همگی درست و مورد قبول اکثریت جامعه نیز باشد اما همانطور که گفته شد فقط مفید و مطلوب بودن را نشان میدهد و الزاما به معنای حتمی و حتی پایین تر از آن ممکن بودن نیست.چه بسا آگاهان که با وجود ضروری دانستن یک تغییر اما به دلیل فراهم نبودن مقدمات لازم(از آگاهی و اراده گرفته تا امکانات و موانع ساختاری) حتی به ظاهر در جهت خلاف خواست و هدف خود قدم بردارند.تا زمانی که موقعیت مناسب فراهم شود. (انقلاب مشروطه و انقلاب ۵۷ دو نمونه از تغییرات اجتماعی هستند که نیاز کاذب،دانش ناکافی و تقلید،اراده خارجی، درک نادرست از شرایط و عدم توجه به عوامل اثر گذار و تعیین کننده ساختاری پیامدهای منفی برای هر دو به دنبال داشت) پاسخ این سوال میتواند مهمترین معیار و راهنما برای کنشگران و فعالان سیاسی که خواهان تحقق دموکراسی در ایران هستند‌ باشد.زیرا اگر پاسخ به دست آمده بیانگر احتمال بالای تحقق دموکراسی باشد میتواند منجر به افزایش انگیزه، تقویت اراده و کاهش تردید در میان دموکراسی خواهان شود. و اگر پاسخ بیانگر احتمال پایین باشد کنشگران و فعالان سیاسی و فرهنگی پیشرو خواهند توانست با تلاش ها و اقدامات لازم زمینه و شرایط مناسب برای این تغییر را فراهم آورند. از اینرو پرداختن جدی به این سوال از سوی همه صاحب نظران و پیشروان دموکراسی خواهی و پرهیز از پاسخ های پوپولیستی،احساسی،انگیزشی،جانبدارانه و بدون پشتوانه تجربی میتواند منجر به افزایش اعتماد و اطمینان عامه مردم به فعالان و پیشروان این عرصه باشد.
علاوه بر این پرداختن به این سوال میتواند زمینه گفتگو بین اصلاح طلبان رادیکال و اپوزیسیون و همچنین گفتگو درون اپوزیسیون را نیز فراهم کند.

برای پیدا کردن پاسخ این سوال براساس چارچوب ارائه شده در ادامه سوالاتی طرح شده است که پاسخ به آنها در نهایت پاسخ سوال اصلی را مشخص میسازد.

۱_خواسته ها و مطالبات اصلی مردم چیست؟
۲_براساس این مطالبات مردم به چند گروه تقسیم میشوند و وزن سیاسی و اجتماعی هر گروه چقدر است؟
۳_مطالبه مشترک همه این گروه ها چیست؟
۴_جمهوری اسلامی کدامیک از این مطالبات را نمیتواند پاسخ دهد؟
۵_وزن سیاسی و اجتماعی گروه هایی که مطالبات اصلی آنها دموکراسی و سکولاریسم است در مقایسه با گروه های دیگر بویژه مخالفان آنها چقدر است؟
۶_هر یک از گروه های دموکراسی خواه برای مقابله با حکومت چه ابزار و امکاناتی در اختیار دارد؟
۷_کدامیک از این گروه ها بیش از دیگران میتواند از حمایت نیروهای خارجی برخوردار باشد؟
۸_اعتبار، مقبولیت و توان بسیج افراد پیشرو و چهره های شاخص در هر یک از این گروه ها چقدر است؟
۹_هر یک از این گروه ها از چه امتیازاتی برخوردار است؟امتیازاتی مانند پایگاه اجتماعی بزرگ، شهرت، محبوبیت و مقبولیت رهبران،راه ارتباطی بیشتر با مردم، سازمان ها و نهادهای تحت اختیار یا همسو،توان مدیریت،میزان برخورداری از تشکیلات یا حمایت از سوی تشکل های موجود،امکان پذیرش بیشتر از سوی رقبا، امکان پذیرش بیشتر از سوی نیروهای نظامی، اصلاح طلبان و حامیان آنها، مراجع دینی،اقشار مذهبی و سنتی و حتی حامیان رژیم کنونی و دیگر امتیازاتی که فرصت نظم بخشی و سازماندهی بیشتر به جامعه و همراهی جامعه با آنها را در اختیارشان قرار میدهد.

پاسخ به این سوالات میتواند به ما نشان دهد که آیا خواست اصلی مردم تغییر رژیم جمهوری اسلامی است یا نه؟اگر جمهوری اسلامی سقوط کند پیامد آن چه خواهد بود؟ جنگ داخلی،حکومت نظامی،دیکتاتوری سکولار یا دموکراسی؟ و در صورت امکان تحقق دموکراسی احتمال جایگزینی کدام جریان سیاسی و الگوی حکومتی به جای جمهوری اسلامی بیشتر است؟


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.