سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » چه در جنگ و چه در عرصه مبارزه با کرونا، عده‌ای با علم به هم‌آغوشی با مرگ باز هم کوت...

چه در جنگ و چه در عرصه مبارزه با کرونا، عده‌ای با علم به هم‌آغوشی با مرگ باز هم کوتاه نیامدند/ مهمترین مفهوم از دست رفته در سالیان پس از جنگ، اعتماد عمومی است

چکیده :وقتی از جنگ برگشتیم، یک سری از حقایقی که توسط خود آقایان از شرایط جنگ گفته شد، فضای جدیدی را به وجود آورد. چرا که در اصول مدیریت، تا زیر ۵ درصد از تدابیر مدیریتی می‌تواند اشتباه باشد و وقتی جنگ را مرور می‌کنیم، متوجه می‌شویم که مسئله ۵ درصد و این‌ها نبوده...


حسین کرمان‌پور، مدیرکل روابط عمومی و امور بین‌الملل سازمان نظام پزشکی و مدیر بخش اورژانس بیمارستان سینا که این روزها در خط مقدم مقابله با بیماری کرونا روزگار می‌گذراند، در گفت‌وگویی از حال و احوال روزهای حضور در جبهه های جنگ گفت که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید:

در آبان‌ماه سال ۶۴ بود که در سن کمتر از ۱۵ سالگی برای اولین بار وارد جبهه خط پدافندی مقدم شلمچه شدیم و در ۲۲ بهمن همان سال هم در عملیات والفجر ۴ و تسخیر فاو شرکت کردیم.

در این عرصه، خانواده ۱۰۰ درصد مخالف حضور من در جبهه بودند و تقریبا می‌توانم بگویم که اولین بار برای این مسئله از خانه فرار کردم. چرا که من پسر ارشد خانواده بودم و در عین حال، پدر من که بازاری بودند، از دسته شخصیت‌هایی بودند که اساسا با هر حرکتی در بسیج و سپاه و انقلاب مخالف بودند. ایشان به شدت متدین بوده و اتفاقا با روحانیت هم رابطه خوبی داشتند، اما به من توصیه داشتند که خیلی در بحث انقلاب و نظام سرمایه‌گذاری نکنم.

به هر حال، تصمیم خودم بود که در جبهه شرکت کنم. فضای ذهنی جوانان در آن دوران، تفاوت قابل ملاحظه‌ای با شرایط کنونی داشت و همه ما در فضای انقلابی و عرصه اوایل انقلاب و شرایط حماسی و جنگی کشور قرار داشتیم. به همین علت تا آخرین روزهایی هم که من برای چندمین بار به جبهه رفته و زخمی‌ می‌شدم، همواره پدر بنده موافق نبودند و هر بار یکی از سخت‌ترین لحظات زندگی من این بود که چگونه با ایشان خداحافظی کنم و به جبهه بروم.

مهمترین مفهوم از دست رفته در سالیان پس از جنگ، اعتماد عمومی است

اگر بخواهیم با نگاه واقع‌بینانه، مقایسه‌ای بین آن دوران و دوران کنونی داشته باشیم، باید گفت که مهمترین مفهومی که در این سالیان از دست دادیم، موضوع اعتماد عمومی مردم بوده است.

اگر به من بگویید که از رفتن به جنگ، پشیمان هستید یا خیر، قطعا پشیمان نیستم و هرچه دارم از همان دوره حضور در عرصه دفاع از کشورم است. اما همانگونه که گفتم، بزرگترین چیزی که در این چند دهه، نسبت به دوران دفاع مقدس از جامعه ما رفته، اعتماد است.

آنچه بسیجیان دوره جنگ در حاکمیت می‌بینند در تناقض آشکار با مفاهیمی است که در آن دوران تجربه کرد‌ند

مثلا ما در آن زمان، چندین هزار بسیجی سر از پا نشناخته بودیم که بدون هیچ چون و چرایی، فرمان رهبری وقت انقلاب را گوش می‌کردیم. بخش اعظمی از آن‌ها که با این انگیزه به جبهه رفتند، الان سرخورده هستند. همان اعتقادات، ایده‌ها و انگیزه‌ها را دارند، اما آنچه در حاکمیت می‌بینند در تناقض آشکار با مفاهیمی است که در آن دوران تجربه کرد‌ه‌اند.

وقتی از جنگ برگشتیم، یک سری از حقایقی که توسط خود آقایان از شرایط جنگ گفته شد، فضای جدیدی را به وجود آورد. چرا که در اصول مدیریت، تا زیر ۵ درصد از تدابیر مدیریتی می‌تواند اشتباه باشد و وقتی جنگ را مرور می‌کنیم، متوجه می‌شویم که مسئله ۵ درصد و این‌ها نبوده است. اگر منصفانه به جنگ نگاه کنیم، خیلی از اتفاقات آن، ایثار، فداکاری و از خودگذشتگی مردم این مملکت است و بخش معنی‌داری از آن هم، سومدیریتی بوده که می‌توانسته رخ ندهد. مفاهیمی که در جای خود قابل بررسی و واکاوی خواهد بود.

عدم بیان حقایق جنگ از سوی حاکمیت، سواعتماد جامعه را بیشتر می‌کند

اگر همه این مسائل، پس از گذشت چند دهه از پایان جنگ اگر برای مردم بازگو نشود، سواعتماد به وجود آمده، بیشتر و بیشتر هم خواهد شد. برخی عنوان می‌کنند که اجازه بدهیم تا نسل‌های آتی زمانی این ایرادات را مطرح کنند که نسل جنگ و خانواده شهدا حضور نداشته باشند تا احتمال شورش به وجود نیاید. مسئله‌ای که به زعم من، تفکر غلطی بوده و مردم به حدی صاحب تعقل هستند که اگر حاکمیت، راسا اقدام کرده و واکاوی آنچه در جنگ گذشت را انجام دهد، آن را منطقا خواهند پذیرفت.

در سوی مقابل، اگر به این مسئله نپردازیم هم بالطبع درست عمل نخواهیم کرد. چرا که ممکن است در اتفاقات بعدی هم با همان شور و هیجان وارد عرصه شود و این بار، جای پای رفتگان، دیگر راه را هموار نخواهد ساخت.

چه در جنگ و چه در عرصه مبارزه با کرونا، عده‌ای با علم به هم‌آغوشی با مرگ باز هم کوتاه نیامدند

اگر بخواهیم وجوه تشابه حضور در خط مقدم جنگ و شرکت در خط مقدم مقابله با بیماری کرونا را بررسی کنیم، باید گفت که بزرگترین تشابه جنگ و شش ماهه مبارزه با بیماری، این است که عده‌ای با علم به خطرات مسیر و احتمال هم‌آغوشی با مرگ، باز هم کوتاه نیامده و ایستاده‌اند.

کما اینکه در جنگ هم، من نمی‌دانستم که اگر از این خاکریز به سوی دیگری بروم، چه اتفاقی برای من خواهد افتاد.

در بازه این خطرات از قطع نخاع داریم که بچه‌ها هستند و سال‌هاست که از روی تخت، تنها به سقف نگاه می‌کنند تا اسارت و شکنجه و شهادت و امثال آن. این تشابه بزرگ این دو برهه است که شما می‌دانید با مرگ، چندقدمی بیشتر فاصله ندارید، اما باز وظیفه خود را انجام می‌دهید و این اتفاق کوچکی نیست.

تفاوت ما با بسیاری از ملت‌ها در این است که وقتی می‌بینیم که به حضور ما نیاز است، علیرغم خطر حاضریم حتی چند متر جلوتر از ایثار حرکت کنیم. مثلا ما یک رزیدنت اورژانس داشتیم که باید درس می‌خواند و پس از امتحان و اخذ تخصص، سراغ زندگی خود می‌رفت اما وقتی رفیقش دچار وضعیت حاد کرونا شد از امتحان خود صرفنظر کرده و با حضور ۴۰ روزه در ICU و عقب افتادن یکساله از آزمون، دوست خود را نجات ‌داد.

در این دوره‌ای که در سینمای ایران دم از بحران داستان و سوژه می‌زند، این مسائل، اتفاقات کوچکی نبوده و باید آن‌ها را به مردم بگوییم. یا خانم دکتری با داشتن فوق تخصص جراحی پلاستیک که حیطه لاکچری در حوزه پزشکی است به عنوان پزشک عمومی در اورژانس کرونا به خدمت می‌پردازد و اتفاقا، خود و خانواده‌اش هم به بیماری مبتلا می‌شوند. این‌ها، همان چندمتر جلوتر از ایثار است که مشابه آن را در جنگ نیز شاهد بودیم.

مدیران ارشد و میانی صدا و سیما به دلیل جهت‌گیری‌های فکری در مقابل میرحسین و آیت‌اله هاشمی قرار دارند

در سالیان اخیر، متاسفانه شاهد هستیم که صدا و سیما برخی از چهره‌های محوری دفاع مقدس، نظیر مهندس میرحسین موسوی و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را در روایتگری‌های خود از جنگ مورد بی‌اعتنایی قرار می‌دهد. مدیران ارشد و حتی میانی صدا و سیما از ناحیه طرز تفکری برگزیده می‌شوند که از نظر سیاسی، دقیقا در نقطه مقابل همین شخصیت‌ها قرار گرفته است.

طبیعی است که خروجی برنامه‌های بزرگ صدا و سیما از این دو بزرگوار روایتی نداشته باشد. کما اینکه، درباره مرحوم آیت‌الله منتظری هم شاهد این بی‌مهری‌ها هستیم. البته که منظور، صرفا بیان تعریف و تمجید نیست و مثلا در دوره شخص آیت اله هاشمی هم، ما عملیات کربلای ۴ را داریم که نقطه سیاهی در جنگ بوده است. اما منظور این است که در روایتگری و واقعه‌نگاری جنگ دست به روایت حقیقی نمی‌زنند و این، مایه تاسف است.

از آن جا که مدیران صدا و سیما از طبقه و جریان خاصی انتخاب می‌شوند، لذا خود را وامدار کسی می‌دانند که آن‌ها را به این سمت گماشته و ترجیح می‌دهند تا با نبستن سری که درد نمی‌کند، اساسا به این شکل از مسائل و بیان حقایق درباره اشخاص، نوعا ورود نداشته باشند.

منبع: امتداد


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.