سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » سردار کیانی، موسس و نخستین فرمانده سپاه آبادان: میرحسین بزرگوارانه و بسیجی‌وار، ه...

سردار کیانی، موسس و نخستین فرمانده سپاه آبادان: میرحسین بزرگوارانه و بسیجی‌وار، همه موضوعات جنگ را با پشتیبانی و مدیریت خود تحت نظر داشت

چکیده :جنگ، یک اقدام جمعی بوده و تقلیل آن به اعمال یک سری از فرماندهان و افراد، جفای به کلیت جنگ خواهد بود. یکی از بردهای جمهوری اسلامی که باید خیلی بیشتر از آن استفاده می‌شد، این بود که ما یک کار جمعی در ابعاد وسیع را در اوایل انقلاب تجربه کردیم و به رغم تمامی اشتباهات و کاستی‌ها، برآیند آن یک اتفاق مثبت بود....


تاریخ جنگ ۸ ساله ایران و عراق، طی سالیان گذشته و پس از اتمام جنگ بارها از اقوال مختلف روایت شده و با این حال به نظر می‌رسد که ناگفته‌های فراوانی، همچنان درباره شرایط حاکم بر این رویداد بزرگ وجود دارد.

سردار مهدی کیانی، موسس و نخستین فرمانده سپاه آبادان و فرمانده لشگر ۳۲ انصار در عملیات کربلای ۴ در خصوص ورود خود به عرصه جنگ و شرایط حاکم بر آن بیان داشت:

من از ابتدای تشکیل سپاه وارد این ارگان شدم و در ۲۳ سالگی، سپاه آبادان را تاسیس کردم و همان زمان هم با آغاز جنگ وارد عرصه دفاع مقدس شدم.

ما خوزستانی بودیم و منزل ما در دزفول بود و همه خانواده یا در جبهه یا پشتیبانی جبهه‌ها فعالیت می‌کردند. افراد ذکور خانواده‌ همه درگیر جنگ بودند و دو تن از برادران من در عملیات فتح المبین به شهادت رسیدند.

من خیلی اهل خاطره نیستم ولی باید این نکته را بگویم که از همان روزهای اول جنگ، مردم دریافت کرده بودند که باید در جنگ شرکت داشته باشند. در بحث خرمشهر و آبادان این قصه خیلی ملموس بود که ظرف، نیروهای مسلح برای استعدادیابی، شناسایی، آموزش و هدایت و فرماندهی بودند و مظروف نیز، مردمی بودند که با تمام توان وارد عرصه جنگ در خط مقدم شدند.

دولت و ملت در زمان جنگ، هیچ مسئله پنهانی با یکدیگر نداشتند

اتفاق عجیبی که در زمان جنگ در جامعه داشتیم، این بود که دولت و مردم، چیزی از یکدیگر پنهان نداشتند. بر همین اساس هم، مردم با تمام توان وارد عرصه شده و از همه دارایی‌های خود، اعم از مال و جان و فرزندان خود برای پشتیبانی از جبهه‌های نبرد استفاده می‌کردند. گرچه جنگ، شهید داشت، اسیر داشت و خرابی‌هایی را به بار می‌آورد، ولی مردم به معنای واقعی، خم به ابروی خود نمی‌آوردند.

هر زمان، درک خوبی بین دولت و ملت وجود داشته باشد، شاهد چنین صحنه‌هایی خواهیم بود. این فضا، یک تغییر رویه‌ اساسی در اذهان طراحان جنگ ایجاد کرد و شاید بتوان حضور مردم را زیباترین خاطره از دوران دفاع مقدس دانست که به شخصه در ۴ دهه انقلاب، نظیر آن را ندیدم.

جنگ، یک اقدام جمعی بوده و تقلیل آن به اعمال یک سری از فرماندهان و افراد، جفای به کلیت جنگ خواهد بود. یکی از بردهای جمهوری اسلامی که باید خیلی بیشتر از آن استفاده می‌شد، این بود که ما یک کار جمعی در ابعاد وسیع را در اوایل انقلاب تجربه کردیم و به رغم تمامی اشتباهات و کاستی‌ها، برآیند آن یک اتفاق مثبت بود.

گاهی از نقش ارتش در جنگ با بی‌مهری یاد می‌شود

کمتر از آن دسته از رزمندگانی که در قامت یک سرباز یا بسیجی ساده و بی‌نام و نشان، معبر را برای سایرین باز می‌کردند، یادد می‌شود و این جفایی به حق این فداکاران بوده است. البته، درست است که ما فرماندهی، طرح‌ریزی و برنامه‌ریزی برای عملیات‌ها داشتیم ولی، گاهی اگر یک گروه، دسته یا گروهان، کار خود را ایثارگرانه دنبال نمی‌کردند، وضعیت به گونه دیگری رقم می‌خورد.

به صورت خاص هم، من اعتقاد دارم که گاهی در حق ارتشی‌ها بی‌مهری صورت گرفته است. به هر حال در روزهای اول جنگ، دوستان ارتشی ما حضور داشتند و در آستانه پنجم مهرماه و سالروز شکست حصر آبادان لازم می‌دانم که عنوان کنم که تکاوران دریایی ارتش به رغم اینکه، فرهنگ متفاوتی با بسیجیان داشتند، ولی با بهره‌گیری از علقه ملی و میهن‌پرستی خود، خدمات ارزنده و بسیار قابل ستایشی را در آن وهله از خود به یادگار گذاشتند. گاهی از دوستان ارتشی با بی‌مهری یاد شده و من به نوبه خودم، هم یادشان کرده و اگر در جایی جفا داشتم از آن‌ها عذرخواهی می‌کنم.

اگر تنها پذیرش قطعنامه ۵۹۸ را به عنوان خدمت آیت‌الله هاشمی بسنجیم، کارستان بوده است

انجام کار نظامی، اساسا بدون فرماندهی بی‌معنی خواهد بود و مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، فرمانده جنگ بوده و چه قبل از صدور حکم فرماندهی از سوی امام و چه پیش از آن، فرماندهیِ ارزشمند و موثری داشته است. ایشان، خدمات بسیار موثر و ارزنده‌ای در جنگ داشته و معتقدم که اگر، تنها همان پذیرش قطعنامه ۵۹۸ را به شکل اختصاصی در خدمات ایشان بسنجیم، به نظرم، کارستانی بوده است. چرا که برای ادامه جنگ، ممکن است که خیلی‌ها نظر بدهند ولی برای صلح و پایان جنگ به ندرت کسی پیش‌قدم شده و برای نقطه پایان جنگ سینه سپر می‌کند.

میرحسین به عنوان نخست‌وزیر مورد وثوق امام، همراهی مطلق با جنگ داشت

همچنین، مهندس میرحسین موسوی نیز، نخست وزیر مورد وثوق امام بوده و بنده به عنوان کسی که در آن دوران، معمولا فرمانده قسمت‌های مختلف بودم، می‌گویم که همه کسانی که چه در رده‌های بالا و چه در رده‌های پایین در جنگ بودند، خدمات مهندس موسوی و همراهی مطلق ایشان را هیچ‌گاه زیر سوال نمی‌برند.

در دوران ۸ ساله‌ جنگ که میرحسین، نخست وزیر جنگ بوده، همه با تجلیل از او یاد کرده‌اند. چرا که بزرگوارانه و بسیجی‌وار، همه موضوعات جنگ را با پشتیبانی و مدیریت خود تحت نظر داشته است. اینکه برخی آقایان حرف‌هایی از کم کاری و اهمال از سوی دولت در جنگ می‌زنند، حرف‌هایی بوده که بعدها درآمده و در طول دوران جنگ، ما هیچ‌گاه از این حرف‌ها نداشتیم.

همواره به عنوان یک انسان خدوم و پشتیبان جنگ از میرحسین یاد شده و ما هم یاد ایشان را گرامی می‌داریم. هم یاد ایشان در این ایام باید گرامی داشته شود و هم باید یاد مرحوم آیت‌الله هاشمی را به عنوان فرمانده جنگ گرامی بداریم.

من در زمان فوت مرحوم آیت‌الله هاشمی هم، عنوان کردم که بررسی تاریخ دفاع مقدس بدون نام ایشان، اصلا میسر نبوده و بی‌انصافی است که ما چنین رویه‌ای را شاهد باشیم. ایشان، حتی قبل از اینکه حکم فرماندهی خود را از امام دریافت کند، موثرترین فرد در پشتیبانی جنگ بوده است.

منبع: امتداد


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.