سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » باید بتوانیم مکتب فقهی آیت‌الله صانعی را تدوین و ترسیم کنیم؛ نشست بررسی سلوک علمی ...

باید بتوانیم مکتب فقهی آیت‌الله صانعی را تدوین و ترسیم کنیم؛ نشست بررسی سلوک علمی آیت الله العظمی صانعی در پژوهشگاه اندیشه دینی معاصر

چکیده : اعتنای به سرمایه ی فقه شیعه به صورت عام و برخی مثل مرحوم محقق اردبیلی به صورت خاص است که دوستان هم اشاره کردند، خیلی نسبت به این سرمایه ی فقهی اعتنا داشتند. این نوآوری ها را از بطن همین فقه داشتند و به نظر من به دلیل اعتنای به روش فقهای گذشته این موفقیت را داشتند. البته نمی‌توان از همه آرای فقهی دفاع...


سید ضیا مرتضوی

چند نکته را در تاکید بر آنچه که دوستان ارجمند فرمودند، عرض میکنم: یکی از آن نکات، نشاط علمی مستمر حضرت آیت‌الله صانعی تا روزهای آخر بود(یعنی همان دوشنبه ی هفته ی قبل که آخرین جلسه‌ای بود که مجمع الفائده دنبال می شد و سه شنبه اش که ایشان ماهانه آمپولی به خاطر قند به چشمشان می زدند نتوانستند تشریف بیاورند). در واقع در طول سالهایی که من توفیق حشر و نشر خدمت ایشان را داشته ام، هر جلسه‌ای که خدمتشان می‌رسیدم نکته ی علمی و یا مساله ای را استفاده می‌کردیم.

یکی از غصه هایی که ایشان می خورد و اظهار ناراحتی می کرد این بود که من نمیتوانم الان درست مطالعه کنم. کتاب را با دستگاه هایی که بزرگ نمایی میکند و در منزل برایشان فراهم شده بود، مطالعه میکردند. بالاترین غصه ایشان این بود که نمی توانند درست مطالعه کنند. من به عنوان طلبه ی کوچکی عرض میکنم که ایشان تا آخرین روزی که خدمتشان رسیدیم، این نشاط و اهتمام علمی را داشتند و این برای ما درس است.

دوم اعتنای به سرمایه ی فقه شیعه به صورت عام و برخی مثل مرحوم محقق اردبیلی به صورت خاص است که دوستان هم اشاره کردند، خیلی نسبت به این سرمایه ی فقهی اعتنا داشتند. این نوآوری ها را از بطن همین فقه داشتند و به نظر من به دلیل اعتنای به روش فقهای گذشته این موفقیت را داشتند. البته نمی‌توان از همه آرای فقهی دفاع کرد.

نکته ی سوم اعتنای به تلاش های دیگران است. ایشان مکرر از سایر علوم مثال می زدند. درست است که فقه و علوم اسلامی جایگاه و ارزش ویژ‌ه‌ای دارد، ولی به بهای این که ما تلاش های علمی دیگران در سایر علوم را دست کم بگیریم هم نیست. مثلا می گفتند یک پزشک غیر مسلمانی داخل ایران آمده است تا شما را جراحی کند، حالا زدید این را کشتید، اگر تنها ۸۰۰ درهم دیه داده شود این درست نیست.

نکته ی دیگر تشویق دیگران و شاگردان به بازنگری در آرای موجود بود. ایشان مکرر می فرمودند، بنویسید ولو منتشر نکنید، الان ظرفیت نیست. در مورد همین بحث شرط ذکورت در قضاوت، در کنگره ی محقق اردبیلی بنده به پیشنهاد آیت الله استادی مقاله‌ای درباره آن نوشتم که این شرط را نفی می‌کرد و قبل از این که آن را به کنگره بدهم یا همزمان، نسخه ای را به محضر ایشان دادم. ایشان مقاله را خوانده بودند و بعد از درس بنده را خواستند و با استعجاب و استقبال از مقاله از این که یک طلبه ای بالاخره رفته سراغ این ادله و کل ادله را آورده و نقد کرده اظهار لطف کردندو این تشویق دیگران مکرر وجود داشت. روش عملی خودشان هم اینطوری بود و به ما آموزش می دادند.

نکته ی دیگر تلاش برای فهم عقلی و جدید ادله ی لفظی بود. این مساله ی مهمی است که گاهی دو سه روز ذهن ایشان را درگیر می کرد. یعنی مکرر می گفتند دیشب خوابم نبرده، گاهی هم بنده دو سه روز بعد که خدمتشان می‌رفتم، معلوم می‌شد ایشان منتظر بوده‌اند که بنده بروم و بگویند مساله این طور بوده است. این خیلی سرمایه ی بزرگی است که انسان فهم جدیدی از ادله داشته باشد.

نکته ی دیگر اعتنای به نکات ریز فقهی است. گاهی نکات ریزی که به چشم ما نمی آمد برای ایشان مهم بود. یک نکته هم که برای همه ی ما درس است، شجاعت در تجدیدنظر روی آرای قبلی است. ایشان رسم داشتند که استفائات را تاریخ می زدند و نکته اش این بود که در موارد تجدیدنظر معلوم شود آن دیدگاه مربوط به چه زمانی بوده است؟ چنان که یکی از نخستین تجدید نظرهای ایشان محدودسازی راههای ثبوت رویت ماه بود که ایشان حکم حاکم را از رساله خود حذف کردند.

نکته ی دیگری که در میان مبانی ایشان است و من جایی هم اشاره کردم، این است که نگاه ایشان مبدایی شد برای مطالعات بعدی و تجدیدنظر خودم در خیلی از مسائل، و در نوع نگاه بنده به انسان. یک مثال بزنم: گاه در حوزه ما طلبه ها را از نظر فکری درست بار نمی‌آورند. من سال ۶۴ مکه مشرف شده بودم، و رفتیم غار حراء، موقع برگشتن که آفتاب در حال غروب بود، یک دختربچه ی عرب که حدود ۱۰ سالش بود، در مسیر برگشت به عنوان سائل ایستاده بود که کمکش کنند. من چقدر با خودم کلنجار رفتم که یک ریال سعودی را به او بدهم یا ندهم؟ به چه عنوان به ایشان بدهم؟ به یک فرد غیر شیعه؛ به چه عنوان؟ بحث سر پولش نبود ولی شبهه‌ام این بود که چگونه به یک غیر شیعه کمک کنم؟! آخرش خودم را قانع کردم گفتم یک ریال چیزی نیست. ولی سال های بعد بر اساس همین تعلیمات ایشان و نوع نگاه ایت‌الله صانعی و مطالعات بعدی خودم دیگر نگاهم به انسان ها و غیر مسلمان ها عوض شد. یعنی بنده اینکه الآن برای حفظ جان تمام انسان ها دعا کنم مشکلی ندارم. نگاه ایشان به انسان به ماهو انسان بوده و یک نگاه تشریفاتی نبود. واقعی بود و این تاثیر زیادی در فتاوای ایشان گذاشته است.

نکته ی آخر اینکه برای نگارش مقاله ای مبسوط که چند سال پیش در باره دیدگاه‌های حضرت آیت‌الله صانعی نوشته ام و منتشر شده یک دور دیدگاه‌های فقهی ایشان را مرور کردم و بعد به ذهنم رسید که آیا ما می توانیم مثل مکتب فقهی محقق اردبیلی، مکتب فقهی آیت الله صانعی هم داشته باشیم یا نه؟ در ذهنم شکل گرفت که بله. چرا که مبانی معرفتی ، جهان بینی و نگاه ایشان به جهان، انسان ، جامعه و حتی به حکومت، از حیث کلامی وجود دارد و نکته ی ثقل آن هم مساله ی نگاه به انسان است. با آن جهان بینی و مبانی کلی اصولی و فقهی ایشان و در مرحله ی بعد مسائلی که جناب استاد مهریزی اشاره فرمودند، به راحتی می شود چیزی را به عنوان مکتب فقهی آیت الله صانعی معرفی کرد و در آن مقاله پیشنهاد آن را مطرح کردم. بنده به برخی از نزدیکان ایشان هم اشاره کردم، چیزی که به درد ما طلبه ها می‌خورد و ماندگار و موثر است و فقه ایشان را نشان می دهد، این است که بتوانیم مکتب فقهی ایشان را تدوین و ترسیم کنیم.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.