سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » مبارزه بدون خشونت راهی به سوی آزادی – بخش هفتم...

مبارزه بدون خشونت راهی به سوی آزادی – بخش هفتم

چکیده :معترضین همین که یک شهر را تصاحب ‌‌می‌کردند، دو روز نمی‌گذشت که نیروهای نظام به آنها حمله ور ‌‌می‌شدند و آن را از آنها ‌‌می‌گرفتند و آنها را متواری ‌‌می‌ساختند. همچنین اگر نیروهای نظا‌‌می‌یک شهر را ‌‌می‌گرفتند معترضین به آنها حمله‌ور ‌‌می‌شدند و آنها را فراری ‌‌می‌دادند و این مسئله همین گونه ادامه پیدا کرد. یعنی چرخه تمام نشدنی از خشونت. به ویژه که دخالت‌ بین‌المللی و اعمال خشونت از طرف پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) باعث شد بخشی از ملت به سمت قذافی روی...


هانی نعیم
مترجم: حمزه راکب

لیبی از عدم خشونت به چرخه خشونت

شاید تجربه لیبی یک از واضح‌ترین نمونه‌‌‌‌‌های توصیف استفاده از خشونت علیه دیکتاتوری باشد. در همان دو هفته اول دیکتاتور سبز لیبی جنبش اعتراضی را به گلوله بست و سپس به استفاده از هواپیما جهت بمباران کردن راهپیمایی‌‌‌‌‌های اعتراضی روی آورد. اما مبارزه مسالمت‌‌آمیز به سرعت به مبارزه خشونت‌‌آمیز مبدل شد. قذافی توانست معترضین را که خواستار سرنگونی وی بودند به سمت خشونت بکشاند و عملیات هجوم و فرار بین طرفدارانش و مخالفینش شروع شد. به ویژه که وی عامدانه درهای انبارهای اسلحه را به روی مخالفینش باز کرد. اینگونه شد که نظام لیبی توانست معترضین را به سمت استفاده از ابزارهایی سوق دهد که خود در استفاده از آنها دست بالا را داشت و بازی بر اساس قواعد نظام تعیین شد. اسلحه‌‌‌ای که به دست مخالفین نظام افتاد، کشور را وارد چرخه‌‌‌ای تمام نشدنی از خشونت و خشونت متقابل کرد. این باعث گمراهی در جهت گیری اعتراض که خواسته اصلی آن سرنگونی نظام بود، شد [و] اعتراض را غرق در درگیری‌‌‌‌‌های نظا‌‌می ‌با ارتش نظام کرد.

معترضین همین که یک شهر را تصاحب ‌‌می‌کردند، دو روز نمی‌گذشت که نیروهای نظام به آنها حمله ور ‌‌می‌شدند و آن را از آنها ‌‌می‌گرفتند و آنها را متواری ‌‌می‌ساختند. همچنین اگر نیروهای نظا‌‌می‌یک شهر را ‌‌می‌گرفتند معترضین به آنها حمله‌ور ‌‌می‌شدند و آنها را فراری ‌‌می‌دادند و این مسئله همین گونه ادامه پیدا کرد. یعنی چرخه تمام نشدنی از خشونت. به ویژه که دخالت‌ بین‌المللی و اعمال خشونت از طرف پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) باعث شد بخشی از ملت به سمت قذافی روی بیاورد.

ملتی که وی بعد از دو هفته اول شروع به از دست دادنش کرده بود. همچنین کشتن تعدادی از افراد خانواده وی در بمباران محل اقامتشان از طرف نیروهای‌ بین‌المللی باعث ایجاد همبستگی‌ بین‌المللی و همچنین همدردی ملت با وی شد. از طرفی تعداد کشته شده‌‌‌‌ها به ۱۰هزار نفر رسیده بود. میان [آنها] ۱۰۰۰ شهروند بودند که در اعتراضات مسالمت‌‌آمیز روزهای اول کشته شدند. از طرفی دیگر ویرانی‌‌‌ای که در شهرهای لیبی به بار آورده شد آنها را به شهرهای ارواح تبدیل کرد که فقط مجموعه‌‌‌‌‌های نظا‌‌می از طرف مخالفین و طرفداران نظام در آنها پرسه ‌‌می‌زدند. آنچه وضع را بدتر کرد مشروعیت بخشی به شهرهای تحت حکومت مخالفین قدافی از طرف جامعه‌ بین‌المللی بود.

اما مشکل در این مسئله نبود. مشکل اساسی این بود که دو مجموعه مشروع در کشور وجود پیدا کرد که هیچ کدام آنها به مشروعیت طرف مقابل اذعان نمی‌کرد و این یعنی جنگ داخلی که خیلی سخت ‌‌می‌شد حدی برای آن گذاشت؛ مگر با کشته شدن هزاران شهروند.

نتایجی که جنبش اعتراضی در لیبی تا امروز در مسیر حرکتش از مبارزه مسالمت‌‌آمیز به مبارزه خشونت‌‌آمیز علیه نظام به دست آورد خود کافیست تا شک ما را به یقین تبدیل کند که استفاده از تفنگ برای رسیدن به آزادی بی فایده و غیر موثر است.

فلسطین، خشونت باعث گم کردن مسیر شد

[در] فسطین، مناقشه حول خشونت یا عدم خشونت در برابر اشغالگری خونین اسرائیلی شدت گرفته است.

مناقشه برانگیزترین مسئله این است که آیا باید اسلحه را کنار بگذاریم؟ در حالی که اسرائیل اسلحه پیشرفته دارد که با استفاده از آنها شهرها و روستاهای ما را ویران ‌‌می‌کند و ما را هر روز ‌‌می‌کشد. سوالی که به سرعت هنگام بحث از مقاومت مدنی مسالمت‌‌آمیز مطرح ‌‌می‌شود. سوالی که جوابش را در خودش حمل ‌‌می‌کند. جوابی که طرح کننده سوال ‌‌می‌خواهد. اما آنجا سوال‌‌‌‌‌های دیگری هم مطرح ‌‌می‌شود.

البته این نوشته به هیچ‌وجه [برای] در بر گرفتن کامل مسئله فلسطین از تمام جوانب کافی نیست. اما بعضی از جواب‌های این سوال را پیش ‌‌می‌کشد. به علاوه به طرح سوال‌‌‌‌‌های جدیدی ‌‌می‌پردازد و به روشنگری در رابطه با مقاومت مدنی مسالمت‌‌آمیز فلسطینی‌‌‌‌ها در پاره‌‌‌ای از [اوقات] ‌‌می‌پردازد؛ به ویژه انتفاضه سنگ.

انتفاضه سنگ اول، موفق‌ترین تجربه مقاومت فلسطین در برابر اشغال به حساب ‌‌می‌آید. این انتفاضه بود که اشغالگران اسرائیلی را برای اولین بار مجبور کرد به وجود ملت فلسطین در [آن] سرزمین اعتراف کند. حقیقتی که سران اشغالگر برای دهه‌‌‌‌ها از آن طفره ‌‌می‌رفتند.

در این قسمت موضوعاتی که قبلاً مورد بررسی قرار دادیم زیاد تکرار خواهد شد. اما این بار در چارچوب مقابله با اشغالگری به آنها خواهیم پرداخت. قبل از این که شروع کنیم باید هدف از مقاومت را تعیین بکنیم. آیا مقاومت به دنبال آزادسازی سرزمین است؟ یا این که

به دنبال کشتن بعضی از سربازانی که از شهرک نشینان ‌‌[هستند].
چرا باید هدف از مقاومت را تعیین و روشن بکنیم؟ زیرا تعیین هدف به ما کمک ‌‌می‌کند از مسیر خود خارج نشویم و وارد پرتگاه کشتار و کشتار متقابل نشویم. زیرا که تعیین هدف ما را از گردن کلفتی‌‌‌‌‌های مردانه و هم چنین سخنرانی‌‌‌‌‌های گوش کر کن که خشونت را بزرگ و گویی خود [فی نفسه] هدف است، جلوه ‌‌می‌دهد، دور ‌‌می‌کند و مقاومت را بر جاده اصلی و اولیه خود قرار ‌‌می‌دهد که همانا آزادسازی خاک فلسطین و ایجاد کشور مستقل با یک حکومت دموکراتیک و سکولار [است] که همه در آن از جایگاه مساوی از حیث حقوق و تکالیف برخوردار باشند.

در این هدف، مقاومت ما را به راه‌حلی حقیقی و واقعی و همچنین عادلانه رهنمون ‌‌می‌سازد. به دور از ایدئولوژی‌‌‌‌‌های خشونت‌گرا که با خشونت زندگی ‌‌می‌کنند و از خشونت تغذیه ‌‌می‌کنند تا به حیات ادامه دهند. طرف اشغالگر همیشه نیازمند فرمانبری و همکاری ملت تحت اشغال است. فرمانبری و همکاری‌‌‌ای که ادامه کار را برای آن امکان پذیر ‌‌می‌کند. این همکاری همان همکاری‌‌‌‌ست که نظام دیکتاتوری به آن نیاز دارد تا بتواند به حکمرانی خویش ادامه دهد. تشابه شیوه نبرد علیه نظام دیکتاتوری و اشغالگر از اینجا نشأت ‌‌می‌گیرد و شاید انتفاضه سنگی که ملت فلسطین علیه نظام اشغالگر تجربه کرد بارزترین نمونه عدم همکاری باشد.

همانطور که نظام‌‌‌‌‌های دیکتاتوری در بکارگیری خشونت مهارت دارند، نظام‌‌‌‌‌های اشغالگر چیزی جز خشونت در برابر مقاومت مردم از خود ندارند. در نهایت به کار گیری سلاح در برخورد با اشغالگر همان تن دادن به نوع برخوردی است که این رژیم به دنبال آن است و چیزی جز بازی در زمین مورد علاقه رژیم نیست. باید اینجا اشاره کرد که این رژیم از اسلحه پیشرفته برخوردار است و پناه بردن ملت به ابزارهای غیر خشونت‌‌آمیز یعنی تحمیل قواعد بازی جدیدی در نبرد که رژیم اشغالگر را خلع سلاح ‌‌می‌کند. هدف‌‌‌‌‌های مقاومت چیست؟ خشونت کوتاه‌ترین مسیر در نبرد آزادگی و آزادسازی ‌‌می‌باشد. مقوله‌‌‌ای که طرفداران خشونت علیه اشغالگران زیاد به کار ‌‌می‌بندند. اما در حقیقت این نظریه در طول تاریخ شکست خورد. بعد از ۶ دهه استفاده از اسلحه علیه اشغالگران و نظا‌‌می‌کردن همه چیز ما به چه نتیجه‌‌‌ای رسیدیم؟ به جز از دست دادن سرزمین فلسطین به شکل تدریجی و همچنین از دست دادن حقوق ملتش؟ در کنار فروپاشی رویای بزرگ آزادسازی فلسطین تا جاییکه این رویاها روز به روز کوچک‌تر شد. همه چیز آب رفت و فلسطین که از رود تا دریا کشیده ‌‌می‌شد الآن چیزی جز یک کرانه باختری و غزه نیست که حکومتشان به دست دو مجموعه فاشیست افتاده که فاشیسم آنها زیاد تفاوتی با فاشیسم حکومت اشغالگر ندارد.

و اما بزرگترین رویای مقاومت و دستاوردهایش در این چند مورد خلاصه ‌‌می‌شود:
۱- آرزوی توقف شهرک سازی و شهرک نشینی از طرف اشغالگران؛
۲- باز کردن یک معبر از این یا آن طرف تا یک فلسطینی بتواند از یک شهر به شهر دیگری حرکت کند؛
۳- شلیک یک موشک به سمت یک شهرک تا باعث ارعاب و خراب کردن یک پیاده رو در یک شهر اسرائیل شود؛
۴- فرستادن یک فرد انتخاری به اسم «شهادت طلب» تا خود را میان بیشترین عدد ممکن از اسرائیلی‌‌‌‌‌های شهرک نشین منفجر کند و باعث کشتن یا زخمی‌کردن تعدادی از آنها شود؛
۵- انجام دادن یک عملیات بی سابقه که باعث کشتن تعدادی از سربازان در این جا یا آنجا شود و بعضی از مواقع هدف از این عملیات افراد شهرک نشین است.

آنچه موکد است این است که همه این کارها به فلسطین برنمی‌گردد. اینها کارهای جداگانه‌‌‌ای هستند که چارچوب‌‌‌هایشان از خارج از فلسطین تعیین ‌‌می‌شود. اما هدف این کارها به شکل طبیعی برای فلسطین نخواهد بود. جنبش مقاومت جوری دست به این کارها ‌‌می‌زند که گویی مسئله اصلی آنها هستند. با این که کاملاً آگاه است این عملیات کشتار برای اصل مسئله نبرد سودی در بر ندارد و فقط به استمرار چرخه خشونت که حاکم اصلی صحنه در این لحظه ‌‌[است] کمک ‌‌می‌کند.

با همه این‌‌‌‌ها طرف اشغالگر واکنش ویرانگری نسبت به این کارها نشان ‌‌می‌دهد.

[این واکنش] به شکل طبیعی بیشتر از حجم ضرری ‌‌می‌باشد که مقاومت به آنها تحمیل کرده است. در واکنش به این عملیات با‌ به‌کارگیری بمباران‌‌‌‌‌های هوایی بر شهرها و روستاهای فلسطینی در کرانه باختری و غزه، ارتش اسرائیل خانه‌‌‌‌‌های شهروندان فلسطینی را ویران ‌‌می‌کند و آنها را ‌‌می‌کشد. با این بهانه که مقاومت از ابزار خشونت علیه آنها استفاده ‌‌می‌کند، کشتار شهروندان از دید مردم اسرائیل و جامعه بین الملل مشروع به نظر ‌‌می‌رسد. زیرا که هدف اصلی دفاع از خود است. از طرف دیگر ما از این مقوله پیروی کردیم که ‌‌می‌گوید هیچ صدایی بالاتر از صدای نبرد نیست. به همین دلیل ارتباط ما با سرشت این درگیری مه آلود است و ما نمی‌خواهیم، ولو به شکل تئوری، راه حل‌‌‌‌‌های دیگری برای این مشکل در نظر بگیریم و به همین دلیل از پذیرفتن این واقعیت که خلق ابزارهای غیر خشونت‌‌آمیز برای مقاومت امکان پذیر است امتناع ورزیدیم. از طرف دیگر، طرف اشغالگر هر روز حقوق فلسطینی‌‌‌‌ها را بیشتر پایمال ‌‌می‌کند و حاضر نیست برای یک لحظه هم کوتاه بیاید زیرا بر قواعد بازی کاملاً مسلط است. به ویژه که ما از زبانی علیه آنان استفاده ‌‌می‌کنیم که آنها کاملاً به آن مسلطند و آن زبان خشونت است.

این گونه است که پیکار وارد چرخه‌‌‌ای شده است که نمی‌خواهد تمام شود و به نظر ‌‌می‌رسد در آینده نزدیک به همین حالت باقی خواهد ماند. سیطره خشونت بر نبرد به معنی تهی بودن تجربه فلسطینی‌‌‌‌ها در مقاومت مدنی غیر خشونت‌‌آمیز علیه اشغالگران اسرائیلی که آثار مثبت خودش را [ندارد]. در قسمت بعد ما به روشنگری تجربه انتفاضه سنگ غیر خشونت‌‌آمیز ‌‌می‌پردازیم. انتفاضه ۱۹۸۶ که درآن یکسری اعمال محدود خشونت‌‌آمیز هم اتفاق افتاد و هم‌چنین به بررسی انتفاضه قدس می‌پردازیم که در سال ۲۰۰۰ اتفاق افتاد و سراسر خشونت بود.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.