سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » مبارزه بدون خشونت راهی به سوی آزادی – بخش ششم...

مبارزه بدون خشونت راهی به سوی آزادی – بخش ششم

چکیده : موضع عدم خشونت فقط به این مسئله اکتفا نمی‌کند که فرد تجاوزکننده را قانع بکند دست از تجاوز بعدی خود بکشد. در این حالت این کار فایده‌‌ای نخواهد داشت. ابزاری که برای دفاع از خود در حالتی مانند این به کار گرفته می‌شود همان مشت آکیدو می‌باشد که به فرد مورد تجاوز اجازه می‌دهد حرکت فرد تجاوزکننده را فلج کند و او را کیش و مات و همچنین بر منش دشمنانه او غلبه...


هانی نعیم
مترجم: حمزه راکب

آیا عدم خشونت مطلق محال است؟

سخن از عدم خشونت مطلق چیزی جز یک رویا نیست. عدم خشونت مطلق محال است و تا حدود زیادی غیر واقعی. به ویژه در جهان ما که مالامال از خشونت است. شاید سخن گاندی در این رابطه از دقت بیشتری برخوردار باشد؛ هنگا‌‌می‌که گفت: به این دلیل که ما مخلوقات منزهی نیستیم. پس عدم خشونت کامل به مانند خط مستقیم اقلیدس یک امر کاملاً تئوری می‌باشد. در جای دیگری می‌گوید: از زمانی که انسان به شکل اجتماعی زندگی کرد لاجرم همیشه به بعضی از انواع خشونت متوسل شد.

باید به این مسئله اشاره کرد بیشتر کسانی که از مفهوم عدم خشونت مطلق دفاع می‌کنند همان افراد مخالف مفهوم عدم خشونت هستند. برای این که بتوانند به راحتی این مفهوم را مورد تهاجم قرار دهند، با این وصف که این مفهوم به شکل اجمالی غیر قابل‌ به‌کارگیری در مبارزه برای آزادی می‌باشد.

از اینجاست که این سوال سنتی مطرح می‌شود که اگر یک فرد مسلح به دنبال کشتن من یا یکی از اعضای خانواده من باشد چه می‌کنم؟ البته پاسخ به این سوال سخت [است]. به شکلی که فرد سوال کننده، اگر بخواهد به این سوال پاسخ بدهد خود را در یک موضع سخت خواهد دید.

اما سوالی فرضی به مانند این جز پاسخ فرضی نخواهد داشت. در این حالت موضع عدم خشونت فقط به این مسئله اکتفا نمی‌کند که فرد تجاوزکننده را قانع بکند دست از تجاوز بعدی خود بکشد. در این حالت این کار فایده‌‌ای نخواهد داشت. ابزاری که برای دفاع از خود در حالتی مانند این به کار گرفته می‌شود همان مشت آکیدو می‌باشد که به فرد مورد تجاوز اجازه می‌دهد حرکت فرد تجاوزکننده را فلج کند و او را کیش و مات و همچنین بر منش دشمنانه او غلبه بکند.

عدم خشونت مطلق؛ نگاه اتوپیایی لوترکینگ و واقع نگری گاندی

در بیستم سپتامبر ۱۹۵۸ یک زن یک ضربه چاقو به مارتین لوترکینگ، رهبر جنبش حقوق شهروندی در ایالات متحده زد. بعداً متوجه شدند این فرد مشکل روانی داشت و هنگا‌‌می‌که این فرد در حال زدن مارتین لوترکینگ بود بادیگارد شخصی وی او را از آنجا نراند و خود مارتین لوترکینگ هیچ حرکت دفاعی از خود نشان نداد. شاید لوترکینگ می‌خواست تصویرش در نزد مردم به مانند تصویر یک پیامبر کاملاً مسالمت‌آمیز، که اصلاً از خشونت حتی در کمترین حد هم استفاده نمی‌کند [باقی] بماند. اما این نوع عملکرد با ساده‌لوحی زیاد و همچنین اتوپیانگری مفرط همراه بود که ضرر آن از نفعش برای مبارزه وی بیشتر بود. اگر فرض کنیم این ضربه چاقو باعث کشتن وی [می‌شد] این یعنی جنبش حقوق شهروندی رهبر خود را از دست می‌داد. رهبری که از نگاه و هوش بالایی برخوردار بود و از توانایی فوق العاده‌‌ای برای نبرد آزادسازی بهره مند بود.

از اینجاست که باید این نوع مفهوم عدم خشونت را کنار گذاشت. چون مبارزین مسالمت‌آمیز را تبدیل به افرادی بدون صلابت در پیکارشان علیه رژیم و اشغال می‌کند.

در مقابل می‌بینیم عدم خشونت نزد گاندی به واقعیت و همچنین به سرشت و فطرت انسان نزدیکتر [و] با مفهو‌‌می‌که مارتین لوترکینگ از عدم خشونت ارائه داد متفاوت است.

در جاهای مختلفی گاندی در رابطه با عدم خشونت مطلق صریح و واضح بود و در کتابش «همه انسان‌‌‌ها برابرند» می‌گوید: اگر مجبور باشیم بین بزدلی یا خشونت یکی را انتخاب کنیم باید راه حل خشونت‌آمیز را انتخاب کنیم.

[زمانیکه] کوچکترین پسرم از من پرسید هنگا‌‌می‌که او شاهد عملیات ترور نافرجام من در سال ۱۹۰۸ بود که نزدیک بود جان مرا بگیرد، چه کار باید می‌کرد؟ باید فرار می‌کرد و می‌گذاشت من کشته شوم؟ یا این که از نیروی فیزیکی برای نجاتم استفاده می‌کرد؟ به او پاسخ دادم که او باید از من دفاع می‌کرد حتی اگر این امر با استفاده از خشونت باشد. در جای دیگری از کتاب، گاندی از طرح مثال‌‌های حقیقی دوری می‌کند و به طرح یک مسئله فرضی که احتمال صدق آن در جاهای دیگر جهان بود می‌پردازد. آن این بود؛ تصور کنید یک انسان دیوانه و هار یک شمشیر به دست بگیرد و هر انسانی که سر راهش باشد را بکشد. در این صورت ما مجبوریم که او را متوقف کنیم. اگرچه مجبور شویم او را بکشیم. اینجاست که همه جامعه عمل کسی را که توانست این فرد روانی را متوقف کند مورد تحسین قرار می‌دهد و همه به خاطر این خدمت بزرگ مدیون وی می‌شوند.

با استفاده از این مسائل ما نظریه عدم خشونت گاندی را متوجه می‌شویم. نظریه‌‌ای که راه را بر مفهوم عدم خشونت مطلق می‌بندد تا مفهوم عدم خشونت را در چارچوب انسانی و واقعی‌اش قرار دهد و از کشیده شدن به یوتوپیانگری غیر واقعی جلوگیری کند. اینجا تفاوت بین عدم خشونت گاندی و عدم خشونت لوترکینگ آشکارتر می‌شود. در اینجا به عدم خشونت گاندی گرایش بیشتری داریم.

در رابطه با اشغال و سوزاندن ساختمان‌‌های دولتی

ما در طول انقلاب مصر در سال ۲۰۱۱ شاهد اشغال و سوزاندن ساختمان‌‌های دولتی و موسسات هم ردیف تابع نظام مانند دفاتر حزب ملی حاکم از طرف معترضین مسالمت‌آمیز بودیم. این صحنه، این بحث را پیش کشید که تا چه حد [می‌توانیم] این انقلاب را مسالمت‌آمیز بدانیم. البته سوال‌‌های دیگر درباره مرز بین خشونت و مبارزه مسالمت‌آمیز مطرح شد. از جمله آنها این بود که سوزاندن ساختمان‌‌های تابع نظام کاری مسالمت‌آمیز است یا خشونت‌‌آمیز؟

اولاً باید متذکر شد که این ساختمان‌‌‌ها زمانی سوزانده شد که کاملاً تخلیه شده بود و هیچ فردی در آنها نبود. این اصرار معترضین در مسئله سلامت دیگران و عدم آسیب رساندن به هیچ فرد مرتبطی با نظام را نشان می‌داد. این به دلیل آگاهی زیاد معترضین در رابطه با مسئله‌‌ای که برای آن مبارزه می‌کردند بود. همچنین آگاهی آنها به این که وارد بازی خشونت نشوند؛ چیزی که نظام تا لحظه آخر قبل از سرنگونی‌اش به دنبال آن بود.

دوماً اشغال مسالمت‌آمیز ساختمان‌‌های تابع نظام یکی از شیوه‌‌های مبارزه به حساب می‌آید که می‌توان در رویارویی‌‌‌ها آن را به کار برد. زیرا که افتادن این ساختمان‌‌‌ها دست معترضین به معنی عدم قدرت نظام در حمایت از خودش خواهد بود. امری که به شکل نمادین از آن به ضعف نظام تعبیر می‌شود. در نهایت این شروع عدم مشروعیت نظام در مقابل ضربه‌‌‌هایی [است] که جنبش اعتراضی مخالفش [را] با آن توجیه می‌کنند.

سوماً ادامه اشغال ساختمان‌‌های تابع نظام خصوصاً آنهایی که از اهمیت نمادین برخوردار باشند مانند مجلس نمایندگان، مجلس وزرا و محاصره قصر ریاست جمهوری به تضعیف کردن بیشتر نظام منجر می‌شود.

این گونه حرکات به فلج کردن نظام می‌انجامد. در واقع جاهای محدودی هستند که باعث سقوط سریع‌‌تر نظام می‌شوند.

و چهارماً صحنه‌‌های آتش گرفتن ساختمان‌‌های تابع نظام بار نمادین زیادی دارد. نماد ضعف نظام [است] و این کار به عنوان خشونت به حساب نمی‌آید. علی‌الخصوص که معترضین بر مسئله خالی کردن این ساختمان‌‌‌ها از کارمندان تاکید کردند تا مبادا کسی آسیبی ببیند. البته جنبش اعتراضی می‌تواند این ساختمان‌‌‌ها را اشغال کند و به پاکسازی این ساختمان‌‌‌ها بپردازد بدون این که این ساختمان‌‌‌ها را آتش بزند و در نهایت می‌تواند پرچم جنبش را بر آنها نصب کند و به عنوان یک مقر برای خود استفاده کند. [می‌تواند] به نفع کمیته‌‌های [مدیریت] جنبش مصادره شود تا به عنوان محلی برای جلسات و دعوت از رسانه‌‌‌ها از آن استفاده شود.

خشونت محدود

حادثه شتر به عنوان مثال حادثه تکراری‌‌ای بود که تعدادی از مزدوران و عناصر رژیم در پشت شترها به محل تجمع معترضین در میدان آزادی در قاهره حمله ور می‌شدند. نظام این کار را برای سرکوب و ارعاب معترضین جهت خالی کردن میدان و بهم ریختن جنبش اعتراضی انجام می‌داد. مزدوران (یا لمپن‌‌‌ها به اصطلاح مصری) به معترضین حمله‌ور شدند. در حالی که شلاق به دست معترضین را راست و چپ مورد ضرب و شتم قرار می‌دادند. معترضین مسالمت‌آمیز چگونه به این اتفاق واکنش نشان دادند؟ هزاران معترض جلوی شترها شروع به فرار کردند و در همین حال ده‌‌‌ها نفر به خاطر این حمله شنیع زخمی ‌شدند. تکرار این گونه صحنه‌‌‌ها فقط در قرون وسطی اتفاق می‌افتد. اما در چنته نظام‌‌های دیکتاتوری همیشه چیزهایی هست که ما را شگفت‌زده می‌کند. آنها از ذهن پرباری در خلق شیوه‌‌های سرکوب و قتل بهره مندند. هنگا‌‌می‌که هیچ گزینه‌‌ای روبروی معترضین جز مقاومت نبود و با توجه به این که به جز دستان تهی چیزی نداشتند خود را به شکل دسته‌‌های پنج نفری درآوردند که هر دسته مسئول پایین آوردن یکی از این افراد مزدور از پشت شتران بود. سپس وی را بازداشت می‌کردند و این گونه این هجوم را خنثی کردند. این اتفاق بدون این که حتی یک مزدور کشته شود [رخ داد]. در این حالت آنها گزینه‌‌های زیادی نداشتند. آنچه انجام دادند دفاع از خود با کمترین هزینه ممکن بود. آنها به آنچه که نظام می‌خواست کشیده نشدند. یعنی نه به خشونت مفرط روی آوردند و نه میدان را خالی کردند. با این اوصاف، آنها توازن را به این نبرد برگرداندند و حادثه شتر را با کمترین هزینه پشت سر گذاشتند.

از این جا باید آگاه باشیم که خشونت کاملاً محدود در اینگونه برخوردها می‌تواند امری حتمی و گریزناپذیر باشد. آنچه باید درک کرد این است که نباید خشونت را در استراتژی عام مبارزه یا ابزارهای از پیش تعیین شده جای داد تا تاثیر منفی بر مسیر جنبش اعتراضی نگذارد.

قیام سوریه، توپ برف مسالمت‌‌آمیز

خشونت تنها وسیله سرکوب جنبش‌‌های اعتراضی مسالمت‌آمیز از سوی نظام‌‌‌ها می‌باشد. در سایه گسترش استفاده از خشونت و عدم پناه آوردن معترضین به خشونت متقابل جهت دفاع از خود و پافشاری آنها بر مسالمت‌آمیز بودن جنبششان، تایید وسیع‌تری از طرف مجموعه‌‌‌هایی که در عمل مدنی و سیاسی شرکت نمی‌کردند نصیبشان می‌کند. افرادی که خود را نسبت به مسائل داخل کشور‌ بی‌تفاوت نشان می‌دهند نمی‌توانند مدت زیادی در برابر بازداشت، شکنجه و قتل شهروندان به خاطر مواضع سیاسی‌شان ساکت بمانند. شاید ساده‌ترین کاری که بکنند آن باشد که دیگر نسبت به آنچه دور و برشان رخ می‌دهد‌ بی‌تفاوت نباشند و سعی در فهم مسئله‌‌ای که این شهروندان به دنبال آن هستند و جانشان را در این مسیر فدا می‌کنند [داشته] باشند.

همچنین خشونت نظام بدون شک دایره دشمنانش را وسیع‌‌تر می‌کند و در نهایت روستایی که یکی از افرادش به دست دستگاه امنیتی کشته شود یک محله دیگری [است] که نظام در جنگش جهت بقا از دست می‌دهد.

این[است] آنچه که در سوریه و به طور [خاص] در استان درعا اتفاق افتاد. خشونت افراطی که نظام در برابر معترضین به کار بست و کشتن تعداد زیادی از شهروندان آن باعث شد در هفته‌‌های اول اعتراض، عدد افراد شرکت کننده به ده‌‌‌ها هزار نفر برسد. برخوردها ادامه پیدا کرد تا باعث شد دو نفر از نمایندگان این استان استعفای خود را به مجلس ملت تقدیم بکنند. همچنین تعدادی از اعضای مجلس استان استعفا دادند و این گونه نظام به علت شیوه برخوردش با معترضین یکی از استان‌‌‌ها را از دست داد. احتمال تکرار این اتفاق زیاد بود به این دلیل که خشونت به کار گرفته شده از طرف نظام روز به روز بیشتر می‌شد. در برابر این خشونت یک پافشاری ملی بر مسالمت‌آمیز بودن اعتراضات قرار داشت. از همان لحظه‌‌های اول اعتراض، مسالمت‌آمیز بودن تمام حرکات واضح بود و شعار «مسالمت‌آمیز، مسالمت‌‌آمیز» اولین شعار مطرح شده از طرف معترضین در اولین راهپیمایی خودجوش در خیابان‌‌های پایتخت بود. این باعث ملحق شدن مجموعه‌‌های مختلفی به قیام علیه نظام دیکتاتوری شد که بیش از ۴۰ سال کشور را اداره می‌کرد. رفتن جوانان به استقبال تانک‌‌‌ها با سینه‌‌های باز جهت منع آنها از پیشروی در شهر درعا، نمود مسالمت‌آمیز بودن جنبش اعتراضی‌شان بود. راهپیمایی که با ده‌‌‌ها معترض در دمشق شروع شد به سرعت گسترش پیدا کرد و تمام سوریه را در بر گرفت. جنبش به شکل طبیعی در کشور رشد کرد و خواسته آنها از آزادی در هفته‌‌های اول به سرنگونی نظام بعد از دو ماه تبدیل شد.

در مثال سوریه شاهد جدل در رابطه با مسالمت‌آمیز بودن یا نبودن قیام هستیم. این به معیار اصلی تایید یا نفی قیام تبدیل شد.

بهانه‌‌ای که بعضی ضد قیام مسالمت‌آمیز به کار می‌بردند استفاده از خشونت از طرف معترضین جهت سرنگونی نظام بود.

نظام از همان اول شهروندان معترض را مجموعه‌‌‌‌‌های تروریستی خواند که به دنبال اقدام علیه امنیت ملی بودند. این باعث شد معترضین در برابر گلوله هایی که عناصر امنیتی نظام و عناصر چریکی اش به سوی آنها شلیک ‌‌می‌کردند بیشتر و بیشتر به شعار «مسالمت‌‌آمیز، مسالمت‌‌آمیز» تمسک بجویند. چه بسا این عبارت «اسلحه‌‌‌‌‌های ما در برابر نظام، گوشی‌‌‌‌‌های همراه ماست» که یکی از معترضین آن را به کار بست بهترین دلیل بر توانایی آنها بر عریان ساختن نظام در جنایاتش بود. به موازات روایت رسمی‌‌ نظام از اتفاقات، رسانه نظام [به صورت] هفتگی شروع به پخش اعترافات تلویزیونی در یک یا چند مجموعه ‌‌می‌کرد که خبر از استفاده [معترضان] از اسلحه جهت کشتن شهروندان عادی، پلیس و عناصر امنیتی ‌می‌داد. با معرفی آنها به عنوان معترضین سعی در غیر مشروع جلوه دادن اعتراضات مرد‌‌می و همچنین حفظ این حق برای خود جهت استفاده از خشونت علیه این اعتراضات ‌‌می‌کرد. اما این تلاش‌‌‌‌‌های نظام شکست خورد. چون صحنه‌‌‌‌‌های فیلم برداری شده زیادی در شهرهای مختلف نشان ‌‌می‌داد که عناصر نظام و تنها عناصر نظام، دست به خشونت ‌‌می‌زدند. تا به امروز هیچ کس به […] یقین نمی‌تواند ادعا کند که در میان معترضین افراد مسلحی حضور داشتند. این فقط شایعه و پروپاگاندای نظام بود که به جز طرفداران روایت رسمی‌ نظام کسی آن را باور نمی‌کرد. باید اشاره کرد که در بعضی مناطق [مرزی]، درگیری‌‌‌‌‌های نظا‌‌می ‌رخ داد اما این درگیری‌‌‌‌ها بین افراد جدا شده ارتش و افراد تابع ارتش بود و بر حسب گفته بعضی از سربازان حاضر در این درگیری‌ها، علت این درگیری‌‌‌‌ها فقط ایجاد کانال‌‌‌‌‌های امن برای عبور شهروندانی بود که از سرکوب نظام در حال فرار بودند. اینجا چند نکته حائز اهمیت است. مهم‌ترین آنها این بود که تصمیم استفاده از خشونت از یک تصمیم مرکزی از طرف مجموعه هماهنگ کننده اعتراضات که بیانیه‌‌‌‌‌های انقلاب را صادر ‌‌می‌کرد نشأت نگرفته بود. بلکه این کار به وسیله یک مجموعه نظا‌‌می جداشده از ارتش جهت دفاع از تعدادی از شهروندان انجام گرفت. اما تمام بیانیه‌‌‌‌ها و مانیفست‌‌‌‌‌های اعلام شده از طرف معترضین و کنش‌گران به شکل کامل و واضح بر عدم کشیده شدن به خشونت و مسالمت‌‌آمیز بودن قیام در برابر نظام تاکید ‌‌می‌کرد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.