سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

کدام امام سر نائب امام را کشید!!

چکیده :جنگ نیست اما ناامنی به مراتب گسترده تر است از زمان جنگ !! تازه فهمیده ایم به اسم امنیت چه کلاه بزرگی بر سرمان رفته است! چرا که امنیت فقط امنیت نیست! یعنی هست ولی در بعد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی هم هست و تنها نظامیش به درد نمی خورد...


سید هاشم فیروزی

گویا حال و هوای این روزهای کشور برای برخی از سیاسیون تداعی کننده نیمه نخست سال ۱۳۵۷ است!!

یا باورشان شده انقلاب مردم قطعیست!
و یا نقش ساواک را برای خویش پذیرفته اند!

غیر از این باشد این تداعی شفاف در رها شده گی امور و کشتار نرم مردم چه معنا می دهد پس!

جنگ نیست اما ناامنی به مراتب گسترده تر است از زمان جنگ !!
تازه فهمیده ایم به اسم امنیت چه کلاه بزرگی بر سرمان رفته است!
چرا که امنیت فقط امنیت نیست!
یعنی هست ولی در بعد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی هم هست و تنها نظامیش به درد نمی خورد خیلی!!

کمبود در کشور نیست اما قیمت ها ثانیه و دقیقه می زند!
می دانی چرا کمبود بهتر از این وضع می باشد؟

در کمبود، حجم بهره مندان از رانت و احتکار محدود است.آحاد شبیه یکدیگر هستند و در این شرایط تمامی بهره مندان باهم به پیش می روند و اهم ملت به پس می روند!!

رفتند که رفتند فدای سر نظام…

یکی با دروغ و فریب در حال ایجاد گشایش در مردم است و فشار بر گرده ملت را با افت ۷۰ درصدی پول در بورس و گرانی روزمره مایحتاج و مسکن و خودرو زیاد می کند تا به خیابان بیایند و دیگری سیاست سکوت و برهم نخوردن بازی را در پیش گرفته و ملت را سرکوب می کند تا به خیابان نیایند.

ای خاک بر سر هر دوی شما که آن چیزی که برایتان مهم نیست مردم است…

اساسا از چنین ساختار آشفته ای آیا امکان برون داد تصمیم صحیح در نسبت با وضع موجود را می توان متصور بود؟

(آیه ۱۵۰ سوره اعراف)

«و چون‌ موسی‌ خشمناک‌ و اندوهگین‌ ‌به‌ نزد قوم‌ ‌خود‌ بازگشت‌، ‌گفت‌: ‌پس‌ ‌از‌ ‌من‌ بد جانشینانی‌ برایم‌ بودید! آیا ‌در‌ باره‌ی‌ امر پروردگار خویش‌ [و تمدید میعاد] عجله‌ کردید! و الواح‌ ‌را‌ بینداخت‌ و سر برادرش‌ ‌را‌ گرفته‌ ‌به‌ سوی‌ ‌خود‌ می‌کشید [هارون‌] ‌گفت‌: ای‌ پسر مادرم‌! ‌این‌ قوم‌، مرا تضعیف‌ کردند و نزدیک‌ ‌بود‌ مرا بکشند ‌پس‌ مرا دشمن‌ شاد مکن‌، و مرا ‌در‌ شمار ستمکاران‌ میاور»

حضرت موسی هنگامی جامعه خویش را در مسیر اضمحلال و هبوط می بیند در وهله نخست سراغ دیگر پیامبر الهی یعنی جناب هارون که از قضا برادر او نیز هست می رود.
سرش را می کشد، طوریکه نص صریح آیه بیانگر بی احترامی به ایشان است.

دو نکته مهم تدبری در این آیه وجود دارد:

اولا فهم نحوه مواجه اولیاء خداوند بر سر دین و دنیا مردم با یکدیگر است که باهم شوخی ندارند و در وهله بعد این واقعه شاقولیست برای مطالبه از مسببان وضع موجود در هر زمان و مکانی!

یعنی بعبارتی امام زمان جامعه ای در یک برهه تاریخی برای وضع موجود غیر قابل قبول سراغ مردم نمی رود در گام نخست، بلکه سراغ شخصی می رود که مردم را به او سپرده، آن هم با آن وضع سخت و خشن.
رابطه خویشاوندی و وجه نظام و خشنودی دشمن و مصلحت و… را هم رعایت نمی کند و در انظار عموم سر را می کشد…

هر چند بعدا مشخص می شود جناب هارون بی تقصیر است و این اهمیت موضوع را دو چندان می کند.
پیامبری الهی پیامبری دیگر را که برادرش است در نزد مردم برای فلاح مردم اینگونه مواخذه می کند ولو در نهایت او بی گناه باشد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.